انجمن ادبی بین المللی بانوان انجمن دی(انجمن بین المللی فارسی زبانان ) | خاص(دوستان)

سازمان ملل : ممه  برای همه ( بازی های خوشآید برای آخوند ها)

سازمان ملل : ممه برای همه ( بازی های خوشآید برای آخوند ها)

انجمن بین المللی بانوان :(زیر عبای نرم آغا)قانون اساسی


در کالیفرنیا که یکی از سرسبزترین و زیباترین ایالت های امریکاست، دانشمندان از 5 سال پیش خطر خشکسالی را پیش بینی کرده‌اند.
همه نهادها احساس خطر کردند، کارواش‌ها و استخرها دستور داده شده‌اند که از دستگاه‌های تصفیۀ آب استفاده کنند تا از همان آب مصرفی دوباره استفاده کنند.
شهرداری استاندارد شیرهای دستشویی‌ها و حمام‌ها را عوض کرد و همۀ ساختمان‌ها موظَّف شدند از شیرآلاتی استفاده کنند که حجم کمتری از آب را از خود بیرون می‌کنند.
آب آپارتمان‌ها محاسبۀ هزینه‌اش بر اساس تعداد نفر شد، خانه‌هایی که اتومبیل یا چمن زیاد آب می‌دهند جریمه‌های سنگین می‌شدند.
همۀ دانشگاه‌ها و ادارات دولتی موظّف شدند تا سه سال آینده از چشم‌های الکترونیک برای شیر دستشویی‌های خود استفاده کنند و حتّی استانداردهای حجم سیفون توالت‌ها هم تغییر کرد.
شرکت‌های تحقیقاتی روی شیوۀ جدید آبیاری کشاورزی کار کردند و میزان آب مصرفی کشاورزی 41 درصد کمتر شد.
خلاصه همه چیز در جهت صرفه‌جویی آب.💦💧
امروز گفته می‌شود خطر کم‌آبی در کالیفرنیا نسبت به دیگر ایالت‌ها 7 سال عقب‌تر می‌افتد.
اما اصل ماجرا، شاهکار کالیفرنیایی‌ها روی پدیده‌ای بود به اسم Embodied water ، یا آبی که به چشم نمی‌آید. داستان چه هست؟

شما حجم زیادی برگه در پرینترتان دارید یا چرک‌نویس‌های روزانه.
آیا می‌دانید برای تولید هر برگه A4 تا رسیدن به شما،یک لیتر آب مصرف می‌شود؟
آیا می‌دانید برای تولید هر کفش چرم زنانه یا مردانه تان 811 لیتر آب مصرف شده؟
آیا می‌دانید برای تولید یک عدد نان سنگگ که هر روز خانواده می‌خورند 201 لیتر آب صرف شده؟
و آیا می‌دانید هر شلوار لی که هر یک از ما می‌پوشیم برای تولیدش 1000 هزار لیتر آب صرف شده است؟⁉️
این‌ها آب پنهان در زندگی ما هستند.
مصرف آب پنهان ما انسان‌ها، 91 درصد مصرف آبی است که هر روز مصرف می‌کنیم.
و بخش زیادی از آن مربوط به محصولات خوراکی و پوشش و لوازم زندگی می‌شوند.
وقتی یک کشور می‌گوید با خطر خشکسالی روبه‌روست، معنی‌اش این است که تاثیرش پشت همۀ این خوراکی‌ها و لباس‌ها و حتّی مانیتور و کتاب و یک لیوان شیر روی میز شماست اگر تمام شود، این محصولات هم کم‌کم دیگر تولید نمی‌شوند.
این یک بحران است. به آن توجّه کنید.
دفعۀ بعد که یک کیلو سیب‌زمینی خریدید، حواس‌تان باشد در مصرف‌اش دقّت کنید، برای تولید آن یک کیلو 111 لیتر آب از آب ایران کم شده است و آن 111 لیتر به سختی جایگزین می‌شود!

💧ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ .

.ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﯿﻢ
ﺗﺎ :
ﺭﻭﺯﯼ 17000000
ﻟﯿﺘﺮ آﺏ ، ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮﺩ.
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ بگذارید.‌
💧ﻭﺭﻭﺩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻫﺸﺘﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ
(ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﻮﺷﻬﺮ ﻭ ﺍﺳﺘﺎن‌هاﻯ ﻫﻤﺠﻮﺍﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺷﻬﺮ. ﻭ ﻧﻮﺍﺣﻰ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻕ ﻭ ﺷﺮﻕ ﮐﺸﻮﺭ )
ﻃﺒﻖ ﮔﻔﺘﻪ‌ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ 8ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻭﺭﻩ30ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ...
💧ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﮐﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻧﺒﺎﺷﯿﻢ،
ﺗﺎ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!
💧ﻃﺒﻖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻧﺎﺳﺎ ﺷﺪّﺕ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪّﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﺭﺩﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺾ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺯﺭﺍﻋﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺟﺪّﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ به‌گفتۀ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﻤﻪ‌ﺧﺸﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺸﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!!

💧ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍین‌که ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ۲۵ % ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ،ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻋﺒﻮﺭ می‌کنیم!

نقش و جایگاه ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و کارکرد آن در عمل چیست ؟

این موضوع نه تنها از منظر حقوقی و سیاسی بلکه از منظر اجتماعی و تاریخی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد..

بخش اول: وظایف و اختیارات رهبر در قانون اساسی

بیایید ببینیم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی برای رهبر یا ولی فقیه تعریف کرده است.

اصل ۱۱۰ قانون اساسی به طور مشخص به وظایف و اختیارات رهبر اختصاص دارد. این اصل که ستون فقرات جایگاه رهبری در نظام سیاسی ایران است و وظایف متعددی را برای رهبر مشخص می‌کند. از جمله این وظایف می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

تعیین سیاست‌های کلی نظام: رهبر مسئول تعیین سیاست‌های کلی نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام است. این سیاست‌ها به عنوان خطوط راهنمای کلی کشور عمل می‌کنند. حالا ممکن است که گفته شود رهبری فقط سیاست‌ها را تعیین می‌کند ولی بقیه مسائل به عهده دیگران است! حال ببینیم آیا وظایف او به همین مقدار محدود است یا نه.

نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام: رهبر وظیفه دارد اطمینان حاصل کند که این سیاست‌ها به درستی اجرا می‌شوند.

نصب و عزل مقامات کلیدی: رهبر اختیار نصب و عزل مقاماتی مانند رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صداوسیما، فرماندهان ارشد نظامی، و فقهای شورای نگهبان را دارد.

حل اختلاف بین قوا: رهبر وظیفه دارد در صورت بروز اختلاف بین قوای سه‌گانه (مقننه، مجریه، قضائیه)، هماهنگی لازم را ایجاد کند.

بر اساس این اصول گمان میرود فلسفه وجودی او همانا هم کامون کردن نیروها و جلوگیری از اصطکاک بین ایشان و هدر رفتن امکانات است

فرماندهی کل نیروهای مسلح، اعلام جنگ و صلح ، امضای حکم رئیس‌جمهوری و عفو یا تخفیف مجازات محکومان بخش دیگری از وظایف اوست

علاوه بر اصل ۱۱۰، اصول دیگری نیز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به جایگاه رهبر اشاره دارند. برای مثال:

اصل ۵: این اصل، ولایت فقیه را به عنوان مبنای نظام جمهوری اسلامی معرفی می‌کند و می‌گوید در زمان غیبت امام زمان، اداره امور کشور(ولایت امر) بر عهده فقیه عادل و با تقوا است.

اصل ۱۰۹: شرایط لازم برای رهبری، مانند عدالت، تقوا، آگاهی به مسائل زمان، و توانایی مدیریت را برمی‌شمارد. او باید بینش صحیح سیاسى و اجتماعى, تدبیر, شجاعت, مدیریت و قدرت کافى براى رهبرى

این اصول، جایگاه رهبر را به عنوان محور اصلی نظام سیاسی تثبیت می‌کنند. رهبر نه تنها در رأس نظام قرار دارد، بلکه اختیارات گسترده‌ای در حوزه‌های سیاسی، نظامی، قضایی و حتی فرهنگی به او اعطا شده است. اما سؤالم اینجاست: این اختیارات گسترده با چه هدفی طراحی شده‌اند؟

بخش دوم: اهداف اولیه ولایت فقیه

برای درک بهتر کارکرد ولایت فقیه، باید به اهداف اولیه‌ای که برای این نهاد در نظر گرفته شده بود نگاه کنیم. ایده ولایت فقیه، که ریشه در اندیشه‌های آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی دارد، بر این اساس شکل گرفت که در غیبت امام زمان، یک فقیه عادل و آگاه باید رهبری جامعه اسلامی را بر عهده بگیرد تا هم از انحراف جامعه جلوگیری کند و هم کشور را به سوی اهداف اسلامی هدایت نماید.

بر اساس نظریه ولایت فقیه، اهداف اصلی این نهاد عبارت‌اند از:

حفاظت از ماهیت اسلامی نظام: ولایت فقیه قرار بود تضمین‌کننده این باشد که قوانین و سیاست‌های کشور با اصول اسلامی سازگار بمانند. این هدف به‌ویژه در برابر نفوذ فرهنگ غربی و سکولاریسم مطرح شد.

ایجاد هماهنگی بین قوا و نیروها: با توجه به پیچیدگی‌های اداره یک کشور، ولایت فقیه به عنوان نهادی فراقوه‌ای طراحی شد تا از پراکندگی نیروها جلوگیری کرده و هماهنگی بین قوای مختلف را تضمین کند.

رهبری کشور به سوی اهداف انقلاب: انقلاب اسلامی اهدافی مانند استقلال، عدالت اجتماعی، و پیشرفت همه‌جانبه را دنبال می‌کرد. ولی فقیه قرار بود به عنوان رهبر معنوی و سیاسی، کشور را به این اهداف نزدیک کند.

نظارت بر عملکرد قوا: ولایت فقیه وظیفه داشت با نظارت بر قوای سه‌گانه، از انحراف آنها جلوگیری کرده و اطمینان حاصل کند که نظام در مسیر درست حرکت می‌کند.

این اهداف، در تئوری، بسیار آرمانی و منطقی به نظر می‌رسند. اما پرسش اصلی این است: آیا ولایت فقیه در عمل توانسته به این اهداف دست یابد؟ یا اینکه، همان‌طور که برخی منتقدان می‌گویند، این ساختار به جای حل مشکلات، خود به مشکلی تبدیل شده است؟

بخش سوم: نقد کارکرد ولایت فقیه در عمل

حالا بیایید نگاهی به عملکرد ولایت فقیه در چهار دهه گذشته بیندازیم، به‌ویژه در دوره رهبری آیت‌الله علی خامنه‌ای که از سال ۱۳۶۸ تاکنون ادامه دارد. آیا این نهاد توانسته به اهداف خود دست یابد؟ یا اینکه نقص‌هایی در ساختار و عملکرد آن به وجود آمده که مانع تحقق این اهداف شده است؟

الف) عدم هماهنگی بین قوا و پراکندگی نیروها

یکی از اهداف اصلی ولایت فقیه، ایجاد هماهنگی بین قوای مختلف و جلوگیری از پراکندگی نیروها بود. اما شواهد نشان می‌دهد که این هدف محقق نشده است. برای مثال، در طول سال‌های گذشته، بارها شاهد تنش‌ها و اختلافات علنی بین قوه مجریه (دولت)، قوه مقننه (مجلس)، و قوه قضائیه بوده‌ایم. حتی ایجاد نهادهایی مانند شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا که در دوره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای تشکیل شد، نتوانسته این اختلافات را به طور کامل برطرف کند. در معدود دفعاتی که رهبری با دخالت مستقیم اوضاع را به نحوی که میخواست تغیر داد ، یکی تصویب برجام در تنها ۲۰ دقیقه بود که عواقب مخرب آن بر کسی پوشیده نیست ؟

یکی از نمونه‌های بارز شکست در هماهنگی، ناکامی در تحقق سند چشم‌انداز ۲۰ ساله است که قرار بود ایران را تا سال ۱۴۰۴ به قدرت برتر منطقه در زمینه‌های اقتصادی، علمی و فناوری تبدیل کند. اما گزارش‌های رسمی و غیررسمی نشان می‌دهند که ایران نه تنها به این اهداف نزدیک نشده، بلکه در بسیاری از شاخص‌ها، مانند رشد اقتصادی، تورم، و بیکاری، وضعیت بسیار نامطلوبی دارد. این ناکامی نشان‌دهنده نبود هماهنگی و بهره‌وری در استفاده از منابع و نیروهای کشور است.

به جای هم‌افزایی، ساختار ولایت فقیه به نوعی باعث ایجاد اصطکاک بین بخش‌های انتخابی (مانند دولت و مجلس) و بخش‌های انتصابی (مانند شورای نگهبان، قوه قضائیه، و نهادهای نظامی) شده است. برای مثال، رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخاباتی توسط شورای نگهبان، که اعضای فقهای آن توسط رهبر منصوب می‌شوند، بارها باعث کاهش مشارکت مردم و ایجاد تنش بین نهادهای انتخابی و انتصابی شده است.

ب) حمایت از مفسدان و ایجاد حاشیه امن

یکی از انتقادات جدی به عملکرد ولایت فقیه، به‌ویژه در دوره آیت‌الله خامنه‌ای، تبدیل شدن این نهاد به حاشیه‌ای امن برای برخی افراد و گروه‌هایی است که به فساد اقتصادی یا سیاسی متهم هستند. بر اساس شواهد و گزارش‌های متعدد، افرادی که به طور علنی از رهبری حمایت می‌کنند، حتی در صورت ارتکاب تخلفات بزرگ، از پیگرد قضایی مصون می‌مانند.

دو نمونه بارز در این زمینه، محمدباقر قالیباف، رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی، و حجت‌الاسلام کاظم صدیقی، امام‌جمعه تهران، هستند. قالیباف در طول سال‌های گذشته با اتهامات متعددی در زمینه فساد مالی، از جمله در دوران شهرداری تهران، مواجه بوده است. با این حال، نه تنها هیچ‌گاه به طور جدی مورد بازخواست قرار نگرفته، بلکه به یکی از مقامات ارشد نظام تبدیل شده است. به همین ترتیب، اتهامات مربوط به فساد مالی در حوزه علمیه تحت مدیریت کاظم صدیقی نیز با واکنش جدی قضایی مواجه نشد و حمایت‌های رهبری از او ادامه یافت.

این الگو نشان می‌دهد که نزدیکی به رهبر و حمایت از او، به نوعی به افراد حاشیه امن می‌دهد تا از عواقب اعمال خود در امان بمانند. این موضوع با هدف اولیه ولایت فقیه، یعنی نظارت بر اجرای عدالت و جلوگیری از انحراف نظام، در تضاد کامل است.

ج) تمرکز قدرت و کاهش پاسخگویی

یکی دیگر از مشکلات ساختاری ولایت فقیه، تمرکز بیش از حد قدرت در دست رهبر است. اصل ۱۱۰ قانون اساسی به رهبر اختیارات گسترده‌ای می‌دهد، اما مکانیزم‌های نظارتی مؤثری برای پاسخگو کردن او وجود ندارد. مجلس خبرگان رهبری، که قرار بود بر عملکرد رهبر نظارت کند، در عمل به نهادی تشریفاتی تبدیل شده است. این تمرکز قدرت باعث شده که تصمیم‌گیری‌های کلان کشور، بدون شفافیت و پاسخگویی کافی، در دست یک فرد یا حلقه نزدیک به او متمرکز شود.

این ساختار متمرکز، نه تنها باعث کاهش کارایی نظام شده، بلکه به عاملی برای ایجاد نارضایتی عمومی تبدیل شده است. وقتی مردم می‌بینند که فسادهای بزرگ بدون مجازات باقی می‌مانند و تصمیم‌گیری‌ها بدون مشارکت واقعی آنها انجام می‌شود، اعتمادشان به نظام کاهش می‌یابد.

بخش چهارم: نتیجه‌گیری و تحلیل نهایی

حالا که به اصول قانون اساسی و اهداف ولایت فقیه نگاه کردیم و عملکرد آن را در عمل بررسی کردیم، وقت آن است که نتیجه‌گیری کنیم. آیا ولایت فقیه توانسته به اهداف اولیه خود، یعنی حفاظت از ماهیت اسلامی نظام، ایجاد هماهنگی بین قوا، و هدایت کشور به سوی اهداف انقلاب دست یابد؟ یا اینکه، همان‌طور که منتقدان می‌گویند، به ساختاری فشل و غیرکاربردی تبدیل شده است؟

بر اساس تحلیل ها، شواهد نشان می‌دهد که ولایت فقیه در عمل با چالش‌های جدی مواجه بوده است. به جای ایجاد هماهنگی، این نهاد به عاملی برای اصطکاک بین بخش‌های انتخابی و انتصابی نظام تبدیل شده است. ناکامی در تحقق اهداف سند چشم‌انداز ۲۰ ساله و ادامه اختلافات بین قوا، گواهی بر این مدعاست. از سوی دیگر، تمرکز بیش از حد قدرت در دست رهبر و نبود مکانیزم‌های نظارتی مؤثر، باعث شده که این نهاد به جای نظارت بر اجرای عدالت، به حاشیه‌ای امن برای برخی افراد و گروه‌های فاسد تبدیل شود.

نمونه‌هایی مانند محمدباقر قالیباف و کاظم صدیقی این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا ولایت فقیه به جای خدمت به اهداف انقلاب، به ابزاری برای حفظ منافع گروه‌های خاص تبدیل شده است؟

به قول معروف، برخی افراد بعد از فساد و دزدی با حمایت از رهبری انگار به «زیر عبای امن آقا» پناه میبرند. این عبارت، که در فضای عمومی ایران گاهی به طعنه به کار می‌رود، به خوبی نشان‌دهنده این واقعیت است که نزدیکی به رهبر می‌تواند به معنای مصونیت از پاسخگویی باشد. مادامی که افراد و گروه‌ها از رهبری حمایت کنند، حتی در فاسدترین حالت، جای آنها امن است. این موضوع نه تنها با عدالت اسلامی در تضاد است، بلکه به کاهش مشروعیت نظام در نزد مردم منجر شده است.

جلیلی -قالیباف -زاکانی -بزرپاش-اژه ای -مجید انصاری -مخبر- فتاح- لاریجانی - علی انصاری+جمیله علم الگدا

رد صلاحیت شده ها:

ظریف- احمدی نژاد-(کلیه دار وُ دسته اسهال طلب) خاتمی - دختر (رفسنجانی+مش قاسم ) حسن خمینی

ناطق قوری +خانم ابتکار + فرزندان (رجائی ، باهنر ، بهشتی ، رئیسی)

امام طبری می آورد: «ولکلِّ قومٍ سُنَّه ٌوإمامُهَا»[۱]و هر قومی برای خودش دارای سنت، شریعت، برنامه و نظام و حاکمیت و دارای امام خاص خودش است. شخصی که در آمریکا یا اروپا یا هر یک از کشورهای سکولار زندگی می کند اهل قوانین و سنت و شریعت همان کشور است نه اهل سنت و شریعت و قوانین شریعت الله. اهل سنت هست اما اهل سنت سکولاریستها نه اهل سنت اسلام، دارای امام هم هست امام امامی که آن کشور سکولار دارد.

دارالاسلام سرزمینی است که قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد و رهبر آن نیز یک مسلمان باشد، این رهبر مسلمان امام این سرزمین نامیده می شود که باید در غیر معصیت الله از آن اطاعت کرد اما امروزه چنان تفرق و فرقه بازی و دلخوش شدن به ضرار سازی مُد شده است که حتی برای عده ای جرئت گفتن اینکه فلان رهبر دارالاسلام امام محسوب می شود نیز دشوار است؛ حتی سعی می کنند فراموش کنند که امام دارالاسلام ی که امام احمد بن حنبل خود را ملزم به اطاعت از آن در غیر معصیت الله می دانست مامون و معتصم و واثق معتزلی بودند یا امام دارالاسلامی که صلاح الدین ایوبی در دورانی به آن خدمت می کرد یک شیعه فاطمی بود و…

ادامه انجمن بانوان

دبیر خانه انجمن بین المللی (بانوان)می‌گویند ظلم تاریخی به زن شده > ادامه مطلب

بانوان بین الملل » یوم الله تشییع اُم القرای جهان :سِد علی آخر بجنبان ریش را

شرایط مذاکره جمبوری اسهالی طوریه که اگه رهبر به شوخی اعلام کنند : ۲+۲ می‌شود ۵

فرداش ۷۸۰ نفر از ریاضی‌دانان برجسته کشور در نامه‌ای سرگشاده اعلام می‌کنن که آن‌ها هم مدت‌هاست به همین نتیجه رسیدن که عدد " ۴ "اصلا در ریاضیات وجود نداشته و توطئه بیگانگان بوده،
۲۰۰ نفر از نمایندگان مجلس هم دو روز بعد طرح حذف عدد ۴ از محاسبات را درخواست می‌کنند،
وزرای بهداشت و آموزش عالی هم از این رهنمود تشکر می‌کنند !!!!
در خطبه های نماز جمعه از خیانت هایی که عدد چهار در تاریخ ریاضی به جهان اسلام کرده پرده برمی‌دارند،
و آتش به اختیارها پای مداحی محمود کریمی بر سر می‌زنند و با ناله و گریه خدا رو شکر می‌کنند که چه زود چهره واقعی عدد ۴ با روشنگری مقام معظم رهبری آشکار شد و چگونه ایشان چهره کثیف آن را برای جهان اسلام نمایان کرد.

آفت کشور ما این است : چاپلوسی، ترس، عدم اراده و نداشتن تفکر..!!!!

*چگونه یک نفر می‌تواند، مردم یک کشور را به فقر و انزوا بکشاند؟*

انور خوجه مردی کتابخوان، خوش‌برخورد و خوش‌سیما بود اما در واقع شخصیتی متعصب، بیگانه‌ستیز، بدگمان و خونریز بود.
از بخت بد مردم آلبانی، انور خوجه اداره این کشور را در پایان جنگ جهانی دوم به دست گرفت.
و به مدت ۴۱ سال با قدرت کامل با تمام قوا ایدئولوژی خودش رو پیش برد و تنها کسی بود که در آلبانی اجازه داشت هرکاری را که می‌خواهد انجام دهد.

خوجه با این که حداقل از بعد از جنگ دوم جهانی تمام قدرت را در آلبانی در اختیار داشت اما هیچ وقت از توهم توطئه دست برنمی‌داشت.
به‌طوری‌که یک کشور مدیترانه‌ای در همسایگی یونان و ایتالیا را به یک پادگان بزرگ تبدیل کرد.

او سر آشتی با هیچ کشوری نداشت و با عناوینی
مثل “دفاع از امنیت کشور” شروع به سنگرسازی در گوشه‌گوشه آلبانی کرد.

خوجه برای کشوری که تقریباً سه میلیون نفر جمعیت داشت، حدود ۲۰۰ هزار سنگر ساخت.

هرچند برنامه اولیش ساخت یک سنگر به ازای هر چهار نفر بود.
سنگرهایی که ساخته می‌شد، مهندس سازنده آن توسط خوجه در درونش قرار می‌گرفت و سپس با تانک به سنگر شلیک می‌کرد تا مقاومت و کیفیتش آنی و عملی آزمایش بشه.

خوجه انور در مسیر رسیدن به آرمان‌های جمهوری خلق آلبانی که در واقع همان مبارزه با امپریالیسم و سرمایه‌داری بود، از هیچ کاری دریغ نکرد.

از تصفیه‌های سیاسی گرفته تا بستن کشور به روی اقتصاد جهانی و البته ساخت قارچ‌گونه سنگرهای بتونی. سنگرهایی که هنوز هم که هنوز است در کوچه‌پس‌کوچه‌ها و خیابان‌های آلبانی وجود دارد.


میراثِ خوجه برای آلبانی، فقر و انزوا بود.

آلبانی تحت حکومت خوجه مثل زندان شاوشنگ بود
با سلول‌های انفرادی و دیوارهایی بلند که حتی امکانات کم‌نظیر آن زندان را هم نداشت.

شاوشنگ کتابخانه‌ای با کتاب‌هایی فراوان و سالنی برای ورزش داشت و آنچه از زندانی سلب می‌شد تنها آزادی او بود آن‌هم به این دلیل که جرمی سنگین مرتکب شده است. اما شهروندان آلبانیایی بدون این که جرمی مرتکب شده باشند در زندان انور خوجه در اسارت بودند. چند سال بعد از فوت انور در ۱۹۸۵ و با فروپاشی شوروی، میراثش در کتابخانه سرخ مارکسیسم-لنینیسم آرشیو شد تا آیندگان بدانند که چگونه یک تفکر می‌تواند یک کشور را به فقر و انزوا بکشاند
و برخلاف ادعاهای عدالت‌طلبانه خود، عایدی جز وحشت و فلاکت برای اتباع تحت سیطره خود نداشته باشد.

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی(انجمن بین المللی فارسی زبانان )خواهر هدایت

قفس را کنج خلوت کرده این عشق
به آب و دانه عادت کرده این عشق

ندیدم نوش دارو بهتــر دوست
به خون دل قناعت کرده این عشق

تا سحر منتظرت خیره به در شیرینم
برسد یا نرسد از تو خبر شیرینم

زده غم صاعقه بر خرمن جانم چه کنم؟
تو به دادم نرسی وقت خطر شیرینم

ترسم اینست به این فاصله عادت بکنی
دیگر از من نکنی یادی اگر شیرینم

زیر این سقف ترک خورده‌ ی دنیافرهاد
شود احساسم اگر بی تو هدر شیرینم

اگر اشکم نشود جاری و از برکه‌ی چشم
به سرش هم نزند فکر سفر شیرینم

نپرد مرغ دلم هر شب اگر از قفسش...
نزند تا لب ایوان تو پر شیرینم

سر راهم نکند حادثه ای سد بشود؟
نزنم سرزده دیگر به تو سر شیرینم

تازه وقتی برسم پیش تو از شدت شوق
چه بیایی چه نیایی دمِ در شیرینم !

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشت
تنِ تب کرده ی من حسرت گیسوی تو داشت

تو نبودی، دل آئینــــه مرا باز شـکست
شانه بر روی سرم زمزمه ی مـــوی تو داشـت

پیِ هر کعـــبه برفتم که طوافــــــی بکنم
هر اذانی که شنیدم قبله ای سوی تو داشت

چشم بر هم زدنی واله و شیــــدای تـو شد
هر پریشان که صلیبی به سر کوی تو داشت

چشم تو میکده ای، بر سر من گشـته خراب
وَه چه آوار شــرابی طــاق ابــروی تو داشت

زن بودن و رنج‌هایش…من زنم.دخترم.انسانی در کالبد جنسی مونث .اما پیش از آن‌که تنم تعریفم کند، روحم هویت من را معنی میبخشد!شخصیتی مستقل، با ذهن و قلبی که پیش از هر اندامی شکل گرفت.توانِ اندیشیدن دارم، قدرت استدلال، شورِ کشف و شعله‌ای خاموش‌نشدنی از پرسش.همان‌طور که به زیبایی یک پیراهن می‌اندیشم،ذهنم درگیر رازِ آفرینش است، درگیر چیستی هستی.اما…خسته‌ام.از نظامی مردسالار که مرا تنها جسمی می‌بیند؛ابزاری برای لذت، زنی برای زایش، مادری بی‌حق،مادری که دراختیار داشتن فرزندش هم سهم کمتری دارد.خسته‌ام…از جنگیدن برای ابتدایی‌ترین حقوقم.برای آزادی، برای اختیار بر پیکری که خانه‌ی من است و نه دیگری.از سیستمی که قرن‌ها در گوشم خواند: «تو ناتوانی»،

که ذهن زن، جای اندیشه نیست، فقط مأوای عشق است!خسته‌ام از توضیح دادن،از تکرار مداوم اینکه هورمون های من وزنانگی ام ،از قدرت تعقل و توانایی ام در درک مسائل نمی کاهد.که توانایی من در پختن غذایی خوش طعم یا اراستن صورتم هیچ تناقضی با توانایی فهمیدن مفاهیم فیزیک یا زیست ندارد.خسته ام از سکوت کردن،از اینکه صدایم شنیده نشد از اینکه سنجیده شدم فقط بر اساس ظاهرم .اما هنوز ایستاده‌ام.

با زخم‌هایی که مرهمی نداشتند،با صدایی که آموخته آرام نگیرد ، رسا باشد.من خسته‌ام،اما نه تسلیم‌شده.من زنی‌ام که قرن‌ها را در خود گریسته، و حالا،برای خود، برای دختران پس از خود،سخن می‌گویم،می‌نویسم،می‌جنگم.اما دیگر نه صبر دارم،نه تسلی می‌خواهم.از این خستگی، خشمی زاده شده که نه آرام است، نه سازگار.خسته‌ام،اما این خستگی، آتش شده در استخوانم.دیگر نمی‌خواهم بفهمانم،نمی‌خواهم توضیح بدهم،نمی‌خواهم اجازه بگیرم.می‌خواهم بشکنم آنچه قرن‌ها ما را در آن حبس کردند؛قفس‌های زرین با نامِ نجابت،با نقشِ مادر، با برچسبِ لطافت.ما از دلِ زخم‌ها، از زیرِ خاکسترِ تحقیر برمی‌خیزیم. برای بخشیده شدن،

برای پس‌گرفتن.این‌بار صدای ما اگر شنیده نشود،فریاد خواهد شد،و اگر فریاد بسنده نکرد،انقلاب خواهد شد.

تا روزی که زن بودن نه مایه‌ی درد،که وجودی بی‌نیاز از اثبات باشد.

ادامه انجمن بانوان

خانم  وزیر  اسناد (بانوان بین الملل)شهر سازی به روش اختلاس

خانم وزیر اسناد (بانوان بین الملل)شهر سازی به روش اختلاس

خانم وزیر! پس چه شد اسناد پرداخت هزینه های سفر خانوادگی؟!

عصر ایران - چند روز پیش، امیر حسین ثابتی، نماینده اصولگرای مجلس که در تقسیم بندی های سیاسی، جزو طیف تندروها محسوب می شود، سندی را رو کرد که برغم اختلافی که با دیدگاه های سیاسی او داریم، کارش را مصداق عمل به وظایف نمایندگی خواندیم و الان نیز بر همین باوریم چرا که ملاک، نه افراد که سخنان و اعمال شان است.
او در سندی ادعا کرد که وزیر راه و شهرسازی به همراه چند نفر از اعضای خانواده و بستگانش به هزینه سازمان هواپیمایی - از زیر مجموعه های وزارت راه - به کیش رفته و هزینه چند صد میلیون تومانی این سفر از بیت المال پرداخت شده است.

در پاسخ، وزارت راه و شهرسازی ضمن پذیرش اصل سفر اعلام کرد: «سفر انجام‌شده، سفری کاملاً شخصی و خانوادگی بوده که با همراهی دو خانواده دیگر و در مجموع به تعداد هفت نفر از بستگان بوده و هیچ‌گونه ارتباطی با مأموریت‌های اداری یا منابع وزارت راه و شهرسازی نداشته است. همه هزینه‌ها از محل منابع شخصی خانواده ها پرداخت شده است که مستندات آن به‌ صورت کامل موجود بوده و در صورت لزوم، در اختیار افکار عمومی و مراجع ذی‌صلاح قرار خواهد گرفت.»

هم اکنون چند روز است که افکار عمومی درگیر این ماجراست و وزارت راه و شهرسازی برغم وعده ای که داده، از انتشار اسناد ادعایی که ثابت کننده پرداخت هزینه ها توسط خود مسافران باشد، خودداری کرده است.

خانم وزیر! پس چه شده اسناد پرداخت هزینه های سفر خانوادگی؟!

این در حالی است که طبق ادعای وزارت راه، اسناد هزینه های پرداختی توسط خانواده و بستگان وزیر، "موجود" است و "در صورت لزوم" منتشر خواهد شد.
سوال جدی و بی تعارف و صریح ما از وزارت راه این است که اگر اسناد موجود است چرا همچنان معطل مانده اید؟ مگر نگفتید در صورت لزوم منتشر خواهد شد؟ این که مردم خواهان شفافیت و پاسخگویی اند، از نظر شما ایجاد "لزوم" نمی کند؟ در خطر بودن آبرو حیثیت وزیرتان چه؟ آن هم برای تان مهم نیست که سریعاً اسناد را منتشر کنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد؟!

اگر خانواده و بستگان وزیر، همانند همه مردم هزینه های سفر را داده باشند خیلی راحت دو سند بانکی همه چیز را مشخص می کند:
اول، پرداخت هزینه های خرید بلیت هواپیما و رزرو هتل قبل از سفر و دوم، پرداخت هزینه های انجام شده در طول سفر هنگام تخلیه هتل که معمولاً با کارت بانکی صورت می گیرد یا به صورت پرداخت اینترنتی.
به هر حال، هر هزینه ای پرداخت شده باشد، باید در همان ایام اسفند ماه که سفر رفته اند سند شده باشد.

اگر این سندها واقعاً موجود است، بسم الله، همین امروز منتشر کنید و قضیه را ختم به خیر کنید. اگر هم نیست، یعنی هم از بیت المال خورده اند و هم دروغ به خورد مردم داده شده است و همان طور که قبلاً هم نوشته ایم، در چنین فرضی دیگر با وزیر راه کاری نداریم و تقاضای عزل او توسط رئیس جمهور و محاکمه اش توسط قوه قضائیه جزو مسلّمات و بدیهیات است.

نکته دیگر این که در این چند روز برخی افراد در فضای مجازی نوشتند که مگر کل هزینه های سفر که گفته می شود به یک میلیارد تومان هم نرسیده، در برابر حجم دزدی هایی که در مملکت می شود عددی محسوب می شود که اهمیتی داشته باشد؟ این همان نگاه مخربی است که ای کاش هیچ وقت در کشور شکل نمی گرفت چرا که فارغ از موضوع حاضر، "تخم مرغ دزد شتر دزد می شود". مگر همه کسانی که سر از اختلاس های میلیاردی درآوردند، یکراست رفتند ارقام درشت؟ همه شان از همین کارهای به ظاهر کوچک شروع کردند و رفته رفته عادت شان شد و ناگهان خبر رسید که مثلاً خاوری میلیاردی دزدیده و به کانادا رفته است و قس علیهذا.

دزدی و اختلاس و سوء استفاده از اموال عمومی، از یک ریال تا هر عددی، از نظر اصل ماجرا، یکی اند و نباید در دام اعداد افتاد و چشم بر کجروی ها بست یا احیاناً مشمول "برخورد مؤمنانه" کرد.
وانگهی اگر دروغ نیز به این ماجرا افزوده شود که دیگر قوز بالا قوز است چرا که اولی مال مردم را به یغما می برد و دومی اعتماد و امنیت روانی شان را.


ضمناً اگر مسوولان وزارت راه در جلسات داخلی خودشان به این نتیجه رسیده اند که در کشور آنقدر مساله زیاد است که این موضوع هم چند روز دیگر فراموش می شود و می رود پی کارش، سخت در اشتباه اند؛ حتی اگر مخالفان دولت نیز موضوع را رها کنند، ما تا مشخص شدن واقعیت دست بردار نیستیم. باید فرقی باشد بین ما و رسانه های حامی دولت قبل که تا لحظه آخر، فساد وزرای کشاورزی و صمت دولت محبوب شان، لاپوشانی می کردند و حتی بعد از محکومیت شان نیز در صدد ماله کشی بودند. همین الان هم برخی رسانه های نزدیک به دولت پزشکیان نیز همین نقش را دارند و ترجیح می دهند خطاهای این دولت را زیر سبیلی رد کنند!

ما در انتخابات ریاست جمهوری، برای پیروزی پزشکیان تلاش کردیم و فکر می کنیم کارمان برای نجات کشور از وضعیت خطرناکی که در انتظارش بود، درست و بجا بود. دقیقا همان شنبه ای که نتایج انتخابات و پیروزی پزشکیان اعلام شد، یادداشتی به قلم صاحب امتیاز و سردبیر سایت منتشر کردیم با عنوان "خداحافظ آقای مسعود پزشکیان!" و در آن نوشتیم: "در همین شنبه اول که بسیاری دور او جمع می شوند تا سهمی از دولتش ببرند، با او خداحافظی می کنیم و از این پس، رابطه ما با او همان رابطه ای است که رسانه باید با قدرت داشته باشد: نقد و نظارت."

اگر امروز هم سرمان بلند است و هم صدایمان، به همین دلیل است که سهامدار دولت نیستیم و هنوز شأن رسانه را پاس می داریم.

ثابتی علیه وزیر راه : 6 نفر فامیل وزیر راه رفتند کیش و از امکانات بیت المال استفاده کرده اند (فیلم)

وزیر راه و سکوت "مرگبار"

خانم وزیر! اسناد لطفاً ! تو با هجران (اختلاس خانم وزیر شهر سازی ) را بزن آهنگ دلتنگی

____________________

درباره سند سفر خانواده خانم وزیر به کیش: اگر اندکی از آن واقعی باشد عزل فوری فرزانه صادق تنها راه پیش روی پزشکیان است

اگر آن گونه که وزارت راه اعلام کرده، هزینه های توسط خود این افراد پرداخت شده، چرا اداره رفاه سازمان هواپیمایی در نامه رسمی و اداری خواسته است که هزینه ها را به اداره اعلام شود؟ هزینه شخصی چه ربطی به اداره رفاه سازمان هواپیمایی دارد؟

عصر ایران؛ جعفر محمدی - اخیرا امیرحسین ثابتی، نماینده نزدیک به جبهه پایداری، سندی را منتشر کرده که نشان می دهد ظاهرا خانواده وزیر راه و شهرسازی، شامل همسر، فرزند، خواهر و خواهر زاده وزیر، با هزینه این وزارتخانه به کیش سفر کرده اند.

در واکنش به این موضوع، وزارتخانه راه اعلام کرده که هزینه های این سفر توسط خود مسافران پرداخت شده و اسناد آن در صورت لزوم، منتشر خواهد شد.

کانال عصر ایران در تلگرام

درباره سند سفر خانواده خانم وزیر به کیش: اگر اندکی از آن واقعی باشد عزل فوری فرزانه صادق تنها راه پیش روی پزشکیان است

در این باره نکات زیر قابل ذکر است:

1 - کار ثابتی در افشای این سند، ستودنی و مصداقی از عمل به وظایف نمایندگی است.

2 - اگر آن گونه که وزارت راه اعلام کرده، هزینه های توسط خود این افراد پرداخت شده، چرا اداره رفاه سازمان هواپیمایی در نامه رسمی و اداری خواسته است که هزینه ها را به اداره اعلام شود؟ هزینه شخصی چه ربطی به اداره رفاه سازمان هواپیمایی دارد؟

اساسا اگر این افراد می خواستند سفر شخصی داشته باشند، چه نیازی به این نامه با این ادبیات بوده است؟ مثلا چرا در نامه رسمی آمده است که شام و ناهار این افراد "فولبرد" است؟ شام و ناهار شخصی چه ربطی به مجموعه های وزارت راه دارد؟

3 - وزارت راه اعلام کرده در صورت نیاز اسناد هزینه های شخصی را منتشر می کند.

اولا اسناد هزینه هایی که این اشخاص از جیب خود پرداخت کرده اند در این وزارتخانه چه می کند؟ مگر این که این وزارتخانه به عنوان خدمت دهنده، دریافت کننده هزینه ها بوده باشد.

ثانیا وقتی مساله ای به این مهمی افکار عمومی را درگیر کرده، چرا دست دست می کنند و می گویند در صورت لزوم اسناد را منتشر می کنند؟ لزومی بالاتر از شفاف سازی و پاسخگویی به مردم؟!

4 - اگر وزارت راه می‌خواهد سند رو کنند، باید محکمه پسند باشد. مثلا در سند، تاریخ تراکنش بانکی این افراد مشخص باشد که برای بلیت هواپیما، اقامتگاه، خورد و خوراک و ... واریز کرده اند. بدانند که اگر سند سازی کنند، مردم می فهمند و کار بیشتر بیخ پیدا می کند.

5 - اگر مشخص شود که بستگان خانم وزیر با هزینه بیت المال به سفر رفته اند، اعتبار شخص رئیس جمهور در گرو برخورد قاطعانه با وزیر است که باید شامل عزل فوری او با اعلام صریح دلیل و معرفی وی به دادگاه به اتهام سوءاستفاده از مقام و حیف و میل بیت المال و نیز دروغگویی باشد.

مردم به اعتبار نهج البلاغه به پزشکیان رای داده اند و انتظار رفتارهای منطبق با آن را دارند. پزشکیان، حتما می داند که حضرت علی علیه السلام با سوءاستفاده کنندگان از بیت المال چه رفتاری داشته اند.

6 - اگر مستندات واقعی، منتج به این نتیجه شود که ثابتی دروغ گفته، او باید عذرخواهی کند و محاکمه شود ولی در حال حاضر، توپ در زمین وزیر راه و رئیس جمهور است.

7 - رسانه های حامی دولت نیز باید این قدر حریت داشته باشند که بی رو دربایستی و تعارف، موضوع را دنبال کنند و به عنوان رسانه به وظیفه نظارتی خود عمل کنند. رسانه، رسانه است، نه ماله کش و شأن رسانه، چیزی نیست جز نقد قدرت.

ادامه انجمن بانوان

انجمن ادبی اسدالله خان : روسیه +آمریکا + اسرائیل =>ایران :مراقب روس‏‌ها باشید

انجمن ادبی اسدالله خان : روسیه +آمریکا + اسرائیل =>ایران :مراقب روس‏‌ها باشید

انجمن ادبی اسدالله خان (گزارشگرِ روز قدس ـــثبتــــ)اقدسِ مقدس (واس ماس)رم از آنِ هزار وُ چارصد+1 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

به مناسبت روز قدس اقدسِ مقدس ( متموّل و میلیاردر) که ثروت نامشروع زیادی در طی سال های گذشته به دست آورده بود تصمیم به توبه گرفت .او پیش آیداله شقشقانی رفت و نحوه به دست آوردن ثروتش از راه نامشروع را توضیح داد.

شقشقانی به او گفت: تو باید تمام ثروتت را به خیابان بریزی و بعد یک سال هر آنچه باقی مانده بود، از آن توست!
اقدس مقدس متموّل پذیرفت و تمام ثروتش را نقد کرده و با آن تیرآهن ۱۸ خرید و در خیابان رها کرد . بعد از یک سال رفت دید آهن‌ها اصلا تکان نخورده اند، در حالی که با بالا رفتن دلار قیمت ها ۴ برابر شده بود!

شیطان که نظاره گر این واقعه بود، آن اقدسِ مقدس را به عنوان استاد رهنما انتخاب کرد!

انجمن ادبی اسدالله خان (گزارشگرِ روز قدس ـــثبتــــ)اقدس مقدس (واس ماس)هزار وُ چارصد+1 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ



🔹اخیراً روسیه اعلام کرده که حاضر است درباره اختلاف ایران و آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای ایران، میانجی‌گری کند. روس‌ها به طور رسمی اعلام کرده‌اند که در مذاکره‌ای که اخیراً میان سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در عربستان بر سر صلح در اوکراین برگزار شده، درباره برنامه هسته‌ای ایران نیز مذاکره شده است

🔹از همان ابتدا مشخص بود که مذاکره آمریکا و روسیه در عربستان سعودی، نه‌تنها بر سر مسئله اوکراین که درباره نظم جدید در خاورمیانه نیز خواهد بود. اساساً انتخاب ریاض برای برگزاری این نشست، به همین دلیل بود. ریاض یکی از اجزای اساسی نظم جدید منطقه‌ای است. آمریکا برای ایجاد نظم جدید در منطقه نیاز دارد تا به نوعی مسئله فلسطین را حل‌وفصل کند

🔹دو کشوری که هنوز در این مسیر گامی برنداشته‌اند، عربستان و ایران هستند. آمریکا می‌داند که نمی‌تواند ایران را به انجام خواسته‌هایش در قبال اسرائیل راضی کند، اما فشار بر عربستان برای پیوستن به توافقات آبراهام، از سیاست‌های اصلی دولت ترامپ است. اگر عربستان به این توافقات بپیوندد، ساختارهای سیاسی منطقه تغییر خواهد کرد

🔹به نظر می‌‌رسد که روسیه در حال استفاده از فرصت است تا با توجه به تمایل ترامپ به برقراری صلح در اوکراین و اعمال فشار غیرمعمول بر اوکراین برای پذیرش صلح، در شکاف میان اروپا و آمریکا از یک طرف و شکاف میان ایران و اروپا از سوی دیگر شنا کند. آنطور که شنیده‌ها حکم می‌کنند، ظاهراً روسیه به ایران پیشنهاد کرده تا از مذاکره با اروپایی‌ها دست بشوید چراکه اروپایی‌ها در نهایت بدون آمریکایی‌ها کاری از پیش نخواهند برد

🔹روسیه در خصوص برنامه هسته‌ای ایران به دنبال راهی میانه است که در چارچوب آن نه بحران به‌طور کامل حل و فصل شود و نه چرخه بحران از گردونه خارج شود

انجمن ادبی اسدالله خان :فرمایشات =>آمریکا +اسرائیل + هسته ای : حق مسلم مال ماست .

مراسم اختتامیه ـــــثبتـــــــ پشت درهای بسته به پایان رسید حمله پهبادی پادگان:اصفهان امروز

ایران حملات پهپادی به پایگاه نظامی اصفهان را خنثی کرد

وزارت دفاع ایران می‌گوید صدای انفجار شدیدی که در اصفهان شنیده شد، ناشی از حملات �ناموفق� هواپیماهای بدون سرنشین بود.

ارتش ایران

اعضای ارتش ایران در 8 سپتامبر 2022 در یک رزمایش نظامی در اصفهان شرکت کردند.

منتشر شده در 29 ژانویه 202329 ژانویه 2023

وزارت دفاع ایران از چندین حمله پهپادی به یک کارخانه نظامی در شهر مرکزی اصفهان خبر داده است.

این وزارتخانه در بیانیه ای در اوایل روز یکشنبه گفت که این حملات "ناموفق" بوده و تلفات جانی نداشته است.

به خواندن ادامه دهید

قدس : بدون قرص + تحریم کپسول => تحریم دارو =>آمد نفحاتِ، مُشک بوی رَم از آن

آمد نفحاتِ ، مُشک بویِ رَم ازآن

نشناس دِگر قدم زِ کوی رَم ازآن

دریاب خصائلی که دارد این ماه

مهمان شوی تا ز سبوی رَم از آن

بَه بَه، چه شَمیم مُشکبوئی دارد

چَهچه، چه ضیافتی بسوی رَم ازآن

دریاب فضایلی که دارد سی روز

اَفسار شوی به آرزوی رَم ازآن.

.

دیشب حدود ساعت ده شب مصادف با شب بیست وسوم ماه مبارک رمضان امانویل مکرون برای مرتبه دوم رئیس جمهور فرانسه شد!عزیزان خودشیفته وصاحب بصیرت ادراک کننده فیوضات لیالی قدر لطفا بفرمایند پیروزی ایشان مقدرات سال گذشته (شب های قدر)بود که دیر ابلاغ شده ویا اینکه مقدرات دوشب قبل بود که ملایکه به جای سحر سر شب ابلاغ کردند!دم امانویل گرم که سال گذشته معلوم تا سحر استغاثه کرده!شاید هم هر سه شب تا سحر به فکر خلق خدا بوده ویا شاید تا سحر هر ساعت یه جام به عشق وسعادت بشریت رفته بالا! شاید هم دل جویی هایش از همسر مکرمه (متعلقاتومتعلقین... هم جاری شده بود. بر بخیل لعنت(مادر:ماکه حسود نیستیم به هر حال ایشالا خودآ قبول کنه)

http://www.shomalnews.com/photo/16478579913284604.jpg درخواست بركنارى دو وزير

پس از تو نمونم برای خدا

تو مرگ دلم را ببین برو

چو طوفان سهمگین ز شاخه ی غم

گل هستیم را بچین برو

که هستم من آن تک درختی

که در دام طوفان نشسته

همه شاخه های وجودم

ز خشم طبیعت شکسته

اکبر گلپایگانی

اطلاع دارم اختلاف برسر خارج کردن نام سپاه از فهرست گروه‌های تروریستی است. ایران پافشاری می‌کند که به نظرم درست هم هست؛ چون اگر سپاه از فهرست تروریسم خارج نشود، به دلیل اینکه ورود گسترده‌ای در امور اقتصادی دارد، هر شرکتی که ارتباطی با سپاه داشته باشد هم تحریم می‌شود و در نتیجه همه تحریم‌ها رفع نمی‌شود، لذا معتقدم باید تلاش کنیم این کار انجام شود.در مذاکرات قبلی در گزارشی که در اواخر سال ۹۹ آقای ظریف به مجلس داد، مسئله رفع تحریم‌های نهادهای مرتبط با رهبری و سپاه حل شده بود و آمریکایی‌ها قبول کرده بودند که حتی نام سپاه را از فهرست تروریست‌ها خارج کنند. به نظرم تأخیر و تعللی که به دلیل تغییر دولت پیش آمد و شروع دوباره مذاکرات در دولت جدید سبب شد آمریکایی‌ها تجدیدنظر کنند.

- معتقدم مذاکراتی که اکنون در وین انجام می‌شود ادامه همان مذاکرات برجام است. در دوره اول دولت آقای روحانی که برجام اجرا شد و گشایش‌هایی را در کشور داشتیم. رشد اقتصادی دو رقمی و تورم یک رقمی شد و مردم از سال ۹۵ تا ۹۷ به طور نسبی شاهد رونق اقتصادی بودند. وقتی روند برجام با پدیده‌ای به نام ترامپ مواجه شد همه چیز تغییر کرد.تا قبل از ترامپ تحولی در کشور شاهد بودیم و البته در بعضی موارد ما هم درست رفتار نکردیم. برجام را قبول کردیم و بعد محدودیت گذاشتیم که ورود شرکت‌های آمریکایی ممنوع است. آزمایش موشکی به آن شکل خاص آن هم دو سه روز بعد از توافق برجام نیز از جمله رفتارهایی بود که پیام منفی برای اجرای برجام داشت.

- از همان ابتدا که وارد فعالیت هسته‌ای شدیم هدفمان ساخت بمب و تقویت قوای بازدارنده بود، اما نتوانستیم محرمانه بودن این مسئله را حفظ کنیم و گزارش‌های محرمانه توسط گروهک منافقین افشا شد.کشوری که می‌خواهد استفاده صلح‌آمیز هسته‌ای داشته باشد، هیچ‌گاه از غنی‌سازی شروع نمی‌کند بلکه ابتدا رأکتور تأسیس می‌کند و بعد به حوزه غنی‌سازی وارد می‌شود، اما اینکه مستقیماً غنی‌سازی انجام دهیم این شائبه را ایجاد می‌کند که می‌خواهیم بمب بسازیم.

- معتقدم بالای ۵۰ درصد مشکلات کشور ناشی از تحریم‌هاست. بقیه آن به دلیل سوءمدیریت است. در این موضوعات ملاک، نظر کارشناسان اقتصادی است و نظر ما بیشتر از روی شواهد و قرائن است.

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی (بانوان) در ایران رشد اقتصادی  پاییز امسال«   ۱۴۰۴» به کف ۴سال اخیر رسید.

انجمن دی (بانوان) در ایران رشد اقتصادی پاییز امسال« ۱۴۰۴» به کف ۴سال اخیر رسید. براساس اعلام مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی فصلی در پاییز امسال رقم ۱.۶درصد را ثبت کرده است که پایین‌ترین میزان رشد فصلی از پاییز۱۳۹۹ محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد ریسک‌های سیاسی مهم‌ترین عامل افت رشد اقتصادی در پاییز امسال باشد. همزمان، «دنیای‌اقتصاد» پژوهشی از صندوق بین‌المللی پول را بررسی کرده است که به اثر بی‌ثباتی‌ها و ریسک‌های سیاسی بر رشد اقتصادی می‌پردازد. بر اساس این پژوهش، بی‌ثباتی سیاسی اثر منفی واضحی را بر رشد اقتصادی کشورها می‌گذارد. بررسی آمارهای مربوط به شاخص ثبات سیاسی بانک جهانی نیز نشان می‌دهد، از سال۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳، نمره ایران در این شاخص ۰.۷۷ واحد کاهش یافته و رتبه ایران از رده ۱۸۰جهان به ۱۹۴ در میان ۲۱۱کشور دنیا سقوط کرده است. با توجه به آنکه ریسک‌های سیاسی در بلندمدت به ریسک اقتصادی تبدیل می‌شوند، به نظر می‌رسد با توجه به وضعیت فعلی، بهبود رشد در گرو ثبات سیاسی باشد.اندیشکده پول و ارز وابسته به بانک مرکزی در گزارشی به بررسی روند و علل تحولات پولی۱۴۰۳ و ارائه پیشنهادهای سیاستی در این موضوع پرداخته است. در این گزارش، اشاره شده با وجود رسیدن بهره بین‌بانکی به سقف کریدور، بانک مرکزی کریدور بهره‌ای را جابه‌جا نکرده و ناچار به تزریق ذخایر شده است؛ به‌طوری‌که در دی‌ماه امسال، ۱۵.۵درصد از رشد ۲۱.۲درصدی پایه پولی وابسته به مانده عملیات سیاست پولی بانک مرکزی بوده است. در واقع ترکیب نقدینگی در ماه‌های اخیر تغییر کرده و سیالیت نقدینگی افزایش یافته است. این امر باعث افزایش تورم‌زایی نقدینگی در این مدت شده است.

عارضه پولی سرکوب بهره

به گفته کارشناسان، تعلل بانک مرکزی در جابه‌جا کردن کریدور بهره‌ای باعث شده بانک‌ها انگیزه کافی برای عرضه ذخایر خود در بازار بین‌بانکی نداشته باشند و این نهاد مجبور شده تزریق ذخایر را خود بر عهده بگیرد؛ این امر خود را در قالب افزایش شدید مانده عملیات سیاست پولی در ترازنامه بانک مرکزی نمایان کرده است.

کنترل ترازنامه‌ای و نرخ رشد نقدینگی

در سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی ایران، رشد بی‌رویه نقدینگی و تبعات ناشی از آن، از جمله تورم و کاهش ارزش پول ملی، بوده است. این مساله باعث شده است سیاستگذاران اقتصادی و بانک مرکزی درصدد راهکارهایی برای کنترل رشد نقدینگی و ایجاد ثبات در فضای اقتصادی قرار داشته باشند. یکی از مهم‌ترین ابزارهای مطرح در این زمینه، کنترل ترازنامه‌ای بانک‌ها بوده که به‌عنوان راهکاری برای مدیریت نقدینگی و جلوگیری از خلق پول بی‌رویه آن از آذرماه ۱۳۹۹در نظام پولی و بانکی کشور در دستور کار قرار گرفته است.

بر همین اساس و به‌خصوص از سال ۱۴۰۰ به بعد (زمان ابلاغ اصلاحیه‌های کنترل ترازنامه) بانک مرکزی در جهت کنترل تورم با در پیش گرفتن سیاست پولی انقباضی و کنترل ترازنامه‌ای توانست رشد پایه پولی و نقدینگی را مرتبا کاهش داده و نهایتا در پایان سال ۱۴۰۲ به اعداد منظور خود برساند. در اسفند ۱۴۰۲، نرخ رشد نقطه‌به‌نقطه پایه پولی و نقدینگی به ترتیب به ۲۸.۱ و ۲۴.۳درصد رسید.

رئیس کل بانک مرکزی هدف این بانک در سال ۱۴۰۳ را کاهش نرخ رشد نقدینگی به ۲۳درصد با دامنه نوسان مثبت و منفی ۲درصد و همچنین کنترل و کاهش تورم به کانال ۲۰درصد اعلام کرده است. اما بر‌اساس آخرین داده‌های پولی کشور، شاهد نرخ رشد ۲۸.۱درصدی نقدینگی در پایان دی‌ماه ۱۴۰۳ در مقایسه با دی‌ماه ۱۴۰۲بوده‌ایم. بررسی‌ها نشان می‌دهد متوسط نرخ رشد نقدینگی در دوره‌های تحریم و غیرتحریم به ترتیب ۳۲.۵ و ۲۵.۵درصد بوده است. پایدار ماندن رشد نقدینگی در مقادیر پایین‌تر از میانگین سال‌های تحریم مستلزم پیاده‌سازی مجموعه‌ای از سیاست‌های اصلاحی در بخش پولی و اعتباری کشور است و با تک‌سیاست کنترل رشد ترازنامه و اصرار بر آن این امر نه‌تنها تحقق‌پذیر نبوده بلکه ممکن است زمینه‌های رکود را نیز فراهم کند. این در حالی است که دولت نیز با سیاست مالی انقباضی و با هدف افزایش درآمد مالیاتی خود، فشار مضاعفی بر فضای اقتصادی کشور وارد کرده که در نهایت شاهد کاهش ۰.۳۸واحدی سرعت گردش پول بوده‌ایم.

ادامه انجمن بانوان

عمو ترامپ دوباره  آمد : بانوان (بین الملل) حوآ  هوائی می شود  => آدم سکوت می کند

عمو ترامپ دوباره آمد : بانوان (بین الملل) حوآ هوائی می شود => آدم سکوت می کند :گروه فرهنگ بین الملل _ اکبر صفرزاده: رهبر معظم انقلاب اسلامی سال ۱۴۰۳ را به نام «جهش تولید با مشارکت مردم» نام‌گذاری کردند. بخشی از فرمایشات ایشان در پیام نوروزی به شرح زیر است: بنده با مطالعه‌ی نظرات کارشناسان این مسئله به این نتیجه میرسم که یک کلید اساسی برای حلّ مشکلات اقتصادی کشور عبارت است از مسئله‌ی تولید؛ تولید داخلی، تولید ملّی، برای همین هم هست که در این چند سال گذشته بر روی تولید ما تکیه کردیم. اگر رشد تولید و حرکت رو به جلو در تولید ملّی به نحو مطلوب انجام بگیرد، بسیاری از مشکلات مهمّ اقتصادی مثل مسئله‌ی تورّم، مسئله‌ی اشتغال و مسئله‌ی ارزش پول ملّی، این مسائل اساسی اقتصاد به نحو خوبی به سمت حل پیش خواهد رفت.

عبدالعلی زاده؛ بهترین گزینه برای ترمیم رابطهٔ دولت - ملت

*

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یک روز قبل از رأی گیری ریاست جمهوری آمریکا در ۱۴ خرداد، علی عبدالعلی زاده رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان در گفت و گو با العربیه الجدید به این سوال که «آیا در صورت بازگشت ترامپ به قدرت امکان رفع تحریم‌ها وجود دارد»؟ این گونه پاسخ داده بود: «اتفاقا با وجود ترامپ احتمال رفع تحریم‌ها بیشتر است . ترامپ تاجر است و ما هم خوب زبان تجارت را می‌فهمیم».

مسئله‌ی تولید بنابراین مسئله‌ی مهمّی است و به همین جهت امسال هم روی مسئله‌ی تولید تکیه میکنم و توقّع دارم، انتظار دارم که ان‌شاءالله یک جهشی در کار تولید اتّفاق بیفتد امسال، و بِجد اعتقاد دارم که این جهش بدون مشارکت مردم و بدون حضور مردم اتّفاق نخواهد افتاد. اگر ما بخواهیم جهش تولید داشته باشیم، بایستی اقتصاد را مردمی کنیم، باید پای مردم را به عرصه‌ی تولید به نحو محسوسی باز کنیم، موانع حضور مردم را برطرف کنیم. در بخش مردمی ظرفیّت‌های بزرگی وجود دارد که من ان‌شاءالله توضیح خواهم داد در این باره و این ظرفیّتها بایستی فعّال بشود، باید از آنها به نفع کشور و به نفع مردم استفاده بشود».

برای مردمی کردن صنعت سینما و باز کردن پای مردم به این صنعت به شکلی که جهش تولید ایجاد شود لازم است اقتصاد سینما و زیرساخت‌های مالی آن به گونه‌ای تعریف شود که سرمایه‌های مردم در آن بزرگترین نقش‌ها را ایفاء کند نه کوچکترین نقش‌ها را.

با گذشت ۴۶ سال از پیروزی انقلاب و تاکید‌های مکرر و پیاپی مسئولان جمهوری اسلامی ایران مبنی بر مردمی کردن اقتصاد و خصوصی کردن آن همچنان شاهد این واقعیت تلخ هستیم که بزرگترین کمپانی فیلمسازی ایران بنیاد سینمایی فارابی است که بودجه آن توسط دولت تامین می‌شود.

مردمی کردن صنعت سینما یعنی به وجود آمدن شرایطی که در کنار کمپانی بزرگ فارابی که بودجه آن توسط دولت تامین می‌شود بیست کمپانی بزرگ تولید فیلم صادراتی وجود داشته باشند که سرمایه‌های آنها توسط مردم تامین شده و کاملا خصوصی باشند.

باز کردن پای مردم به عرصه‌ی تولید فیلم و برطرف کردن موانع حضور مردم در صنعت سینما یعنی شکل گیری شرکت‌های بزرگ فیلمسازی صادراتی با سرمایه‌های مردم و پول‌های انبوه؛ شرکت‌هایی با دویست یا سیصد میلیارد سرمایه.

اگر در کشور ایران ده شرکت با این حجم از سرمایه وجود داشته باشد هر ساله چیزی نزدیک به صد هزار نفر یا بیشتر در حوزه‌های تولید انیمیشن، فیلم، مستند و سریال مشغول به کار خواهند شد و اگر بیست شرکت با این مختصات وجود داشته باشد حتما دویست هزار نفر در حوزه‌های مربوط به تولید فیلم فعالیت خواهند کرد.

باید به این نکته بسیار مهم و اساسی توجه کرد که کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی که با سرمایه‌های مردم ایجاد می‌شوند حتما باید رویکرد صادراتی داشته باشند. اگر رویکرد این کمپانی‌ها صادرات نباشد و سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نظارت‌های لازم برای تحقق این امر را انجام ندهد این کمپانی‌ها بعد از مدتی کوتاه همان راهی را خواهند رفت که شرکت‌های فیلمسازی قبل از انقلاب رفتند.

اغلب شرکت‌های فیلمسازی قبل از انقلاب کاملا خصوصی بودند و منابع مالی اشان توسط مردم تامین می‌شد، اما چون رویکرد صادراتی نداشتند هر روز بیشتر از دیروز به سمت ابتذال فکری و تصویری پیش رفتند و آثار تولیدی اشان هر روز بی ارزش‌تر از روز قبل شد.

فیلم «گوزنها» به کارگردانی مسعود کیمیایی که یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است در سال ۱۳۵۳ تولید شد یعنی درست همان سالی که هالیوود فیلم «آرواره ها» به کارگردانی اسپیلبرگ را ساخت.

فیلم «آرواره ها» با رویکرد صادراتی تولید شده و از آن سال تاکنون بیشتر از یک میلیارد دلار در سراسر دنیا فروش کرده، اما «گوزنها» با رویکرد داخلی و غیر صادراتی تولید شد و هیچ گاه از مرز‌های ایران بیرون نرفت.

ادامه انجمن بانوان

حکایت روزگار این روزها  (زبان حالِ حاکمان) روباه صفت

حکایت روزگار این روزها (زبان حالِ حاکمان) روباه صفت

روز وُ روزگاری،دم روباهی لای سنگی گیر کرد و بر اثر تقلای زیاد دمش کنده شد ، روباه دیگری آن را دید و با تمسخر گفت پس دمت چه شد ؟؟ روباه بی دم گفت من الان سبکتر شده ام و انگار در هوا پرواز میکنم و تا میتوانست از لذت بی دم بودن گفت.روباه دوم نیز فریب خورد دمش را با تلاشی زیاد و درد بسیار کند و لذتی هم نیافت ، با تعجب و عصبانیت پرسید : پس آن لذتی که میگفتی چه شد؟ روباه اول گفت : اگر به دیگر روباه ها از درد کنده شدن دم و مضرات آن بگوییم ما را مسخره میکنند ، و همینطور این روند و تفکر انقدر در میان روباه ها رواج پیدا کرد تا کار به جایی رسید که اکثر روباه ها بی دم شدند و اگر روباه با دمی را میدیدند مسخره اش میکردند هم اکنون نیز در آخرالزمان اگر کسی حیا و عفت و عبادت و خدا و انتظار فرج را داشته باشد مورد تمسخر و انکار شدید جامعه واقع میشود .

گر نباشد حیاو درک وُ شعور

آدمی گرگ می شود به مرودر

اگر همرنگ گناهان(خرافات) آنها باشد مورد تایید خواهد بود. کار به جایی رسیده که حرف خیر خواهان(خرافات) خریدار ندارد و جاهلان و فاسدان پرستش میشوند ، همچون زمان قوم لوط که گفتند: لوط و پیروانش را از شهر بیرون کنید زیرا مردم پاکدامنی هستند و از ناپاکی ما بیزارند.

افلاطون می گوید: «ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﻋﺠﻠﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ!ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﻣﺎﻝ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ‌ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﭘﺲ‌ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ، ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ.

ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﻣﯽﻣﯿﺮﺩ!

ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﺪ.

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯾﺎ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺍﺳﺖ.»

ادامه انجمن بانوان

بانوان بین الملل : انجمن دی  (سو سو بزن احوال شب بی خبران را)

بانوان بین الملل : انجمن دی (سو سو بزن احوال شب بی خبران را )

... که دیدار ازان پس نخواهد بدن

چنین است کردار گردنده دهر گهی نوش بار آورد گاه زهر ... فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو... پی او زمانه نبردی ز جای ولیکن چنینست گردنده دهر گهی نوش یابند ازو گاه زهر ...فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۲

... خروشی برآمد ز کاخ زنان چنین است کردار گردنده دهر گهی نوش یابیم ازو گاه زهر ... فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴ ... همه مغز را فر وتوشه بدی چوپیدا شد این راز گردنده دهر خرد را ببخشید بر چاربهر ...فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۰ ... توگفتی که هرمز نبد درجهان

چنین است آیین گردنده دهر گهی نوش بار آورد گاه زهر ...فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۱ ... بدانش یکی دیگر آورد راه از آن پس شب و روز گردنده دهر نشست و ببخشید بر چار بهر ... فردوسی » شاهنامه » پادشاهی فرخ زاد » پادشاهی فرخ زاد ... ز هر سو همی دشمن آمد پدید

چنین است کردار گردنده دهر نگه کن کزو چند یابی تو بهر ... فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۷

... که دانست کآید یکی شهریار

نگه کن بدین کار گردنده دهر مر آن را که از خویشتن کرد بهر ...

فردوسی » شاهنامه فردوسی » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۹ ... به گرسیوز آمد چنان جای بهر

چنینست کردار گردنده دهر خنک آن کسی کو بود پادشا ...

* انجمن بین المللی بانوان : برای مقابله با اختلاس عریان از اقتصاد ایران به نفع کشورهای عربی به دلیل آنکه زمان جنگ ایران و عراق کشورهای عربی از دشمن متجاوز به ایران پشتیبانی کردند اکنون حجاب جز عدم پاسخگوئی رهبر به مطالبات ایرانیان حیله ا ی بیش نیست وحیله ی آحوند های جمهوری به اصطلاح اسلامی (همواره کفر و ظلم) دسیسه ای برای سرگردانی مردم به ویژه بانوان ایرانی استفاده می کنند . از زمان پیغمبر اسلام من در آوردی های فراوانی از این طائفه خشک و متعصب خشونت گرا و متهجر جز آداب خرافه و دست وپاگیر برای مردم و چپاول ثروت (خدیجه+ آمنه +عایشه و دیگر همسران رسمی و غیر رسمی ...) در آن زمان تاکنون حیله خوبی برای حکومت کردن بر اقشار جاهل و کوته فکر در جامعه جهانی فرصت مناسب برای رهبران و چارپایان سپاه حیوانات فراهم آورده است .

بانوانِ انجمن دی (ویژه نامه بانوان از ایران تا کلِ جهان) فارسی زبان (حجاب اسلامی برای حاکمان) :می‌شد با گفتن یک “ببخشید” کلید را درون قفل در چرخاند و به داخل خانه رفت و در را به روی آنچه آن بیرون بود بست. آرام مقابل تلویزیون لم داد واز صدای بارانِ آن سوی پنجره‌ها لذت برد. اما دیدن گریه‌ی زنی باردار زیر باران آن‌هم با حالی زار و نزار که روی پله‌ی در حیاط نشسته بود چیزی نبود که حتی دل نسیم را که یک زن شوهردار بود را به درد نیاورد و احساس همدردی را در او بیدار نکند.

سر دبیر انجمن بین المللی بانوان (اقدس مقدس): بی حجابی وبی پروایی اخلاق از اختلاس ها ، ترک فعل ها ،بیکارهای طویل المدت جوانان ، تنگی معیشت شرمندگی بازنشستگان وسفره های خالی کارگران آغاز شد.

ادامه مطلب...یکی برای آغاز سال قمری #ربیع<<...بدون شرح

سوسو بزن احوال شب بی خبران را
آغـــازه کن اسرار طلوع سحران را

حالا که دلآشفته گیسوی تو ماندیم
وا کن خمی از سلسله جلوه گران را

بگذار که از عطر تنت غنچه بریزد
بسپار در آغوش تبی دُرِّ دران را

آهسته نگاهی به همه دور و برت کن
تا تازه کنی خاطره شاه و پران را

اینجا ننمائی به کجا عرضه نمائی
گلچهره زیبای پر از خیره سران را

یا نوش دل عاشق و شیدای که سازی
لب های هوس برده شیر و شکران را

وقتیکه جهان میگذرد آن همه خوبی
ول کن غم دیرینه ی اما اگران را

ادامه انجمن بانوان

انجمن بین المللی بانوان :فساد ، بی کفایتی وسوء مدیریت درایران ،

بدون عنوان بدون شرح =>..فساد ، بی کفایتی وسوء مدیریت درایران ،

زهی صبحی که آن ماهی ...

نشیند : مسندِ شاهی ،

خسان چون چشم بگشایند ،

می ّبــینند شهنشاهی ...!

موجب انحطاط محیط زیست این کشور گردیده وپیامدهای گسترده ای برای امنیت ملی وسلامت مردم داشته است. عواملی چون آلودگی آب وهوا ، کمبود آب ، وازبین رفتن جنگلها وزمینهای کشاورزی ، به سناریوی روزمره درایران تبدیل شده است و بیشترین تاثیر مخرّب خودرابرروستائیان ، اقلیتهای قومی ومحرومین برجای گذاشته ومیلیونها نفر را به مهاجرت ازروستاها وسکونت درحلبی آبادهای حاشیه ی شهرها واداشته است. بدین ترتیب ، رقابت برسرمنابع ، شدت گرفته وشکاف فقیروغنی ، وشهروروستا، تعمیق گردیده است. براساس برخی برآوردها ، بزودی 50 میلیون ایرانی ، ازمحل سکونت خود جابجا وآواره خواهند شد. بحران محیط زیست درایران ، ضربه ای مهلک برانسجام داخلی این کشور وارد آورده است. درچند سال اخیر ، ایران بااعتراضات گسترده ی مردمی روبرو شده که جرقّه ی اولیه ی آن همیشه در جوامع حاشیه ای زده شده است. معترضین ، از سوء مدیریت اقتصادی ، فساد ، تعمیق نابرابریها ، تدارک ناکافی خدمات عمومی ، وبی توجهی به زیرساختهای جامعه ، شکایت دارند. افزایش بیکاری وتورم افسارگسیخته که ناشی ازسقوط ارزش پول ملی است ، پس ازاعمال مجدد تحریمهای بین المللی ، شدت گرفته است. مزایای اقتصادی برجام ، هیچوقت برسرسفره ی مردم نیامد ومیلیاردها دلار دارائی آزاد شده ی ایرا ن ، همراه با دیگرمنابع کمیاب کشور ، صرف ماجراجوئیهای خارجی وپروارکردن نخبگان وتغذیه ی شبکه های دست نشانده ی آنها گردیده است.

مهاجرت معکوس همچنان گرم است و گاهی برای اینکه روستاییان ساکن شهرها یا حاشیه‌نشینان تحریک به بازگشت شوند، تسهیلاتی در قالب فعالیت‌های خاص معرفی می‌شود که البته باید پیگیری نمود که این تسهیلات آسان است یا سخت. همچنین باید دید روستاهای هدف مهاجرت معکوس همچنان قابلیت گذشته خود را حفظ کرده اند یا به طور کل زیرساخت‌های طبیعی تولید خود را از دست داده‌اند؟ بانک‌ها به لحاظ تخصصی اعتقادی به پرداخت این نوع تسهیلات بدون بازگشت ندارند؛ چراکه پرداخت وام در علم اقتصاد تعاریف خاص خود را دارد و ابتدایی‌ترین تعریف زایش سرمایه است. درواقع یک ثروت باید وجود داشته باشد و تسهیلات بانکی حمایت‌کننده و تکمیل‌کننده آن ثروت باشد و در نتیجه زایش سرمایه و ثروت به وجود آید و البته در سایه این حرکت اقساط بانکی نیز به موقع پرداخت شود. ما برای پرداخت تسهیلات به بخش‌های صنعتی که چک نقد در هر کشور محسوب می‌شوند، مشکلات قضایی بسیاری داریم و بانک‌ها ناچاراً برخی صنایع بزرگ و کوچک را مصادره کرده‌اند و حالا دولت‌ها این را یک عیب بزرگ تعبیر می‌کنند که بانک‌ها چرا صنایع ورشکسته را مصادره کرده و به تعطیلی کشانده‌اند.

اما این همه ماجرا نیست؛ چراکه صنایع ورشکسته نه قادر به تولید بوده‌اند، نه محصولات فروخته شده خود را به پول مولد تبدیل کرده‌اند و نه توانسته‌اند در بازارهای جهانی ورودی داشته باشند؛ تا چه رسد به اینکه هم اشتغال را توسعه دهند، هم تجهیزات فرسوده تولید را نوسازی کنند و هم اقساط بانک مربوطه را بازپس دهند. از همه مهم‌تر در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت که گذشته نه چندان دور را نشان می‌دهد، با مبحث تعدیل نیرو مواجه شدیم و قبل از آنکه بانک‌ها قفلی بزرگ بر در اصلی کارخانه‌ها بزنند، مالکان نورسیده این واحدهای بزرگ و برندهای تاریخ مصرف گذشته را به خاک سیاه نشانده بودند. درواقع حجم بیکاری از حدود سه دهه گذشته ایجاد شد و به شدت توسعه یافت. از طرفی افرادی که با توصیه خواص تسهیلات بانکی را به هر نامی دریافت کردند، حالا به ابربدهکاران بانکی معروف هستند. افرادی که به اسم خرید تجهیزات ریال را به دلار تبدیل کردند و از کشور خارج نمودند و از آن طرف به نام تحریم‌های ظالمانه نه تجهیزاتی برای ملت آوردند و نه اصل تسهیلات دریافتی را پس می‌دهند؛ چراکه بقول معروف امکان تبادل ارزی وجود ندارد و باید تحریم‌ها را دور بزنند و با دور زدن تحریم‌ها و پراخت انواع پورسانت‌ها به واسطه‌گران شاید اصل تسهیلات پرداخت شده نیز به باد برود.

حالا نوک پیکان تسهیلات بانکی بخش‌های تولید را نشانه رفته است. تولیدی که باید به نام محصول داخلی باشد، اما مواد اولیه خود را از خارج کشور وارد نماید. دولت ارز نیمایی را قطع کرد و حالا همه در صف ارزهای آزاد با نوسان خاص خود باید روزگار سر کنند. نرخ دلار در حال تغییرات شدیدی است و گاهی صعود و گاهی سقوط می‌کند که در این شرایط تولیدکننده یا همان کارآفرین در خط مقدم زیان است.

عدم ثبات در بازار ارز اولین و مؤثرترین عامل ضربه به تولید یا همان صنعت مونتاژ داخلی است. تحریم‌ها ابزار کارآمدی بودند که در تمامی ابعاد معیشت ملت تأثیرگذاری داشته‌اند. این روزها تنها کارخانجاتی که در حال تنفس مصنوعی هستند، کارخانجات خودروسازی می‌باشند که قطعاً با رانت اطلاعاتی یا مالی در حال ادامه مسیر بدون کیفیت هستند.

جالب آنجاست که تحریم‌ها حتی صنعت خودروی ملی ما را نیز فلج کرده است؛ چراکه قطعات خودروهای مونتاژی ایرانی باید از خارج وارد شود و در این راستا عدم ثبات نرخ ارز باعث تورم در بخش‌های مختلف می‌شود. حالا احتکار خودرو یا قطعات خودرو داغ‌ترین بازار برای دارندگان رانت است.

به سرخط این نوشتار بازمی‌گردیم که چگونه باید روستاییان را مجاب به بازگشت به زادگاه خود نمود وقتی بازار واسطه‌گری یا رانت در کشور با این وسعت در حال خلق پول‌های بادآورده است. چرا باید انتظار داشت افرادی به زادگاه خود بازگردند و با دریافت وام به بدهکار بانکی تبدیل شوند و بعد از طی مدت‌زمانی خود را درگیر مباحث بیمه‌ای و مالیاتی و سایر دستگاه‌های نظارتی کنند. تنها جاذبه باقی‌مانده در برخی مناطق روستایی، بهره‌گیری از فرصت گردشگری است که تقریباً زیرساخت‌های آن طبیعی بوده و نیازی به سرمایه‌گذاری چندانی ندارد، اما ضمانتی در کار نیست که این واحدهای اقامتی و گردشگرپذیر با اندک لغزشی پلمب نشوند و این نبود امنیت در قالب سرمایه‌گذاری در فرصت‌های گردشگری تمایلی به بازگشت و بالازدن آستین‌ها ایجاد نمی‌کند

انجمن ادبی اسدالله خان:ــــثبتـــ=لایحه افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان

ادامه انجمن بانوان

انجمن بین المللی ( ایران) آینده : بانوان تاثیر گذار =تضمین واقعی

وطن:از گــرگِ ســـتمگر، شــده‌ای در تشـویش

سگ وُ گـرگ،جمع شد افتاده به این گلّـه‌ی میش

گوسپندان شناسید شما :، دشمن و دوست

عوضی ها شده اند رهبر ما میهن، خـویش

این چلاق آن چلاقِ زیبانا
بنگرید ، اندکی تماشانا

از خدا (بندِ انگشت) پایین تر
از زمین یک دو پله بالانا

اجتماعی تر از کبوترها
این اُلاغ آن الاغ تنهانا

از همه رهبران قبل از این
گوی سبقت ربوده وسطا نا

وقتِ کافر شدن، زمان اکنون
یک کمی از خدا ولایانا

از پفک، یا لواشک وُ اینا
از همه چسبناک تر قاقانا

سجده آمیزتر به وقت اذان
وقت کاباره هاست وُدکانا

همسرِ همسران جهان بشر
این پدر بوده است بابانا

می رسد باز نیمه ی شعبان
کی شود،در جهان رسوانا؟

شد معما جهان ما امّــا
شده امّــای ما معمانا

نیمه های رجب بُود )زینب)*
رحلت زینب است : غوغانا

این تشک خیس وُ نیست، کودک ما ؟
سیدی ،شیخ وقتِ فتوا،نا ،

تغییر در حکومت مذهبی به روش نرم از طریق جنس مخالف وبه تدریج حاصل می شود . میراثی که از صدر تاکنون کارآمد بوده میراث " مهسا " وشکاف درون حاکمیت

ازقتل حکومتی " مهساامینی" یکسال می گذرد وجامعه ی ایران اکنون دوران " بحران نیمه خاموش " راسپری می کند. این واقعه ، تاثیری عمیق ودیرپا ، برسیاست وجامعه ی ایران باقی گذاشته ، به ائتلافهای جدید سیاسی درداخل وخارج حکومت شکل داده وجهتگیریهای جمهوری اسلامی رادستخوش تحولی شگرف کرده وخواهد کرد.

یک سال قبل ، قتل غم انگیز یک دختر22 ساله ی کرد بنام مهساامینی ، ایران راتکان داد وموجب زنجیره ای ازاعتراضات درسراسرکشورگردید. اکنون باگذشت یکسال ازآنروز، چشم اندازسیاسی ایران ، تحت تاثیراین رویداد ، درحال تغییراست. باجنبش " زن ، زندگی ، آزادی " ، شکافهای سیاسی درون حاکمیت ایران آشکارگردید. اگرچه گوشه هائی ازاین شکاف، قبلاً با " جنبش سبز" نمایان گردیده بود اما، ابعاد آن ، به مراتب از " قیام مهسا " بود. بااعلام انجام تقلّب درانتخابات ریاست جمهوری سال 1388 ، زلزله ای شدید ، ارکان حکومت رابه لرزه درآورد. کاربه جائی رسید که حتی برخی ازچهره های سرشناس دفتررهبری ایران نیز خواستارابطال انتخابات وبرگزاری مجدد آن شدند. یکی ازاین افراد، " محمد رضانورالهیان " مقام ارشددفتررهبری بود که البته اندکی بعد، ازکاربرکنارشد. اما این بار، شکاف به مراتب عمیق تراست. تندروها ومحافظه کاران، که دست بالا رادرحکومت فعلی ایران دارند، نظرات متفاوتی درباره ی نحوه ی برخورد بامطالبات مردمی دارند. درحالیکه تندروها، خواستارادامه ی برخورد شدید بامعترضین وعدم عقب نشینی درمسائل داخلی هستند ، برخی محافظه کاران، انعطاف پذیری واصلاحات راتوصیه می کنند. مثلاً درمورد حجاب اجباری،برخی محافظه کاران ازجمله وزیربانفوذ گردشگری " عزّت الله ضرغامی " ، گفته است که جمهوری اسلامی باید اجازه دهد که زنان بدون ترس ازپلیس ، باحجاب اختیاری درانظارعمومی ظاهرشوند.

پس ازمرگ مهساامینی واعتراضات متعاقب آن ، بسیاری ازمقامات حکومتی ایران ، خواستار اصلاح مقررات مربئط به حجاب شدند. حتی برخی ازفرماندهان سپاه هم خواستاراین اصلاحات گردیدند و مهندس موسوی نیزکه بیش از یک دهه تحت حبس خانگی قراردارد، خواستار تغییراساسی درسیستم سیاسی ایران گردید. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مجری اصلی سرکوب نهضت بود، تشکیلاتی یکدست ومنسجم نیست وبرخی ازفرماندهان آن ، که درمیان ایشان کهنه سربازان انقلاب وجنگ نیز مشاهده می شود، علیرغم نظررهبری که با هرگونه تغییر مخالفت می ورزد، خواستا برخی تغییرات اجتماعی گردیده اند. اما رهبرایران ، چهارخط قرمز برای ایشان ترسیم کرد واعلام کرد که عبورازاین خطوط رابرنمی تابد: دشمنی باآمریکا ، حجاب اجباری ، نقش شورای نگهبان درانتخابات ، وخصرخانگی مهندس موسوی. " مهدی نصیری " سردبیرسابق کیهان ، چندی پیش دریک افشاگری بی سابقه گفت : آقای علایی فرمانده سابق سپاه ، وجمعی دیگرازسپاهیان ، لیستی ازاصلاحات ضروری تهیه کرده وبرای رهبر می برند. ولی رهبر ، خطوط قرمز فوق رادربرابر آنها قرارمی دهد. معهذا باپافشاری برخی مقامات رسمی بانفوذ برروی اصلاح مسئله ی حجاب ، شکاف دردرن حاکمیت ایران ، عمیق وعمیق تر می شود. دریکسال پس ازاعتراضات ، بسیاری اززنان ایران ، همچنان بدون حجاب درانظارعمومی ظاهر می شوند وپلیس نیزبی تفاوت ازکنارآنها می گذرد. این بی تفاوتی ، تندروهای حکومتی رابه خشم می آورد. آنها اجتماعات اعتراضی کوچکی را درسراسرکشور ونیز در برابر ادارات دولتی ،پارلمان وقوه قضائیه برپا می کنند. اما قوه قضائیه ایران تاکنون هیچ عکس العمل جدّی ازخود نشان نداده وهیچگونه بازداشت جمعی دررابطه باحجاب، صورت نگرفته است.

اکنون جبهه ی پایداری ، مخالف دولت ابراهیم رئیسی وبرخی چهره های شاخص آن مانند احمد وحیدی و محمد مخبر است وپرویزفتّاح رابه جای اومعرفی می کند. مبارزه ی قدرت میان تندروها ومحافظه کاران اصلاح طلب درون حاکمیت ایران ، ادامه دارد واین امر، دولت رافلج کرده است. حکومت ایران برای طبقه ی متوسط فقیر که موتوراعتراضات اخیربوده است ، هیچ برنامه ای ندارد. اگرچه لااعمال فشار تندروها، گشت ارشاد دوباره با ظاهری متفاوت ، درخیابانها ظاهرشده اما بنظرمی رسد حضوروفعالیت این نیرو، بسیارمحدود وکمرنگ باشد. مبارزه میان دوجناح حکومتی ، اکنون برسر " لایحه ی حجاب وعفاف " جریان دارد ومعلوم نیست که این لایحه چگونه به تصویب برسد وبه اجراء درآید. بدون تردید مبارزه ی قدرت دردرون حاکمیت ، آینده ی ایران رادرپیش رو رقم خواهد زد. حاصل این تقابل ، تغییرات گسترده درسیاست داخلی وخارجی این کشورخواهد بود. میراث مهسا ، همچنان درایران زنده است واساس تغییرات آینده دراین کشورخواهد بود.

ادامه انجمن بانوان

 انجمن ادبی بانوان :    روزگار انوشیروان دادگر(بین الملل بانوان)  چنان عدالتی برقرار بوده

انجمن ادبی بانوان : روزگار انوشیروان دادگر(بین الملل بانوان) چنان عدالتی برقرار بوده که هیچ‌کس برای دادخواهی به اطراف دربار هم مراجعه نمی‌کرده. شاه مجبور می‌شود برای تسهیل دادرسی مردم زنجیری برابر کاخ بیاویزد و آن را به زنگی بالای تختش متصل کند تا خلق با تکان‌دادنش شاه را مستقیم باخبر کنند. کم‌کم عدۀ نگهبان‌های زنجیر به جایی می‌رسد که کسی به زنجیر هم نمی‌توانسته نزدیک شود.
روزی خری پیر از نگهبان‌ها می‌گذرد و می‌خورد به زنجیر. خواب شاه آشفته می‌شود و بعد از بررسی متوجه می‌شوند خوراکِ حیوان کم شده. غذایش را می‌دهند و دیگر هیچ ظلمی باقی نمی‌ماند. تا یک قصۀ خرکیِ دیگر خدا یار و نگه‌دارتان....

همه بودند از جمیله (علم الگدا همسر ابراهیم رئیسی) رئیس جمهور منتخب دلواپسان و سوپر انقلابی‌های ترمز بریده قبل از انتخابات همچون همتای سابق خود احمدی نژاد چنان غرق در کارهای پوپولیستی بود که فکر نمی‌کرد روزی همسر ایشان این کارهای عوام فریبانه سید را کنار زده و چهره واقعی خانواده رئیسی و علم الهدی را برای مردم به معرض نمایش گذارد مردم چهل سال است با این عوامفریبی بزرگ شده‌اند و قد کشیده اند و اگر در انتخابات دو سال پیش اقبالی نشان ندادند پس و پیش پرده را می‌دانستند زمان زیادی نگذشت که تق سید محرومان و مظلومان هم درآمد هر چند سخنور قابلی نبود و تپق جزو لاینفک سخترانی‌هایش بود ولی ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست دادند تا ابراهیم را بر صندلی ریاست جمهوری نشاندند همین چند روز پیش بود که جمیله السادات علم الگدی همسر سید محرومان همایشی در ام القرای جهان اسلام بر پا نمود که نه تنها شباهتی به همایش نداشت بلکه بیشتر به نمایش شباهت داشت اما همایش همسر سید محرومان آن قدر چرب و چیلی بود که حتی صدای حامیان سید را هم درآورد همایش همسر سید محرومان که با نام حضور زنان تاثیر گذار در شب های لای پتو در اسلام تنها زن تاثیر گذار جهان اسلام خود همسر سید محرومان بود به چند دلیل اولا خانم علم الهدی توانسته بود در این اوضاع و شرایطی وخیم اقتصادی همایشی برگزار نماید که کمتر زنی قادر است در جهان اسلام مبلغ ۲۱ میلیارد تومان برای ۵ روز در یک همایش صرف کند ثانیا زنی توانسته بود علاوه بر ریخت و پاش انچنانی مراسمی را برگزار نماید که میهمانانش علاوه بر اقامت در بهترین هتل تهران یعنی هتل اسپیناس پالاس که کمترین هزینه برای چهار شب اقامت در هتل اسپیناس در اتاق یک تخته اسناتدارد حدود ۱۶ میلیون تومان است یعنی هزینه اسکان ۳۰۰ مسافر در هتل اسپیناس پالاس معادل ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان شده است در حالیکه ابوی همین خانم برای مردم محروم کشور در خطبه‌های نماز جمعه همیشه نسخه جزیره شعب ابی‌طالب را می‌پیچد هر چند یکی از معضلات اصلی مردم تهران علی الخصوص جمعیتی که از حاشیه شهر تهران صبح‌های علی الطلوع برای کار و اشتغال به سمت پایتخت سرازیر می‌شوند وسائط نقلیه عمومی است اما جمیله السادات برای میهمانان خود سنگ‌تمام گذاشته و مبلغی معادل ۹ میلیارد تومان هزینه پرواز رفت و برگشت متقبل شد

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی (بانوان ) بین الملل:   آشنایی با جزئیات و اصول مسائل جنسی

انجمن دی (بانوان ) بین الملل: آشنایی با جزئیات و اصول مسائل جنسی به شناخت بیشتر و در نتیجه رابطه جنسی بهتر منجر می‌شود. به خصوص اگر مسئله‌ای که درباره‌اش صحبت می‌کنیم، کمتر شایع باشد. انزال زنان یکی از مسائلی است که با وجود شیوع کم اما واقعی است و کاملا طبیعی.

آگاهی در این باره می‌تواند به شما کمک کند که بدن خود یا شریک جنسی خود را بهتر بشناسید و بتوانید رابطه‌ای سالم و با کیفیت را تجربه کنید. امیدواریم که خواندن این مطلب به افزایش آگاهی شما کمک کرده باشد.

دکتر مریم عمرانی سکستراپیست و روانشناس خانواده در سمنان

http://drmaryamomrani.blogfa.com/

سمنان. میدان سعدی. ساختمان پزشکان صدف. طبقه ا واحد 7

انجمن دی ( رئیس جمهور :رهبر =نمی خواهیم )محسن رضائی  کاندید می شود (رشید +شمعخانی)

ارائه دهنده : سید نور الدین بخاری

کاندید احتمالی برای ادامه خدمت :

اسهال گرا :

جلیلی -قالیباف -زاکانی -بزرپاش-اژه ای -مجید انصاری -مخبر- فتاح- لاریجانی - علی انصاری+جمیله علم الگدا

رد صلاحیت شده ها:

ظریف- احمدی نژاد-(کلیه دار وُ دسته اسهال طلب) خاتمی - دختر (رفسنجانی+مش قاسم ) حسن خمینی

ناطق قوری +خانم ابتکار + فرزندان (رجائی ، باهنر ، بهشتی ، رئیسی)

امام طبری می آورد: «ولکلِّ قومٍ سُنَّه ٌوإمامُهَا»[۱]و هر قومی برای خودش دارای سنت، شریعت، برنامه و نظام و حاکمیت و دارای امام خاص خودش است. شخصی که در آمریکا یا اروپا یا هر یک از کشورهای سکولار زندگی می کند اهل قوانین و سنت و شریعت همان کشور است نه اهل سنت و شریعت و قوانین شریعت الله. اهل سنت هست اما اهل سنت سکولاریستها نه اهل سنت اسلام، دارای امام هم هست امام امامی که آن کشور سکولار دارد.

دارالاسلام سرزمینی است که قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد و رهبر آن نیز یک مسلمان باشد، این رهبر مسلمان امام این سرزمین نامیده می شود که باید در غیر معصیت الله از آن اطاعت کرد اما امروزه چنان تفرق و فرقه بازی و دلخوش شدن به ضرار سازی مُد شده است که حتی برای عده ای جرئت گفتن اینکه فلان رهبر دارالاسلام امام محسوب می شود نیز دشوار است؛ حتی سعی می کنند فراموش کنند که امام دارالاسلام ی که امام احمد بن حنبل خود را ملزم به اطاعت از آن در غیر معصیت الله می دانست مامون و معتصم و واثق معتزلی بودند یا امام دارالاسلامی که صلاح الدین ایوبی در دورانی به آن خدمت می کرد یک شیعه فاطمی بود و…

‏امام احمد بن حنبل در جواب اسحاق بن ابراهیم بن هانیء که از معنی حدیث«مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً» می پرسد می گوید: تَدْرِي مَا الْإِمَامُ؟ الْإِمَامُ الَّذِي يُجْمِعُ عَلَيْهِ الْمُسْلِمُونَ، كُلُّهُمْ يَقُولُ: هَذَا إِمَامٌ؛ فَهَذَا مَعْنَاهُ. می دانی امام کیست؟ کسی است که مسلمانان بر امامتش اجتماع کنند، همه می گویند: این امام است؛ معنایش همین است.[۲]

کثیری می گوید: بدان که حدیث دلالت می کند بر اینکه اعتبار به بیشترین جماعت مسلمانان است بنابراین اگر یک و یا دو و یا سه نفر با کسی بیعت کنند امام نخواهد بود تا زمانیکه بیشترین آنها یا اهل حل و عقد با او بیعت نمایند.[۳] اهل فقه گفته اند: الْإِمَامَةُ: مَوْضُوعَةٌ لِخِلَافَةِ النُّبُوَّةِ فِي حِرَاسَةِ الدِّينِ وَسِيَاسَةِ الدُّنْيَا. [۴] امامت موضوعی است برای جانشینی نبوت در امر حراست از دین و سیاست دنیا.

در حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی اکثراً رهبر با پشتوانه ی قدرت نظامی به حاکمیت می رسد نه با شورای اولی الامر یا خبرگان رهبری اهل حل و عقد، به همین دلیل هر کسی به حاکمیت برسد و الجماعة را در دست بگیرد رهبر است فرق ندارد نیکوکار باشد یا مسلمانی جائر و ستمکار. امام شافعی می گوید: هر کسی که با شمشیر بر حاکمیت دست پیدا کرد تا اینکه او امام نامیده می شود و مردم دور او جمع می شوند چنین شخصی امام است.[۵] و ابن حجر می گوید فقها بر واجب بودن اطاعت چنین حاکم چیره شده ای و جهاد به همراه او اجماع دارند.[۶]

قاعده و اساس بر این است که : «لَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ لِلْأُمَّةِ إمَامَانِ فِي وَقْتٍ وَاحِدٍ»[۷] مجاز نیست که در یک زمان برای «امت» دو رهبر وجود داشته باشد. و اتفاق تمام اهل فقه وجود دارد که: واتفقوا انه لايجوز ان يكون على المسلمين في وقت واحد في جميع الدنيا إمامان لامتفقان ولا مفترقان ولا في مكانين ولا في مكان واحد. [۸] فقهاء مسلمین اتفاق دارند که مجاز نیست در زمانی واحد در تمام دنیا دو رهبر و امام بر مسلمین حاکمیت کنند، نه با هم و نه جدا از هم، نه در دو مکان و نه در یک مکان واحد؛ پس در حالت عادی «لَا يَجُوزُ تَعَدُّدُ الإمامِ»[۹] تعدد رهبر جایز نیست و همچنانکه یک زن تنها به عقد یک نفر در می آید به همین شکل حاکمیت الجماعة مسلمین نیز تنها برای یک نفر منعقد می شود.

حالا اگر مومنین به چنین رشد منهجی نرسیده باشند و جماعتهای موازی با الجماعة ی اصلی را بر بخشهایی از سرزمینهای اسلامی تشکیل داده باشند مسلمین به حکم ضرورت و از روی ناچاری باید در غیر معصیت الله از الجماعة ای که بر سرزمین آنها تمکین دارد اطاعت کنند؛ اما هرگز فراموش نکنند که حق با الجماعة امام و اولی است و باید کل تلاش آنها ملحق شدن به الجماعة ای باشد که قبل از همه تشکیل شده است هر چند مخالف مذهب و فکر و تفسیر آنها از شریعت باشد.

با این توضیحات مختصر باید روشن شده باشد که امام دارالاسلام می تواند فردی از میان هر یک از مذاهب اسلامی باشد؛ و چنانچه «توانائی، اسباب لازم و شرایط و زمان مناسب» برای تغییر انقلابی این حکومت بدیل اضطراری اسلامی به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت وجود ندارد و هر گونه جنگی به قیام فتنه و فاجعه و ظلم و تجاوز و فساد بیشتر ختم می شود.

دین و شعایر دینی‌ات را در جامعه آشکار کن. در زمان غربت دین و منتظر عواقب جنگ روانی پس از آن نیز باش، این تبلیغ منهج صحیح اسلامی و مانند جهاد است…


[۱] تفسير ابن جرير الطبري، ج۴ ص۶۵

[۲] ابن تيمية، منهاج السنة النبوية،‌ مؤسسة قرطبة ، الطبعة لأولى، ج۱، ص۳۶۵٫/ امام احمد در«مسائل ابن هانیء» ۲۰۱۱ / تدری ما الامام؟ الذی یجتمع المسلمون علیه کلهم. یقول: هذا إمام، فهذا معناه

تاکید میکنم هنوز هیچ خبری مورد تایید نیست نه پیدا شدن هلیکوپتر نه خبر شهادت یا زنده بودن رئیس جمهور اینکه لحظاتی با امام جمعه تبریز صحبت شده ولی بعد ارتباط قطع شده یکی میگه امام جمعه لحظه سقوط به بیرون پریده یا پرت شده و زنده مونده.
همه و همه شایعه هست که نباید توجه کرد.(فاتحه)

در ساعات اخیر در فضای مجازی عربی سخنان نوستراداموس العرب، میشل حایک لبنانی که در سال 2022 در طی برنامه به میزبانی شبکه MTV از خبر ساز شدن رئیس جمهور ایران و بالگرد حامل ایشون پیشگویی کرده بود، خبر ساز شده است.

حجاب: انجمن دی (ویژه نامه بانوان ) مجلس +حکومت +مردم=>بانوان

بازخوانی تجربه تلخ گشت ارشاد - که امروز کسی مسؤولیت آن را بر عهده نمی گیرد - به تنهایی مؤید این مدعاست که مداخله حکومت در امر حجاب، نه تنها به قوام و گسترش آن نیجامیده، بلکه حجاب را از یک مقوله دینی و معنوی به یک موضوع حکومتی تنزل داده و موجبات بدبینی عمومی به آن را نیز فراهم کرده است، بدان حد که بسیاری دینداران هم صراحتاً مخالفت خود را با ادامه فعالیت این گشت ها اعلام کرده اند.

ورود حکومت به امر حجاب - آن هم در شرایطی که طبق اعلام مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی بین 60 تا 70 درصد بانوان ایرانی حجاب شرعی را رعایت نمی کنند - باعث ایجاد تقابل بین بخش مهمی از جامعه و حکومت شده است که نمود عینی آن را در ماجرای غمبار مرحومه مهسا امینی و حوادث بعد از آن می بینیم و انکار آن، مانند نادیده انگاشتن روز در میانۀ صلاة ظهر است!

زنان حرمسرا ناصر الدین شاه قاجار

مطرب آهنگی بزن دمساز با افغان ها
تا رسد بر زهره فرياد شرر افشان ها

اختران چرخ را هر دم رسد بيم حريق
بس‌كه آتش می‌فشاند، سينه‌ی سوزان ها

همتی ای مرگ، تا از دل خروشی بركشم
كاين فضا تنگ است بهر عرصه‌ی جولان ها

كافرم خواندند روز بحث، كوته‌فكرها
غافلند اين قوم از عشق من و يزدان ها

اشک را نازم كه چون از سينه بيرون می‌جهد
عالمی را می‌کند طوفانی از باران ها

آنقدر داغم كه چون خنجر نهی بر گردنم
جای خون آتش فرو می‌ریزد از شريان ها!

من برای نان به صد سلطان نمی‌آرم نياز
آنِ من و آئين من دستانِ من، برهان ها

كلبه‌ای دارم ز مشت گل، كه كاخ خسروان
سر فرو آرد به كاخ بی در و دربان ها

خانه‌ی من خانه‌ی عشق و صفا و راستی‌ست
نان عبرت می‌خورد از خوان من، مهمان ها

گر چراغم نيست شب از ماه و روز از آفتاب
روز و شب جشن و چراغانی‌ست در ايوان ها

پيرهن را با بدن هر لحظه آتش می‌زنم
گر بريزد گرد و خاک فقر از دامان ها

قرعه‌ی شاعر به نام من (مقدس) می‌زنند
آفرين بر شعر اقدس شاعره: ايمان ها

****

رد نشو از میان قبرستان، مرده‌ها را تو بی‌قرار نکن
چادرت را به روی خاک نکش، روحشان را جریحه دار نکن
از قدمهای نرم تو بر خاک، تنشان توی قبر می‌لرزد
دست بر سنگها نزن بانو! به تب و لرزشان دچار نکن
عطر تو بوی زندگی دارد خطر جان گرفتگی دارد
مرده‌ها خوابشان زمستانی است، زودتر از خدا، بهار نکن
دلبری را به بید یاد نده، گوشه‌ی زلف را به باد نده
جان من! جان من به مو بند است قبض روح مرا دوبار نکن
عینک دودی ات پر از معناست، چهره‌ات با خسوف هم زیباست
پشت آن تاج گل نشو پنهان، ماه من! با گل استتار نکن
ظرف حلوا به دست می‌آیم، چای و خرما به دست می‌آیم
روح دیدی مگر که جا خوردی؟ روح من! از خودت فرار نکن
به خودش هی امید داده کسی روبروی تو ایستاده کسی
به سلامش بیا جواب بده، مرد را پیش مرده خوار نکن
باز کن لب که وقت خیرات است ذکر، شادی روح اموات است
زندگان هم نگاهشان به تو است، شکر و قند احتکار نکن
در نگاهت غرور می‌بینم اینقدر بد نباش شیرینم!
سوی فرهاد هم نگاهی کن خسروان را فقط شکار نکن
دل به چشم تو باختم اما، با غرور تو ساختم اما
آه مظلوم دردسر دارد سر این یک قلم قمار نکن
روز من هم شبی به سر برسد، صبح شاید به تو خبر برسد
«تا توانی دلی بدست آور» اعتمادی به روزگار نکن
شعرِ بر روی سنگ را دیدی؟ قبرکن با کلنگ را دیدی؟
گردان حبیب رفت، کسی فکر نمی‌کرد روزی اعضای این گردان حول محور او به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اطلاعاتی-امنیتی قدرت در ایران تبدیل شوند.

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی( بین المللی +بانوان +فارسی )  جهان

انگار در تمامِ جهان شعله می کشم

آغوش گاه منی سخت در بغل

****

اگر لولو به زیبایی گران است
درون یک صدف دُرِّ نهان است
بدان ای دختر خوبم تو گنجی
نباید از سبک سر ها برنجی
تمام دختران زیــبا هویدا
میان خار وخس هستند پیدا

هویدا می شود اُوج حرارت
خبیثان می برند آن را به غارت
جوان ساده دل دارد ‌اراده
حکومت را کند زین پس پیاده
حکومت نقشه ی غارت کشیده
حرارت را به سختی شد پدیده

اگر روزی شود رسوای عالم
تو هستی جاودان سودای عالم

آدمها را برای مهارت و تخصص شون استخدام نکنید آدمها را برای شخصیت و کاراکتر شون استخدام کنید.تردید نکنید که فضای بیزنس شما بر اساس شخصیت تیم شما رشد میکند و نه فقط بر اساس تخصص آنها تخصص کسب کردنی است اما شخصیت هرگز . من به این مفهوم ایمان دارم و همیشه در هر بیزنسی که بوده ام نتیجه شگفت انگیزی ازش گرفته ام

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی ( بین الملل )  بانوان  (ایران) جهان

انجمن دی ( بین الملل ) بانوان (ایران) جهان

ژوزفین در21 مارس 1903 ، یعنی یکسال پس ازپایان جنگ آفریقای جنوبی میان امپراتوری انگلیس و بوئرها (مهاجران استعمارگرهلندی ) ، متولد شد. دوران رشد او بایکی ازطوفانی ترین ادوار تاریخ آفریقای جنوبی مصادف گشت. دراین دوره ، اقلیت سفیدپوست تلاش می کرد تاسلطه ی خودرابرزمین ، کار ، وقدرت سیاسی تثبیت نماید. این دوره ، باتغییرات عمیق درعرصه ی اقتصادی وسیاسی جهان نیزقرین گردید به نحوی که ژوزفین قبل ازرسیدن به سن 40 سالگی ، جنگ جهانی اول ، انقلاب روسیه ، رکود بزرگ ، وتشکیل کمینترن راتجربه کرد و فاشیسم اروپائی وتبعات آنرابا پوست وگوشت خویش لمس نمود. اگرچه پیمان " ورینینگ " (Vereening) درسال 1902 ، به جنگ بابوئرها پایان داد اما صلح رابرای آفریقای جنوبی به ارمغان نیاورد. دردهه های بعد ، پایه های تسلط سفید پوستان و جدائی نژادی درکشورنهاده شد. تاسیس اتحادیه ی آفریقای جنوبی درسال 1910 که مهاجرنشینهای هلندی وانگلیسی را درقالب یک کشورواحد متحد نمود ، درواقع سنگ بنای رزِم آپارتاید را درآفریقای جنوبی نهاد. درپی پیروزی جناح راست حزب ملی آفریکانر (Afrikaner National Party) درانتخابات ، رهبران این حزب ، ازجمله جان فورستر (J.Vorster) ، دولت آفریقای جنوبی رابه متحد آلمان فاشیست تبدیل کردند.

ژوزفین جوان ، به موازات این تجربیات سیاسی ، فقر و بی ثباتی را نیز درزندگی شخصی تجربه کرد. وقتی 7 ساله بود، والدینش طلاق گرفتند واورامیان بستگان به حال خود رها کردند. خانواده ی ژوزفین نیز ازنظرنژادی طبقه بندی می شد. پدرش زولو (Zulu) بود وبعنوان مترجم دردادگاه خدمت می کرد ومادرش که یک رنگین پوست بود ، به خدمتکاری درمنازل می پرداخت. به موجب قوانین دولتی ، ژوزفین نیز رنگین پوست محسوب می شد وباید جدااز اقلیت سفید پوست زندگی می کرد وامتیازات اقتصادی وسیاسی آنها را برسمیت می شناخت. اما ژوزفین هرگزاین تبعیض رانپذیرفت وجدائی نژادی را به چالش کشید. ژوزفین دردهه های 1920 و1930 درمحل سکونت خود به مبارزه ی مردم برای بهبود شرائط زندگی پیوست. پوشفسروم (Potchefsroom) شهر ژوزفین ، در120 کیلومتری جنوب غربی ژوهانسبورگ واقع بود واودر جریان مبارزات خود دراین شهر ، به حزب کمونیست پیوست (1928) و بسرعت مدارج ترقی راتارهبری این حزب پیمود وتاپایان عمرنیزبه این حزب وآرمانهایش وفادارماند. ژوزفین دردهه ی 1930 ، به عضویت سازمان بین المللی امداد سرخ درآمد که وابسته به کمینترن بود وچند سال بعد ، به اتحاد شوروی رفت تاازنزدیک بافعالیت کمینترن آشناشود. اگرچه فعالیتهای ژوزفین ، برمبارزات ضد آپارتاید متمرکزبود اما، اواززندگی وکار زنان درآفریقای جنوبی نیزغافل نماند. اوازجمله زنان سیاهپوستی بود که صریحاً ازمسائل نژادی ، جنسیتی وطبقاتی سخن می گفت. بزودی جامعه ، ژوزفین را روشنفکر ، متفکرسیاسی ، و رهبری شناخت که تاآن زمان نادیده گرفته شده بود. اگرچه ژوزفین مبانی تئوری مارکسیستی رابطورغیررسمی فراگرفته بود اما، به درکی روشن ازضرورت سازماندهی طبقاتی دست پیداکرده وفعالیت خویش رابرمشی حزب کمونیست منطبق ساخته بود. معهذا او درمواردی ، سیاستهای حزب رامورد انتقاد قرار داد وآنرا منطبق بر واقعیات جامعه ی آفریقای جنوبی ندانست. اوکه مانند بسیاری ازروشنفکران خود ساخته ی جنوب ، مارکسیسم رادرجریان مبارزات مردمی واعتراضات مدنی شناخته و تئوری انقلابی را بصورت قطعات جداگانه وغیرمرتبط باهم فراگرفته بود، توانست با قراردادن قطعات این پازل درکنارهم ، به درکی نسبتاً کامل ازتئوری انقلابی نائل شود وآنرا چراغ راه مبارزات خویش قراردهد. بدیهی بود که این اندوخته ، نمی توانست در مقاطع بحرانی وطوفانی، پاسخگوی نیازهای مبارزاتی باشد وچه بسا ، به بیراهه می رفت. ژوزفین خارج اززندگی سیاسی ، نقش مادر ، مادربزرگ ، وسنگ صبورمردم رابازی می کرد وبخشی ازاعتقادات او نیزدراین روند شکل گرفت.

درسالهای آغازین قرن بیستم ، نیروی کارروستائی آفریقای جنوبی وکشورهای همسایه ، راهی منطقه ی صنعتی ژوهانسبورگ می شد ودرمجتمع های شلوغ وشبه زندان ، سکنی می گرفت. این منبع سرشار کار ارزان ، که درخدمت اقتصاد سفید قرارداشت ، پس ازبه پایان رسیدن عمرمفید ش ، همچون یک دستمال کهنه دورانداخته می شد. اربابان سفید پوست، هیچ مسئولیتی درقبال سالخوردگان ، بیماران ، بیکاران وخانواده های ایشان احساس نمی کردند. زنان بیشترین باراین سیستم استثماری رابردوش می کشیدند. آنها هم مسئولیت خانواده رابرعهده داشتند وهم امرتولید رابه پیش می بردند. معهذا زنان ، درابتداء ازتولید دورنگهداشته می شدند وفقط درمشاغل خانگی به کارگمارده می شدند. بزودی زنان ، به ارتش بزرگ ذخیره ی کار تبدیل شدند وحاشیه ی شهرهای بزرگ رابه اشغال خود درآوردند. ژوزفین نیز دوران نوجوانی خودرا دراین مشاغل گذراند. لباسشوئی ، نظافت منزل ، پخت و پز وخیاطی ، ازجمله مشاغلی بود که درآمدی ناچیز برای او به همراه می آورد.

ادامه انجمن بانوان

مادر  (رهبر) شده از باده‌ی عرفان تهی+ عدالت => رهبر بدون عدالت (پوچ است)

مادر (رهبر) شده از باده‌ی عرفان تهی+ عدالت => رهبر بدون عدالت (پوچ است)

ارزنده ترین گوهر مقصود عدالت
زیبنده ترین هدیه به معبود عدالت

فرمود علی شیر خدا ، ساقی کوثر
در مكتب ما شاهد و مشهودعدالت

این نكته عالم ازلی وُ ابدی شد
سرّی كه به توفیق تو افزود عدالت

در دادگه عدل خدا ، روز قیامت
ارزنده ترین مقصد وُ مقصود ،عدالت

از آمدنخلق جهان در همه عالم
مقصود همین بود وُ همان بود، عدالت

آن روز كه آید ز پس پرده‌ی غیبت
اول هدف قائـد موجود عدالت

جز عدالت را مباد ای دوست در دل ره دهی
بی عدالت گاه می‌افتی به چاه گمرهی

بی عدالت می‌کند محروم از الطاف حق
بی عدالت نیست از الطاف یزدان آگهی

با عدالت می شود هر گام تا ملک قدم
فاصله چندان نباشد ، از گدایی تا شهی

گشته دنیائی مخوف از بهر دانایان صنم
حاکمان را ابلهـی خیزد امان از ابلهی

مقصد از خلق بشر زاینده بانو بود وبس
مادر (رهبر) شده از باده‌ی عرفان تهی

مادر (رهبر) شده از باده‌ی عرفان تهی+ عدالت => رهبر بدون عدالت (پوچ است)

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی (ویژه نامه بانوان) فارسی زبانان جهان

انجمن دی (ویژه نامه بانوان) فارسی زبانان جهان

نترسید که روزی خورشید متلاشی شود
و همگی از سرما بمیریم
بترسید که روزی برسد
زن ها بخواهند گرمای محبت را از ما مردها دریغ کنند،
آنوقت
همگی از سرما خواهیم مرد…

اسطوره ها و اسوه ها :بین الملل (انجمن بانوان) دی = ایران بین الملل

نه آقایون دختری به خوشگلی آنجلینا جولی پیدا میکنن نه خانوما

پسر کارخونه دارِ قدبلند و دلباخته.

پس با هم کنار بیاین..

حجاب و عفاف زنان: سرزمین من چیزی عجیب و حتی جدید نیست. حتی قبل از ورود اسلام به ایران اهمیت حجاب برای زنان مطرح بوده و توسط آنها رعایت می شد. پس چه خوب است که ما دختران ایران ادامه دهنده نسل های پیشین خودمان باشیم.

(چارلی چاپلین)

....

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی (کلان شهرها = مردان ایران) => طراحی برانداختن کج فمهمی وضعیت حیات زنان

انجمن دی (کلان شهرها = مردان ایران) => طراحی برانداختن کج فمهمی وضعیت حیات زنان

انجمن دی (ویژه دختران و مادران ) بین الملل فارسی

اگر کسی با اندکی دقت در خیابان‌های کلان‌شهرهای مدرن قدم بزند و نگاهی به سازوکارهای نهفته در پشت جغرافیای شهری بیندازد، به‌خوبی متوجه این نکته می‌شود که ما در شهرِ مردان زندگی می‌کنیم. فضای عمومی شهرها، از فضاهای خدماتی گرفته تا خیابان‌ها و غیره، اصولا برای زنان و بدن زنانه طراحی و ساخته نشده است. خیابان‌ها بیشتر فضایی آکنده به تهدید هستند تا مکانی که همگان را گرد هم آورد. این امر البته تاثیری فزاینده بر وضعیت حیات زنان دارد؛ برای مثال،‌ اگر زنی بخواهد شغلی را در شیفت شب تقبل کند یا آن‌که بخواهد برای افزایش درآمدش سراغ اضافه‌کاری برود، در بیشتر موارد ممکن است به‌خاطر ترس از امنیتش از این کار یا افزایش عایدی صرف‌نظر کند. مدرن‌سازی شهرها در سراسر جهان نه‌تنها نتوانسته این معضل را حل کرده بلکه آن را عمیق‌تر نیز کرده است.چنین به نظر می‌رسد که در شهرها اصولا جایی برای جنسیت و هویت زنانه وجود ندارد و زنان، چه خانه‌دار و چه شاغل، در نهایت باید به سازوکار مردانه شهرها تن بدهند. اما اگر بنا بود شهری برای زنان ساخته شود، این شهر چه ویژگی‌هایی می‌توانست داشته باشد؟‌این درست پرسش‌هایی است که «لسلی کِرن»، استاد جغرافیا و محیط‌زیست در دانشگاه مونت آلیسون، در کتاب خود با نام «شهر فمینیستی: تصاحب فضا در جهان ساخت مردان»، تلاش می‌کند به آن بپردازد. آخرین اثر که این نویسنده که ژوئن 2020 از سوی انتشارات ورسو منتشر شد، ادامه‌ای است بر آثار پیشین او با محوریت فضا و جنسیت.لسلی کِرن که پیشتر در آثاری چون «ترس‌های جنسیتی و فضاهای رادیکال‌شده» (2002) و «راهنمای میدانی به شهر فمینیستی» (2010)، به نابرابری‌های موجود در فضاهای شهری برای زنان اشاره کرده بود، در آخرین کتاب خود با بهره‌گیری از تاریخ، تجربه شخصی و همچنین فرهنگ عامه بار دیگر نبود فضای مناسب برای زنان در کلان‌شهرها را مورد بررسی قرار می‌دهد و خط این عدم تناسب را از شهرها تا خانه‌ها و محله‌ها پی می‌گیرد.«شهر فمینیستی...» کِرن مبتنی است بر مادرانگی، دوستی و فعالیت و شادی. وی با بررسی شهرهای تاریخی و فرآیندهای مردانه نهفته در پس آن‌ها، تبیین می‌کند که شهرها چه‌بسا بهترین امید برای آینده‌ای بهتر باشند و اکنون بهترین زمان برای آن است تا شهرهایی عادلانه‌تر، قابل‌تحمل‌تر و مناسب زنان ساخت، شهرهایی که در آن ترس و نفرت از زنان و بدن زنانه جایی نداشته و امکان ارتقای فرصت‌ها برای هر دو جنس فراهم باشد.مقدمه کتاب با نام «شهر مردان» تلاشی است برای فهم و تبیین نابرابری‌ها و سازوکارهای سرکوب که به شکل‌گیری شهرها کمک کرده و بدل به ماهیت جدایی‌ناپذیر آن شده است. برای نمونه، ‌در بخش «زنان بی‌نظم» می‌خوانیم: «زنان همیشه مشکلی برای شهرهای مدرن تلقی می‌شدند. طی انقلاب صنعتی، شهرهای اروپایی به‌سرعت رشد کرده و ملقمه‌ای از طبقات اجتماعی و مهاجران قدم به خیابان‌ها گذاشتند. هنجارهای اجتماعی دوران ویکتوریا بر حفظ حد و حدود میان طبقات و رسومی تاکید داشت که از موضع بالا و تزلزل‌ناپذیر زنان بلندپایه سفیدپوست حمایت کند. با افزایش مراودات اجتماعی میان زنان و مردان در فضای شهری، این عادات و رسوم متزلزل شد.» (لسلی کرن، شهر فمینیستی: تصاحب فضا در جهان ساخت مردان، 2020،‌ ورسو، ص 2)نویسنده در ادامه تبیین می‌کند که از منظر تاریخی و به‌رغم پیشرفت‌هایی که طی دهه‌های اخیر حاصل شده است، زنان، معلولان، رنگین‌پوست‌ها و اقلیت‌های گوناگون، بومی‌ها و مهاجران همچنان نقشی مؤثر در سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها ندارند. این امر خود را در شیوه چیدمان جغرافیای شهری نشان می‌دهد، این‌که وضعیت سیستم حمل‌ونقل عمومی در اکثریت کلان‌شهرهای جهان مناسب زنان خانه‌دار یا مادران شاغل نیست. فضاهای تفریحی و همچنین سرویس‌های توالت عمومی بیشتر تاکید خود را بر فضا و اندیشه مردانه می‌گذارد تا زنان. از صفحات آغازین این کتاب پنج فصلی، کِرن به سراغ این جنبه‌های جنسیتی در فضاهای شهری می‌رود و تلاش می‌کند این حفره‌ها و فقدان‌های موجود در جغرافیا را با «پرسش‌هایی زنانه» جایگزین کند.او البته با بهره‌گیری از ایده‌های شهرسازی و تلفیق آن‌ها با فرهنگ عامه (از رمان گرفته تا آثار سینمایی) می‌کوشد ایده «شهر فمینیستی» را به‌صورتی گیرا برای خواننده ترسیم کند. در فصل دوم کتاب با عنوان «شهر دوستان» می‌خوانیم: «خارج از فیلم‌های سینمایی، نیازها و خواسته‌های زنان و دختران جوان در برنامه‌ریزی‌های معماری کاملا نادیده گرفته می‌شود. هنگامی که جوامع گوناگون از “فضاهای مناسب جوانان” سخن به میان می‌آورند، این فضاها معمولا به پارک‌های اسکیت، زمین‌های بسکتبال و سالن‌های هاکی خلاصه می‌شود. به عبارت دیگر، در تمامی این فضاها، جنسیت غالب که بیشترین استفاده را می‌توانند ببرند مردان بوده و زنان همچو گذشته برای امنیت و پذیرش با مشکل مواجه هستند... با این همه، به‌رغم نبود توجه به نیازهای زنان، آنان به‌شیوه‌ای خلاقانه از فضاهای شهری بهره می‌برند.» (همان، ص 63) شیوه مواجهه کِرن با مقوله جغرافیای شهری سبب می‌شود که او بتواند چالش‌ها، نزاع‌ها و تجارب شخصی خود را در قالب اندیشه فمینیسم شهری دخیل کرده و از آن‌ها بهره ببرد.آنچه در سراسر این کتاب نظر را به خود جلب می‌کند، درک نویسنده از روابط نامتوازن قدرت و شکل‌گیری نوعی سیستم سرکوب در خلال معمار شهرهای امروزی است. وی به‌خوبی به این نکته اشاره می‌کند که در دهه‌های 1970 و 1980، به‌ویژه در آمریکای شمالی، توسعه‌ها در زمینه خانه‌سازی بدل به نوعی پیکار برای ایجاد شهری فمینیستی شد. این تحولات بر نیاز جمعی اقشار کم‌درآمد مبتنی بود که فضایی مشترک را برای پخت‌وپز، کارهای خانه و مراقبت از کودکان در نظر می‌گرفت. بنا به استدلال کرن، این طرح‌ها پتانسیل کافی را داشته و دارند تا بدل به دیدگاهی جایگزین برای رویکردی فمنیستی در زمینه معماری شهری شوند. با این همه، آنچنان که این استاد دانشگاه تبیین می‌کند، این رویکردها متاسفانه دیری نپایید و سیاست‌های خانه‌سازی نئولیبرال جاگزین‌شان شد که تاکید خود را بر اقشاری گذاشت که توانایی مصرف و هزینه بیشتری داشتند.این نکته را نیز باید لحاظ کرد که پروژه کِرن به‌رغم تمامی نکات مثبتی که دارد در بسیاری از زمینه‌ها محدودیت‌های خاص خود را دارد. نخست آن‌که حوزه تحقیقات او بیشتر مبتنی بر موارد، نمونه‌ها و تجارت و مطالعاتی است که در حوزه آمریکای شمالی کاربرد داشته و معنا می‌یابد. با این همه، نمی‌توان «شهر فمینیستی» را پروژه‌ای مبتنی بر تحقیقات غربی دانست، اما در عین حال کتاب مذکور می‌توانست بر دیگر جنبه‌های معماری شهری در دیگر شهرهای جهان نیز تاکید کند. از سوی دیگر، گرچه نویسنده پرسش‌های بسیار مهمی را در زمینه مطالعات فمینیستی مطرح می‌کند، اما در زمینه ارائه پاسخ در بسیاری موارد ناکام می‌ماند. برای نمونه، به‌رغم انتقادهای تند و به‌حق او از نابرابری‌های موجود در زمینه جنسیت، فقدان بدیل‌هایی عینی و انضمامی در اثر به‌شدت حس می‌شود.نکته دیگری که می‌تواند بدل به پاشنه آشیل این اثر جالب‌توجه شده این نکته است که جای خالی بررسی وضعیت زیست‌بوم در تجربه‌های شهری زنان به‌شدت حس می‌شود. نویسنده در اندک مواردی به سراغ آلودگی زیست‌محیطی و تاثیر آن بر تجربه‌های زنان در محیط‌های شهری رفته است. با این همه، انکار نمی‌توان کرد که «شهر فمینیستی» توانسته بر بسیاری مسائل مهم جنسیتی، نژادی و همچنین معماری شهری انگشت بگذارد. نکته قابل‌توجه دیگر زبان روان و سهل‌الفهم کتاب است که سبب می‌شود حتی خوانندگانی که با چنین مسائلی آشنایی کامل نداشته بتوانند به‌خوبی با آن ارتباط برقرار کنند. دست آخر، دیدگاه لسلی کِرن مبتنی بر این نکته است که شهرهای فعلی نه آغوشی امن و گشوده برای شهروندان بلکه جایگشتی است برای روابط سلطه که در راستای منافع اقلیتی واجد امتیازهای گوناگون پیش می‌رود، امری که سبب می‌شود تبعیض و تفاوت بدل به رمزنگار فضاها و تجسم فیزیکی شهرهای امروزی شود؛ امری که سبب می‌شود نیاز به بازبینی معماری شهری در راستای ارتقای پویامندی و برآورده کردن دسترسی، حرکت و امکانات آزادنه و یکسان و بی‌دغدغه برای همگان حس شود. همان‌گونه که خود نویسنده در پایان اثرش تاکید می‌کند: «دیدگاه‌های فمینیستی به شهر همواره حضور داشته‌اند. برخی‌شان هیچ‌گاه مورد توجه قرار نگرفته‌اند، اما نمونه‌ها و ایده‌آل‌های بسیاری از آن‌ها در حال حاضر در فضای شهری وجود دارد. اشکال مقاومت یا آلترناتیو‌های سازماندهی مراقبت، کار و غذا می‌تواند به دیدگاه قابل‌دگرگونی و گسترده بینجامد.» (همان، ص 173)«شهر فمینیستی: تصاحب فضا در جهان ساخت مردان» از سوی انتشارات ورسو و در 256 صفحه و پنج فصل به شرح زیر منتشر شده است:

ادامه انجمن بانوان

انجمن ادبی بانوان دی+مناسبت ( لیلةُ الرغائب ) جعلی

👈اکنون از اول اذان مغرب تا وقت فضیلت عشا 48 دقیقه فاصله است و نماز لیله الرغائب باید بین مغرب و عشا خوانده شود.
✅ در مدت 48 دقیقه نمی توان هم نماز مغرب و هم نماز لیله الرغائب را با آرامش به جای آورد:

بین نماز مغرب و عشاء، دوازده رکعت نماز می‌خوانی، هر دو رکعت با یک سلام به این ترتیب که: در هر رکعت «یک مرتبه» سوره «حمد» و «سه مرتب» سوره «قدر» و «دوازده مرتبه» سوره «توحید» می‌خوانی و هنگامی که از نماز فارغ شدی «هفتاد مرتبه» می‌گویی:
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَعَلَیٰ آلِهِ.
سپس به سجده می‌روی و «هفتاد مرتبه» می‌گویی:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ.
آن گاه سر از سجده برمی‌داری و «هفتاد مرتبه» می‌گویی:
رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ.
دوباره به سجده می‌روی و «هفتاد مرتبه» می‌گویی:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ.
سپس حاجت خود را بخواه

پس چنین : مناسبتی (لیلةُ الرغائب) برای شیعه +اسلام کذائی و جعلی است

آدم همیشه آخر سر اشک وُ آه کرد...مذهب برای ما چه بسا اشتباه کرد

آدم همیشه آخر سر اشک وُ آه کرد...مذهب برای ما چه بسا اشتباه کرد

مذهب برای ما چه بسا اشتباه کرد
افراد وُ پیروان خودش را سیاه کرد

جا مانده بود و قافله‌‌اش را نمی‌شناخت
دجالــه ای که خرمن ما را تباه کرد

رفت اشتباه سپــاه خــرابه هــا
با هر توقفی به عقب هی نگاه کرد

در نیمه های شب همه شب در پِیِ شکار
وقتی قیه فاش شده ، سر به چاه کرد

وقتی که آمدیم به خود عمر رفته بود
مانند وعده های فراری که شاه کرد

ابلیس ماند و آدم و طاغوت وُ انقلاب
آدم همیشه آخر سر اشک وُ آه کرد...

اهالی ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭستایشان ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ . ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﻔﺮﯼ ﭘﻨﺞ ﺳﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ .

ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﮐﻨﺠﮑﺎو ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺖ ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻨﯽﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﻬﺮ ﺯﺣﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﻧﻔﺮﯼ ﭘﻨﺞ ﺳﮑﻪ ﻓﺮﺍﻫﻢﮐﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻭﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ .
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﻣﻼ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺳﮑﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﺟﺮﯾﻨﮓ ﺟﺮﯾﻨﮓ ﺻﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺧﺮﻭﺝ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺟﻠﻮ ﻭ ﭘﻮﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ .

اﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼﮔﻨﮓ ﻭ ﮔﯿﺞﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﻣﻼ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺻیغه ﺍﯼ ﺍﺳﺖ !
ﺁﻥ ﭘﻮﻝﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟

ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﻠﯿﺤﯽ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﻭمیگوﯾﺪ : ﺩﻭ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪﺍﺳﺖ .

ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ، ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻮﻝ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﻪﻧﺤﻮ ﺍﺣﺴﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ . ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﯾﺪ.

ﻭ ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ادم پوﻝ ﺗﻮﯼ ﺟﯿﺒﻬﺎﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

در دنیای امروز :
فقر آتشی است که خوبیها را می سوزاند
و ثروت پرده ایست که بدیها را می پوشاند
و چه بی انصافند آنانکه یکی را می پوشانند به احترام داشته هایش و دیگری را می سوزانند به جرم نداشته هایش....

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگـــثبتــ :تصاویر روایت بدون شرح در ادامه انجمن ادبی اسدالله خان

مهاجرت فقط برای پرنده ها خوبه،


آیا عراقی هایی که علیه کشور خودشان جنگیدند خائن محسوب می شوند؟
🇮🇷🇮🇶

*جنگ و جهاد برای حق یا برای دلخوشی و احساسات و تعصب؟*
اگر حقیقتی وجود نداشته باشد که حق و باطلی هم وجود نخواهد داشت و در آن صورت، حقیقت لاجرم نه به صورت حقیقی که به قورت قراردادی، نسبی خواهد بود و همه، حق خواهند بود و اساسا هر نوع جبهه بندی و سنگربندی و شرکت در هر جنگی، نوعی از جهالت و تعصب و احساسات بدون منطق است.

و از آن طرف اگر حقیقتی وجود داشته باشد همه باید برای آن بجنگند و تلاش کنند و باز هم هر جبهه بندی و سنگربندی غیر از طرفداران حق و طرفداران باطل (اعم از طرفداری از روی علم یا جهل) در هر جایی (چه بزرگ و چه کوچک) بی معنی خواهد بود.

باهم میان باهم میرن دوباره باهم میان دوباره باهم برمیگردن كسی چیزی جایی جانمیذاره.


ادامه انجمن بانوان

آدم همیشه آخر سر اشک وُ آه کرد...مذهب برای ما چه بسا اشتباه کرد

آدم همیشه آخر سر اشک وُ آه کرد...مذهب برای ما چه بسا اشتباه کرد

🔹لحظه تحویل سال ۱۴۰۴ مصادف با ساعت ۱۲ و ۳۱ دقیقه ظهر، روز پنج شنبه ۳۰ اسفند ۱۴۰۳ است.
🔹اولین روز از عید نوروز سال ۱۴۰۴ مصادف با ۲۱ مارس ۲۰۲۵ و روز جمعه یکم فروردین ۱۴۰۴ بوده و بر این اساس، اولین روز سال ۱۴۰۴ جمعه خواهد بود./

مذهب برای ما چه بسا اشتباه کرد
افراد وُ پیروان خودش را سیاه کرد

جا مانده بود و قافله‌‌اش را نمی‌شناخت
دجالــه ای که خرمن ما را تباه کرد

رفت اشتباه سپــاه خــرابه هــا
با هر توقفی به عقب هی نگاه کرد

در نیمه های شب همه شب در پِیِ شکار
وقتی قیه فاش شده ، سر به چاه کرد

وقتی که آمدیم به خود عمر رفته بود
مانند وعده های فراری که شاه کرد

ابلیس ماند و آدم و طاغوت وُ انقلاب
آدم همیشه آخر سر اشک وُ آه کرد...

اهالی ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭستایشان ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ . ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﻔﺮﯼ ﭘﻨﺞ ﺳﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ .

ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﮐﻨﺠﮑﺎو ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺖ ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻨﯽﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﻬﺮ ﺯﺣﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﻧﻔﺮﯼ ﭘﻨﺞ ﺳﮑﻪ ﻓﺮﺍﻫﻢﮐﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻭﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ .
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﻣﻼ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺳﮑﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﺟﺮﯾﻨﮓ ﺟﺮﯾﻨﮓ ﺻﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺧﺮﻭﺝ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺟﻠﻮ ﻭ ﭘﻮﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ .

اﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼﮔﻨﮓ ﻭ ﮔﯿﺞﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﻣﻼ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺻیغه ﺍﯼ ﺍﺳﺖ !
ﺁﻥ ﭘﻮﻝﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟

ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﻠﯿﺤﯽ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﻭمیگوﯾﺪ : ﺩﻭ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪﺍﺳﺖ .

ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ، ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻮﻝ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﻪﻧﺤﻮ ﺍﺣﺴﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ . ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﯾﺪ.

ﻭ ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ادم پوﻝ ﺗﻮﯼ ﺟﯿﺒﻬﺎﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

در دنیای امروز :
فقر آتشی است که خوبیها را می سوزاند
و ثروت پرده ایست که بدیها را می پوشاند
و چه بی انصافند آنانکه یکی را می پوشانند به احترام داشته هایش و دیگری را می سوزانند به جرم نداشته هایش....

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگـــثبتــ :تصاویر روایت بدون شرح در ادامه انجمن ادبی اسدالله خان

مهاجرت فقط برای پرنده ها خوبه،


آیا عراقی هایی که علیه کشور خودشان جنگیدند خائن محسوب می شوند؟
🇮🇷🇮🇶

*جنگ و جهاد برای حق یا برای دلخوشی و احساسات و تعصب؟*
اگر حقیقتی وجود نداشته باشد که حق و باطلی هم وجود نخواهد داشت و در آن صورت، حقیقت لاجرم نه به صورت حقیقی که به قورت قراردادی، نسبی خواهد بود و همه، حق خواهند بود و اساسا هر نوع جبهه بندی و سنگربندی و شرکت در هر جنگی، نوعی از جهالت و تعصب و احساسات بدون منطق است.

و از آن طرف اگر حقیقتی وجود داشته باشد همه باید برای آن بجنگند و تلاش کنند و باز هم هر جبهه بندی و سنگربندی غیر از طرفداران حق و طرفداران باطل (اعم از طرفداری از روی علم یا جهل) در هر جایی (چه بزرگ و چه کوچک) بی معنی خواهد بود.

باهم میان باهم میرن دوباره باهم میان دوباره باهم برمیگردن كسی چیزی جایی جانمیذاره.


ادامه انجمن بانوان

چرا #(حقوق بازنشستگان)

نامه سرگشاده :

انجمن دی(انجمن بین المللی فارسی زبانان )

فرمایشات (اسدالله خان: حقوق بازنشستگان) ولایت پوشالی => خزانه ایران بمب برای حفظ نظام

... تامین اعتبار حقوق از راس تا ذیل در حکومت جمهوری اسلامی بر چه مبنا و اصولی بنیانگذاری شده چرا حقوق بازنشستگان در نیم قرن گذشته پس از جمهوری اسلامی به صندوق صدقات بیشتر شبیه است تا صندوق بازنشستکان کشوری و لشکری آیا آخوند ها قبلاً حقوقی بر اساس قوانین فعلی دریافت می کردند که امروزه تلافی حقوق گذشته خود را بر سر بازنشستگان جبران می کنند . در اخبار ایران همه روزه برسر حقوق بازنشستگان کشمکش هائی وجود داشته آیا خمس و زکات و پرداخت سهم امام زمان قبل از انقلاب و بعد از اانقلاب دچار تغییرات لاینحلی شده آیا تامین حقوق و مزایای بیت رهبری + شورای مصلحت نظام + نمایندگان مجلس + آخوند های حوزه علمیه + نظامیان قهرمان + پرستاران + کارمندان + کارگران + بازنشستگان در نظام جمهوری اسلامی عدالت اجتماعی تا کنون به این استواری و استحکامی که اقتدار بر سر حکومت و حاکمان آن جنگ و جهاد می کنند تعریفی برای صندوق ذخیره بازنشستگان تعریف نشده یا خزانه مملکت در اختیار اختلاسگران است تا با خیال راحت پول نفت را در یک جیبشان و خزانه مملکت را جیب دیگر خودشان برای رفتن به دیار کفار: ( آمریکا، اروپا + کشورهای عربی + هرجای دیگری غیر از ایران را که ترجیح دهند ) مسجد بسازند یا صهیونیست ها آن را بمب باران کنند زیر آن کشورها این ایرانیان را تروریست می دانند . و حقوق بازنشستگان که صرف ساختن مسجد در بلاد کفر گردیده به دود سیاه تبدیل می شود و بازنشستگان جرات دفاع از حقوق خود را ندارند زیرا آخوند ها از پول نفت و خزانه ایران صرف ساختن بمب برای حفظ نظام استفاده می کنند . اما در مجلس نمایندگان حکومت دم از این شعار می زنند که اگر حقوق بازنشستگان افزایش یابد تورم بیشتر می شود اما اگر حقوق آنان و ولایت فقیه میلیون ها برابر افزایش پیدا کند تورم بصورت معجزه آسائی افزایش پیدا نمی کند .

فرمایشات (اسدالله خان: حقوق بازنشستگان) ولایت پوشالی => خزانه ایران بمب برای حفظ نظام

آتشی راکه به دامان خودانداخته ایم(دی) بانوان بین الملل (فارسی )

آتشی راکه به دامان خودانداخته ایم

عاقبت باهمه این دردوبلاساخته ایم

آنچنان غصه به دلتنگی خودریخته ایم

چون به زانوشدم وخسته دل وباخته ایم

راه تاریک دراین کوچه دویدم شب وروز

غافل ازاینکه فقط راه کجی تاخته ایم

موج دریا زده برقایق ویران شده ایم

چونکه طوفان پس ازحادثه نشناخته ایم

عجب این شهرپرازرنگ وزیامیباشد

که چنین خون دلی این همه پرداخته ایم

میروم دفن کنم قاب پرازخاطره ها

شعله هایی که درآتشکده افراخته ایم

Personal blog<<<"مدفن جمبوری اسهالی<<<<

ادامه انجمن بانوان

تعددانجمن بین الملل(بانوان فارسی زبان) واقعی عملی

تعددانجمن بین الملل(بانوان فارسی زبان) واقعی عملی

خوشبختی و خوشحالی میاره،چون:علاوه بر اینکه هرگز احساس تنهایی ای نخواهی چشید،همیشه،یه همصحبتی که بی پرده بشه باهار از هرچیزی صحبت کرد داری ،و این:از نعمتهای عالیه ی خداست برا بشریت (که الانا)غربیا در قالب جلسات گفتگوی هفتگی برا جوامعشون‌ایجاد کردن

یاد سید جمال الدین :

می فرمود:

در فرنگ اسلام دیدم مسلمان ندیدم

در ایران مسلمان دیدم اسلام ندیدم

البته که فقد اسلام مطروحه مربوط به برهه زمانی خودش بوده

الانا که اسلام داریم ولی اسلام های سلیقه ای

مثلا

ما خانمها از قران مهریه اش رو خوب بلدیم ... خوبا

ولی نماز روزه عدم غیبت ادب و.... چی؟

اینطورا (همه چی نسبیه همه چی)افتاده توی مخم که بچم مامان خوانده میخواد....

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی : بانوان(#رهبرنمیخواهیم:ایران)#غزل :ــثبتــ کوروش ــثبتـــ

زندگینامه کوروش بزرگ

انجمن ادبی اسدالله خان(#رهبرنمیخواهیم:ایران)#غزل :ــثبتــ کوروش ــثبتـــجدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

خنک آن قماربازی که بباخت آن‌چه بودش
بنماند هیچش الا هوسِ قمارِ دیگر

آدرس بده: نگار+زمان + مکان =>همان

نگار من که به  مکتب نرفت و  ...

بیرون شد از عدد ، عددِ شاعرانِ ما
خارج شد از حدود ، حَدِ شاعرانِ ما

کمتر ز پرّ کاه ، عبادات ما ولی
افزون ز کوه گشته قدِ شاعرانِ ما

رسوا شدم چنانکه به شاهد نیاز نیست
روی سیاهِ ما ، سندِ شاعرانِ ما

اما هزار شکر که با اینهمه گناه
لطف تو بوده در رصد شاعرانِ ما

دارو به یُمن درد ، چنین جلوه میکند
شد شُهره لطفَت از مدد شاعرانِ ما

دریایِ رحمتِ تو کجا میشود هدف
در زیر حمله ها جسَدِ شاعرانِ ما

تصویر : رهبر فراری (جمبوری اسهالی)

رهبر #اَبتر<< بدو(همآهنگ ــــثبتـــ اختلاس ازین ولایت امام دُمبه شُفصدم#رهبرنمیخواهیم

کوروش دوم (به پارسی باستان: 𐎤𐎢𐎽𐎢𐏁)، کوروش بزرگ یا کوروش کبیر، که کورش هم نوشته می‌شود، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که به مدت سی سال، در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی می‌کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است و به‌جز کتسیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا، دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند که رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند. دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های نخستین زندگی او، روایت‌های گوناگونی، وجود دارد؛ اگرچه هر یک، سرگذشت زاده شدن وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند؛ اما شرحی که آن‌ها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر، شبیه افسانه است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند؛ ولی فقط یکی از آن‌ها را معتبر می‌داند. طبق نظر کسنوفون از سده پنجم تا سده چهارم پیش از میلاد مسیح، سلسله داستان‌های متفاوتی دربارهٔ کوروش، نقل می‌شده‌است.

کوروش ابتدا علیه ایشتوویگو، شاه ماد، به جنگ برخاست و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک‌هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَگوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ‌ها در تاریخ ثبت نشده‌است و اطلاع کمی دربارهٔ جزئیات این نبردها وجود دارد.

در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده‌است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به‌نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد امپراتوری بزرگی در آسیای مرکزی و غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن‌شان در سرزمین اسرائیل (کنعان) را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش‌گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره‌ای را که نبوکدنصر، شاه بابل، از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد. استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.

هرودوت گزارش می‌دهد که کوروش در جنگ با ماساگتها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را بیش‌تر مورخان جدید رد می‌کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است.

تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می‌کند، دو لوح و سند گلی یافت‌شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می‌دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می‌دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته‌است یا حداقل، خبر مرگ وی و برتخت‌نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده‌است.

پیش از سال ۵۵۰ پیش از میلاد، پارس‌ها نقش به سزایی در تحولات دنیا بازی نمی‌کردند اما در این سال پیروزی‌ها و فتوحات کوروش بر سلاطین همسایه آغاز گردید. کوروش یک نظامی نابغه بود، به طوری که بین سال‌های ۵۵۰ تا ۵۳۹ پیش از میلاد با فرماندهی موفق لشکریانش، پیروزی‌های متعددی کسب نمود. گستردگی پهنه حکومت کوروش تا سال ۵۳۹ پیش از میلاد از شرق، رود سند در هندوستان و از غرب، آناتولی بود. این قلمرو حکومتی ۳۲۰۰ کیلومتر طول داشت.

از میان منابع کهن، نوشته‌های هرودوت تا حدودی قابل اعتماد است و پژوهش‌های نوین باستان‌شناسی هم در پاره‌ای از موارد، گفته‌های او را تأیید می‌کنند.[۱۱] مورخین معاصر، معتقدند که هرودوت همواره مسائل مهم تاریخی را با افسانه‌پردازی آمیخته‌است. هرودوت دوران کودکی و رشد کوروش را بر اساس افسانه‌های عامیانه و غیرواقعی نقل می‌کند.[۱۲] هرودوت، صفاتی کاملاً منفی به کوروش نسبت می‌دهد و این صفات، گاه حتی جنبه غالب به خود می‌گیرند. گرچه تصویر سنتی، جنبه‌های مثبت شاه را مخدوش نمی‌سازد و بر آن اثری ندارند. کوروش نیز گاه ممکن بوده سختگیر و بی‌مدارا، تندخو و آتشین‌مزاج شود. عاقبت کار او نیز، تصویری از اندیشه هرودوت دربارهٔ فرمانروایی توسعه‌طلب است که وقتی از حد خود فراتر رفته، قادر به تحقق اهداف خود نگشته‌است. منتهی هرودوت، به رغم احتیاط‌های خود نسبت به برخی سنت‌های شفاهی دربارهٔ کوروش (مثل آنهایی که منشأ ایرانی دارند)، نتوانسته دربارهٔ جذابیت شخصیت پادشاه پارس، مقاومت کند.

دربارهٔ کسنوفون و کتاب او، «سیرت کوروش» (یا کوروش‌نامه) باید گفت که سرشت تخیلی و تصور کتاب او تا مدت‌ها، مورد قبول خاورشناس‌ها بوده‌است؛ اما این کتاب، امروزه در شمار آثار ویژه ادبی طبقه‌بندی شده‌است. این کتاب، گرچه بازتاب مشاهدات شخصی کسنوفون در مقام نویسنده (سرباز و شاهد عینی سبک زندگانی پارسی‌ها) است، و گرچه ممکن بوده بعضی اطلاعات دربارهٔ پارسی‌ها را در میان خوانندگان خود بدیهی فرض کرده باشد، اما هرگونه سنجش و ارزیابی کوروش‌نامه، به عنوان کتابی تاریخی، پذیرفتنی نیست. در گذشته، بر منش یونانی این کتاب به درستی، تأکید شده و آن را با «آیینه‌های شاهزادگان» قیاس کرده‌اند که حاصل مباحثات دربارهٔ دولت آرمانی (و سیاست‌مدار آرمانی) بوده که در سده چهارم پیش از میلاد، در هلاس مقبولیت و محبوبیت عام زیادی داشته‌است. با وجود این، دانشمندان پسین‌تر، این تصویر را مرتبط با حماسه سنتی ایران و فولکلور ایرانی دانسته‌اند. گرچه دانش امروزی ما، اهمیت نسبی این دو عنصر را می‌تواند تمایز دهد، روشن است که کسنوفون، خواستار ترسیم چهره‌ای جذاب از کوروش بوده‌است.[۱۴]

کتسیاس پزشکی یونانی بوده که میان سال‌های ۴۱۵ تا ۳۹۸ پیش از میلاد، به عنوان پزشک پروشات همسر داریوش دوم و اردشیر دوم پادشاه هخامنشی در دربار ایران زیسته‌است و ۲۳ جلد کتاب تحت عنوان «پارسیان» (The Persica) نگاشته‌است که اصل آن از بین رفته‌است.[۱۵]

به عقیده اشمیت، گرچه بخش عمدهِ منبع اصلی نوشته‌های کتسیاس دربارهٔ پارسیها (کتاب پرسیکا) را در دست نداریم، اما کسانی همچون نیکلاس دمشقی، همچنین مورخین پس از کسنوفون، شامل آلیان، آثنئیوس، فالرون دمتریوسی، پلوتارک، پلینی، استفانوس بیزانسی، استرابو، جان تیتز و سودا از او نقل کرده‌اند. گرچه قسمت کوچکی از آثار او در این آثار پراکنده به چشم می‌خورد، ولی می‌توان با قاطعیت گفت که او، «یکی از پدران رمان‌نویسی تاریخ» است.[۱۶]

دیاکونوف معتقد است که نوشته‌های کتسیاس جنبهٔ داستان‌سرایی و تفریح انگیز دارند و تقریباً در تمامی مواردی که هرودوت و کتسیاس دربارهٔ واقعهٔ یکسانی صحبت کرده‌اند، گفته‌های آنان بسیار با هم اختلاف دارند در مواردی که بتوان این اختلاف‌ها را از روی منابع دیگر بررسی کرد، گفته‌های کتسیاس نادرست است.[۱۷] جعفری دهقی، روایاتی که از ژوستین و نیکلای دمشقی به نقل از کتسیاس ارائه می‌دهد، را زاییدهٔ مقاصد سیاسی و تبلیغاتی می‌داند.[۱۸] کتسیاس ادعا می‌کند که از سالنامه‌های رسمی ایرانی و مشاهدات شخصی‌اش به عنوان پزشک دربار در نوشتن کتابش استفاده کرده‌است، ولی بررسی‌های بیشتر نشان داده که وی حتی به زبان‌های شرقی آشنا هم نبوده‌است. اگر کتسیاس از سالنامه‌های رسمی استفاده می‌کرد، ممکن نبود آنچه را که نمی‌داند، نداند؛ ولی در عوض چیزهایی را «می‌داند» که وجود آن‌ها در سالنامه‌های رسمی، محال محض است. با این حال، نمی‌توانیم تماماً از نوشته‌های کتسیاس صرفنظر کنیم زیرا وی زمان درازی را در ایران هخامنشی به‌سر برد و با هخامنشیان رابطه زیادی داشت و روایات زیادی را شنیده‌است و گاهی در بین مطالب بی‌ارزشی که نقل می‌کند، یک نام یا روایتی یافت می‌شود که محال است خود او جعل کرده باشد.[۱۹]

در خلال فتح بابل، کوروش منشور خود در خصوص آزادی‌های اجتماعی و دینی را اعلام کرد. بنی‌اسرائیل نیز مشمول چنین قانونی شد و کوروش آن‌ها را مخیر کرد که در بابل بمانند یا به سرزمین کنعان در ساحل مدیترانه بازگردند. در خصوص آنان که به کنعان بازگشتند، کوروش تمهیداتی را برای بازسازی هیکل یا معبد سلیمان فراهم آورد و استقرار آنان را در آن منطقه تسهیل کرد. این رفتار برای یهودیان، که نقطهٔ مقابل رفتار اسارت‌بار بابلیان بود، کوروش را به قهرمانی برای قوم یهود بدل ساخت که جایگاه ویژه‌ای در متون دینی آنان یافت. در شماری از کتب انبیا از کتب عهد عتیق، نام کوروش به‌عنوان منجی برده‌شده و گاه اقدام او در جهت آزادسازی یهود از اسارت، به‌عنوان یک مأموریت خودآگاه یا ناخودآگاه الهی تلقی شده‌است. نمونه‌ای از این یادکرد را می‌توان در کتاب دوم تواریخ ایام (۲۲:۳۶–۲۳)، کتاب عزرا (۱، ۴:۳–۵، ۵:۱۳–۱۷، ۶:۳، ۱۴) کتاب اشعیا (۲۸:۴۴، ۱:۴۵ به بعد، ۱:۴۶–۲، ۴۷) و کتاب دانیال (۲۱:۱، ۶:۲۹، ۱:۱۰) بازجست.[۲۰]

به اعتقاد ویزه‌هوفر، نبایستی منابع یهود (کتاب دوم تواریخ، کتاب عزرا و کتاب اشعیاء نبی) را به منزله سند تاریخی محسوب کنیم. چرا که یهودیان، همچون کسنوفون، روایتگر تصویرگر شخصیتی نیک، از کوروش بودند. از نظر او، این نوشتارها، نویدبخش یا توصیف‌گر «نقطه عطف الهی و لاهوتی» برای بنی اسرائیل هستند. کوروش، همچون «ابزار عمل تاریخی یهوه» ظاهر می‌شود، که به دوران تبعید آنان پایان می‌بخشد و دوران تازه‌ای را شروع می‌کند. حتی خاورشناسان، تردید دارند که آیا کوروش، به راستی فرمان بازگشت یهودیان تبعیدی به موطن خود و بازسازی معبد هیکل و استقرار مجدد کیش یهود در اورشلیم را صادر کرده‌است، یا اینکه این یک فرض پیش‌بینی‌گرایانه از جانب یهودیان بود که از جانب خدا، منجی فرستاده شود و این کردارها را انجام دهد.

منشور کوروش نیز به نوبه خود، سندی تلقی نمی‌شود که به‌طور تصادفی به دست ما رسیده باشد. این استوانه، نوعی کارنامه است که برای فرمانروای جدید تدوین گشته و معرف صفات او علیه پس‌زمینه‌ای است که ظاهراً به قدردانی از مردوک (خدای شهر بابل) می‌پردازد؛ بنابراین مناسب چارچوب نبرد ایده‌گرایانه شاه قدیم و جدید است؛ و دربارهٔ منش کوروش، کمتر سخن می‌گوید و بیشتر حاکی از تلاش‌های وی برای مشروعیت بخشی به خود و مهارتش در استفاده از سنت‌ها و الگوهای محلی، برای تحقق اهداف خویش است.

حدود شش هزار اسناد قانونی، اقتصادی و دیوانسالاری از اسناد شخصی و بایگانی معبد بابلی‌ها در دوران هخامنشیان پیدا شد که تاکنون منتشر گشتند. این اسناد با زبان اکدی و لهجه پساایلامی، بر روی الواح گلی مکتوب شده‌اند. این اسناد شامل متون قرار، گرونامه، قرارداد برای فروش و کرایه زمین و خانه‌ها، رسید پرداخت مالیات، بایگانی اقدامات دربار و … هستند. پانصد مورد از این اسناد، نامه‌های اداری یا شخصی هستند. اکثر این متون متعلق به دوران‌های پادشاهی کوروش، کمبوجیه و داریوش یکم هستند. همچنین، حدود بیست سند در مناطق اکباتان، پرسپولیس، هومدشو (در مجاورت پرسپولیس)، شوش و دیگر شهرهای غربی و جنوب غرب ایران کشف شد. این اسناد، نماینگر شرح معاملات تاجران بابلی در ایران هستند یا در چند مورد محدود، بابلی‌هایی هستند که در آنجا سکونت گزیدند.

در بابل ده‌ها هزار نفر از جوامع خارجی وجود داشتند و در میان آن‌ها تعداد زیادی یهودی نیز وجود داشت که به اجبار و فشار شاه کلدانی از کشورهای خودشان رانده شده بودند. این مردمان هرگز امید به بازگشت به میهن خود را از دست نداده بودند. اینها همگی آماده بودند تا به دشمن نبونعید کمک کنند و بدین ترتیب پارسیان را ناجی خود تلقی می‌کردند. کشمکش‌های اجتماعی از یک سو، نارضایتی کشاورزان، صنعتگران، اشراف و نجبا (کارمندان، کاهنان، بازرگانان و غیره) از سوی دیگر باعث شده بود که زیربنای اجتماع ویران شود.[۸۰] شاه بابل که ده سال از پایتخت دور بود و در تیما سکونت داشت، تجارت پُرسود کندر را به انحصار خویش درآورده بود و خدای سین را به مردوک ترجیح می‌داد که این امر موجب خشم و نارضایتی کاهنان را فراهم آورده بود.[۸۱] کشاورزان و صنعتگران که قسمت عمدهٔ جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، نسبت به فعالیت‌های نبونعید در زمینهٔ آماده شدن برای جنگ، بی‌تفاوت بودند و میل داشتند فرمانروایان قدیمی را، بی‌دردسر و زحمت با فرمانروایان جدید تعویض نمایند، ارتش بابل بر اثر جنگ‌های متعدد در عربستان خسته و فرسوده شده بود و مشکل می‌توان انتظار داشت که چنین ارتشی توانایی آن را داشته باشد تا با سپاهیان دشمن که هم از نظر تعداد و هم از نظر تجهیزات برتر بودند، بجنگد و در برابر آن‌ها بایستد. بدین ترتیب بابل فاقد توانایی و قدرت لازم برای مقابلهٔ مؤثر در برابر سپاهیان کوروش بود. هنگامی که کوروش به بین‌النهرین حمله‌ور شد، کاهنان او را نمایندهٔ خدای مردوک دانسته، به وی خوش‌آمد گفتند و پیامبران یهودی اعلام داشتند که وی نجات‌دهندهٔ قوم آنان است و سایر طبقات خارجی نیز وی را به عنوان آزادکنندهٔ خود دانستند.[۸۲]

بابل از استحکامات طبیعی برخوردار بود؛ چنان‌که در غرب رود فرات، در شرق رود دجله و در جنوب خلیج فارس آن را احاطه می‌کردند و برای محصور بودن بابل در شمال، نبوکدنصر دوم، فاتح اورشلیم، از سر احتیاط یک دیوار مادی ساخته بود که می‌توان آن را نمونهٔ بابلی دیوار چین دانست. این دیوار در نقطه‌ای که فاصلهٔ بین دجله و فرات به حداقل می‌رسد، بنا شد. سازندهٔ دیوار، نبوکدنصر، می‌نویسد: «برای اینکه فشار آب آسیبی به دیوار نزند، رویهٔ بیرونی آن را با آجر و ملات قیر استحکام بخشیده‌ام». کسنوفون که در سال ۴۰۱ پیش از میلاد این بنا را دیده‌بود، ضخامت آن را ۲۰ پا و بلندی‌اش را ۱۰۰ پا تخمین می‌زند.[۸۳]

کوروش با سپاه خود از میان گوتیوم به‌طرف جنوب حرکت کرد و از رود سیروان گذشت و در آغاز سال ۵۳۹ پیش از میلاد به شهر اُوپیس، دژ شرقی دیوار مادی رسید و اُوپیس محاصره و به آتش کشیده شد. ایرانیان از سر دوراندیشی، از کرکوک، قیر و قطران همراه خود آورده بودند. در نبردهایی خونین، اُپیس به تصرف درآمد و سپاه نبونعید شکست خورد. در روز دهم اکتبر شهر سیپار نیز سقوط کرد و دژ غربی دیوار مادی نیز بدون درگیری تسلیم سپاه کوروش شد.[۸۴] بدین ترتیب کوروش در جنوب دیوار مادی با گذشتن از دجله، همهٔ استحکامات دفاعی نبوکدنصر را دُور زد و دو روز بعد، دوازدهم اکتبر، هم‌زمان با جشن سال نوی تقویم بابلی، گئوبروه با سپاه خود وارد بابل شد و بدون جنگ و تلفات، شهر را تصرف کرد و مطابق با دستور کوروش، بلافاصله نظم سختگیرانه‌ای در بابل وضع شد. «سپرهای نیروهای گوتیوم، دروازه‌های اسانگیلا را احاطه کردند. هیچ عبادتی دچار وقفه نشد. نه در اسانگیلا و نه در دیگر معابد هیچ مراسمی از قلم نیفتاد.»[۸۵]

از خلال گزارش‌ها چنین استنباط می‌شود که کوروش می‌خواسته به هر نحوی که شده دل کاهنان را به‌دست‌آورد، تا به کمک آن‌ها مردم را به‌سوی خود جلب کند. از الواح برجای‌مانده به خط میخی که بی‌درنگ، از صبح روز بعد به‌نام کوروش تاریخ خورده‌اند، چنین برمی‌آید که تغییر حکومت بدون دردسر انجام پذیرفته‌است. این اسناد بابلی گواه ادامهٔ بی‌دردسر زندگی روزمره در پایتخت تسخیر شده هستند.

هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد و همچون یک رهایی‌بخش مورد استقبال قرار گرفت. رویدادنامهٔ نبونعید در این‌باره گزارش می‌دهد: «شاخه‌های نی پیش پای او گسترانده شد. شهر غرق صلح و آرامش بود. کوروش برای سراسر سرزمین‌های بابل صلح را بشارت داده بود.»[۸۷]

برترین قدرت اجرایی در بابل متعلق به ساتراپ پارسی است. اولین حکمران شهر بابل، فرماندهٔ کوروش، اوگبارو بود که بر کل میانرودان تسلط داشت. مرگ اوگبارو ۳ هفته بعد از فتح بابل اتفاق افتاد. در ۵۳۸ پیش از میلاد کوروش، پسرش کمبوجیه را به عنوان شاه بابل منصوب کرد تا بر سایر امپراتوری تسلط داشته باشد. مدت حکمرانی کمبوجیه، در حقیقت محدودتر از آن بود که به نظر می‌رسد: او تنها شاه بابل و بخش شمالی (کشور بابل) بود درحالی که مرکز و جنوب بابل در دستان کوروش و نمایندگانش بود. علاوه بر این کمبوجیه بیش از ۹ ماه حکمرانی نکرد. در ۵۳۷ پیش از میلاد، به دلایلی نامشخص، کوروش او را از سمتش عزل کرد.[۸۸]

کوروش حکمرانی بابل را به بابلی زاده، «نبوئَه بولیت» داد. او کسی بود که قبل از پیروزی پارس‌ها بر بابل، منصبی در حکومت نبونئید داشت. در ۵۳۵، کوروش استان مجزایی شامل میانرودان و نواحی غرب فرات (فنیقیه، سوریه، فلسطین) تشکیل داد و گوبارو را ساتراپ پارسی آنجا گماشت. گوبارو حداقل تا ۵۲۵ در آنجا حکمران بود.[۸۹]

تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت‌های درگیر در آسیای غربی شد و به‌دنبال آن سلطهٔ بیشتر ایرانیان را بر شهرهای سوریه و فلسطین و نیز سواحل فنیقیه در پی داشت که پیش از این در حوزهٔ قدرت بابل قرار داشت.[۹۰] اقدام تعیین‌کنندهٔ کوروش که سبب خشنودی کاهنان شد این بود که همهٔ بت‌هایی را که نبونعید به‌زور به بابل آورده بود را به جاهای خود بازگرداند.[۹۱] پیامد دیگر تصرف بابل، بازگشت یهودیان تبعیدی در بابل، به میهن خود بود.[۹۲] در سال ۵۳۸ پیش از میلاد، کوروش اجازهٔ بازگشت این یهودیان به فلسطین را داد و شخصی به‌نام «شش بازار» که رهبر یهودیان در اسارت بود را به‌عنوان فرماندار منطقهٔ یهودیه منصوب کرد.[۹۳] همچنین دستور داد که معبد اورشلیم را بازسازی کنند: «در خصوص خانهٔ خدا در اورشلیم: معبد باید ساخته شود، به طول ۶۰ ارش و به بلندی ۶۰ آرش، با سه لایه از سنگ‌های مکعب و بر روی آن لایه‌ای از دیرک. مخارج را خزانهٔ دربار سوریه پرداخت می‌کند. همچنین باید اشیای زرین و سیمین خانهٔ خدا را که نبوکدنصر از معبد اورشلیم برداشته و به بابل برده‌است، بازگردانده شود».[۹۴] و میثرَداته [مهرداد]، خزانه‌دار مادی کوروش در بابل، از سوی کوروش فرمان یافت تا ظروف و اشیای زرین و سیمین را که نبوکدنصر در سال ۵۸۷ پیش از میلاد از اورشلیم ربوده بود، تحویل دهد. تعداد این قطعات به بیش از پنج هزار عدد می‌رسیده‌است.[۹۵] احتمالاً انگیزهٔ کوروش از اسکان دوبارهٔ یهودیان در سرزمین اسرائیل، ایجاد یک ساتراپی (ایالت) حائل بین ایران و مصر بود اما نتیجهٔ آن، تجدید اسکان و نوسازی در اسرائیل شد.[۹۶] مدارک باستان‌شناختی بسیاری در دست‌است که نشان می‌دهد پس از بازسازی معبد اورشلیم، یک رشته پایگاه‌های مرزی از خلیج ایسوس تا سواحل فلسطین، بازسازی و ایجاد شد و دژهایی بر سر راه مصر در صیدا و اورشلیم و دیگر شهرهای این منطقه ساخته شد تا پایگاه مناسبی برای حمله به مصر باشد.

کوروش، فقط تنها فاتح و مدیر بزرگ نبود؛ بلکه در ذهن مردم پارسی، او همان جایگاهی داشت که رمولوس و رموس برای رومی‌ها و موسی برای بنی اسرائیل داشت. چگونگی تحویل کوروش نوزاد به چوپان و پرورش او، یادآور رها کردن موسی در نیزار در مصر و به زیر کشیدن پدربزرگ دیکتاتورش، توسط او (موسی) است که در متون افسانه‌ای و اساطیری دیگر هم بازتاب یافته‌است.[۱۱۶]

هیچ شکی نیست که حماسه کوروش ابتدا در میان پارسی‌ها رشد برخاست و اکنون در میان یونانی درک شده‌است. احساسات احترام یا ابهت کوروش در بین پارسی وجود داشت، به یونانی‌ها منتقل گشت و این اتفاقی نیست که کسنوفون، کوروش را به عنوان فرمانروای آرمانی برگزید. او می‌خواست، برای تدریس پندهای آرمانی خویش، به شنوندگان یونانی‌اش به کوروش متوسل گردد. به‌طور خلاصه، نقش کوروش در طول تاریخ به عنوان مرد بزرگی که بنیان‌گذار امپراتوری بود، باقی ماند.[۱۱۷]

کوروش بدون شک، نه تنها نابغه هدایتگری بود که امپراتور بزرگ را بنیان گذاشت، بلکه بنیان‌گذار فرهنگ و تمدن شهری هخامنشی نیز بود. از آنجا که پارسی‌ها شوونیست (متعصب میهن‌پرست) نبودند، کوروش به سرعت فراگیری از ملت‌های مغلوب را آموخت. او نه تنها مادها را آرام کرد، بلکه آن‌ها را با پارسی‌ها متحد کرد و یک نوع پادشاهی دوجنبه‌ای از مادها و پارس‌ها به وجود آورد. کوروش سنت‌های پادشاهی را از مادی‌ها وام گرفت. آن‌ها کسانی بودند که بر یک امپراتوری حکمرانی می‌کردند، در حالی که پارسی‌ها، فقط متحدشان بودند. یک مادی، احتمالاً به عنوان یک مشاور شاه هخامنشی، به عنوان نوعی رئیس وزیران عمل می‌کرد. بنا بر نقش برجسته متاخرتر در پرسپولیس، پایتخت شاهان هخامنشی از زمان داریوش، یک مادی، مکرراً با پادشاه بزرگ، دیده می‌شود. ایلامی، ساکنان بومی پارس، همان گونه که می‌توان در این نقش برجسته دید، آموزگاران پارسی‌ها در زمینه‌های بسیاری بودند، برای مثال، لباس ایلامی‌ها بر تن پارسی‌ها و خراجگزاران ایلامی در نقش‌برجسته سنگی پرسپولیس دیده می‌شود.[۱۱۸]

همچنین به نظر می‌رسد که نوآوری جدیدی در حکومت و فرمانروایی، ولی بیش از آن تمایل به وام‌گیری، ترکیب با شایستگی به منظور تطبیق موارد وام گرفته شده با امپراتوری جدید است

کوروش در نزد بابلیان، برگزیدهٔ مردوک، در نزد یهودیان، مسح شدهٔ خداوند بود و به‌نظر نمی‌رسد که مادها او را سروری بیگانه فرض کرده‌باشند. هرودوت می‌گوید که پارسیان از او چونان یک پدر سخن می‌گفتند، زیرا وی مهربان بود و از آنچه برای ایرانیان نیکو بود، کوتاهی نمی‌کرد؛ در عین حال هرودوت وی را مردی زود خشم می‌داند.[۱۲۰] داندامایف می‌گوید «کوروش محبوبترین شاه پارس و بنیانگذار یک امپراتوری جهانی بود».[۱۲۱]«به نظر می‌رسد کوروش به سنت و ادیان سرزمین‌های فتح شده احترام می‌گذاشت. پارسی‌ها او را پدر، روحانیان بابل او را برگزیده مردوک، یهودی‌ها او را مسیح فرستاده شده از جانب یهوه و یونانیان او را فاتحی بزرگ و سیاستمداری باهوش می‌دانستند. کسنوفون در کورش نامه او را حکمرانی آرمانی و ایدئال توصیف می‌کند».[۱۲۲]

والتر هینتس، می‌گوید: «کوروش سه امپراتوری را ساقط کرده بود: ماد، لیدیه و بابل. آیندگان فراموش نکردند که کوروش هیچ‌کدام از سه فرمانروا، نه آستیاگ، نه کرزوس و نه نبونعید را نکشت، بلکه به تبعید آن‌ها بسنده کرد و حتی برای آن‌ها زندگی شاهانه‌ای فراهم آورد. این رفتار در جهان باستان بی‌سابقه بود و تا زمان کوروش هرگز اتفاق نیفتاده بود»

کوروش جایگاه ویژه‌ای در تاریخ یهود دارد. در تورات واژه عبری «ماشیاح» به مفهوم مسیح یا منجی، تنها برای کوروش بزرگ استفاده شده و از او دست‌کم ۲۳ بار، و با احترام زیاد یاد شده‌است.[۱۲۴] در منابع عهد عتیق، با عناوین «مسیح خداوند» و «سرور، خدای بهشت» خطاب شده و به او «همهٔ پادشاهی‌های روی زمین» داده شده‌است. در کتاب عزرا و اشعیای نبی، از وی چنین یاد شده‌است: «او شبان من است و رضایت خاطر مرا فراهم خواهد کرد.»[۱۲۵] نام او در رسالت اشعیای ثانی، در کتاب عزرا و در انتهای کتاب دوم تواریخ و در کتاب دانیال (۱:۲۱; ۶:۲۹; ۱۰:۱) ذکر شده‌است. در این پاراگراف‌ها او، هم به عنوان کسی که مقدر شده تا اسرائیل را حفظ نماید و عملیات مشخصی را از طرف خدای اسرائیل (اشعیای ثانی) برای آن به انجام رساند و هم به عنوان شخصی که فرمان و قانونش پایه و اساسی شد برای برگشت به زایون و برپاسازی معبد ویران شدهٔ عزرا، ظاهر شده‌است. ظاهراً موفقیت‌های کوروش، خصوصاً آماده‌سازی‌ها و اقداماتی که نشان می‌داد جنگ بین او و بابل به تأخیر می‌افتاد، در قسمتی از مسئولیت اشعیاء ثانی برای نبوت مطلق او در آزادسازی و رستگاری قریب‌الوقوع اسرائیل و تخریب در شرف وقوع و احتمالی بابل بود. امیدهای پیغمبر به وضوح در بخش ۴۵:۱–۱۳ بیان شده‌اند. «خدا رو به تدهین شده‌اش [کوروش] نمود. کسی که در گذشته به او کمک نمود و در آینده نیز در ادامه فعالیت‌هایش به او کمک خواهد نمود». «من قبل از تو خواهم رفت و کوه‌ها را صاف می‌کنم، درهای برنزی را خُرد خواهم نمود و ستون‌های آهنی را به تکه‌های ریز خرد می‌کنم». کوروش بر آن است که اورشلیم را بازسازی نماید و جامعهٔ تبعیدشده را دوباره بازگرداند. در حالی‌که او هنوز خدای اسرائیل را نمی‌شناسد: «من تو را با اسم صدا می‌زنم، با نام فامیلی صدا می‌زنم، با اینکه تو مرا نمی‌شناسی» او در نهایت چنین خواهد کرد، بنا بر کمک بزرگی که از او دریافت خواهد نمود. این نبوت همان‌طور که قبل از این اتفاق تحویل شد، احساسات و امیدهای پیامبر را که منتظر تسخیر بابل و تنبیه آن است، نمایان می‌کند.[۱۲۶] در بسیاری از شهرهای بزرگ اسرائیل به دلیل جایگاه کوروش در تاریخ یهودیان، خیابانی به نام او نامگذاری شده‌است که نمادی از رابطهٔ کهن یهودیان و ایرانیان است.[۱۲۷]

در تلمود، یزدگرد یکم ساسانی را به سبب خوش‌رفتاری اش، «کوروش نو» می‌خواندند.[۱۲۸] در حالی که یک سند کلیسایی نستوری مورخ ۵۴۴، خسرو یکم را «کوروش نو» نامیده‌است.[۱۲۹] کوروش برای یهودیان، به صورت چهره برجسته‌ای در نوشته‌های آنها، از کتاب اشعیا تا تلمود و از میدراش تا متون فارسیهود، باقی مانده‌است.

در بابل و جاهای دیگر، مدارک فراوانی در ارتباط با تسامح و رواداری کوروش در امور دینی بدست آمده و هیچ نشانه‌ای از تعصب وی به دین ملی‌اش دیده نشده‌است.[۱۳۸] دربارهٔ اینکه کوروش چه دینی داشت، اختلاف نظر وجود دارد و احتمالاً کوروش خود می‌بایست پرستندهٔ اهورامزدا بوده‌باشد، اگرچه تقریباً هیچ چیزی دربارهٔ باورهایش نمی‌دانیم. مطابق با گزارش کسنوفون، کوروش در بارگاهش پیرامون مسائل دینی از رهنمودهای مغان پیروی می‌نمود. اگرچه بسیاری از پژوهشگران، کوروش را زرتشتی نمی‌دانند، مری بویس قویاً استدلال می‌کند که کوروش خود یک زرتشتی بود که چنان پا جای پای نیاکان خود می‌گذارد، نیاکانی که از سدهٔ هفتم پیش از میلاد هنوز پادشاهان کوچکی در انشان بودند. او خاطرنشان می‌سازد که آتشکدهها و نیایشگاه‌های پاسارگاد حاکی از عمل به آیین‌های زرتشتی‌است و متن‌های یونانی نیز به عنوان شاهد آورده‌اند که مغان زرتشتی جایگاه‌های ارزنده‌ای در دربار کوروش داشته‌اند.[۱۳۹]

لوییس گری عقیده دارد که کوروش دقیقاً پیرو آئین ایرانیان باستان قبل از گاتاهای زرتشت و بازماندهٔ آن در اوستای جدید بود و خدایانی که مورد تکریم کوروش بودند، با اهورامزدا، میترا، آذر و آناهیتا، قابل تطبیق هستند. وی معتقد است دین کوروش به آئین ارائه‌شده در اوستای جدید نزدیک بوده و دلیلی برای زرتشتی دانستن او وجود ندارد.[۱۴۰]

پژوهشگرانی همچون جورج کامرون و والتر هینتس نیز عقیده دارند که، زمان زندگی زرتشت مابین سال‌های ۶۶۰ تا ۵۸۲ پیش از میلاد بوده و کوروش در این مدت، حتی با زرتشت دیدار هم داشته و پیرو دین زرتشتی بوده‌است و دلیل این استدلال را آتشدان‌های ساخته‌شده در فضای آزاد و برج نگهداری آتش در پاسارگاد می‌دانند.[۱۴۱] ماکس مالوان می‌گوید که تاکنون هیچ مدرکی بدست نیامده که بر پایهٔ آن بتوان گفت، کوروش زرتشتی بوده‌است ولی رفتار او با آموزه‌های زرتشت و اصول دین او نقاط مشترک بسیاری دارد و شاید از دین زرتشتی تأثیر پذیرفته باشد

]کسنوفون گزارش می‌کند که همسر یکی از دشمنان کوروش، پانته‌آ نام داشت و بدست وی اسیر شد ولی با وجود تمام زیبایی‌اش، کوروش به او دست‌درازی نکرد. این داستان در ابتدای قرن شانزدهم در آثار شاعر ایتالیایی ماتئو باندلو و نویسندهٔ انگلیسی، ویلیام پینتر و همچنین درام‌نویس آلمانی، هانس زاکس با اشعاری چنین مفهومی را به تصویر کشیده‌اند. پیر منفره، خالق کوروش پیروز در سال ۱۶۲۸ و آنتوان دانشه (کوروش ۱۷۰۶) جوانی کوروش را با روشی بسیار مثال زدنی تشریح کرده‌اند. گسترده‌ترین رمان نوشته‌شده در مورد شاهنشاه ایران، کتاب آرتامن یا کورش بزرگ (به فرانسوی: Artamène ou le Grand Cyrus) است که شامل ۱۳٫۰۰۰ صفحه بوده و توسط نویسندهٔ فرانسوی، مادلن دو سکودری به رشتهٔ تحریر درآمده‌است. شاعر آلمانی، کریستوف ماتین ویلند برای بدست آوردن امتیاز از پادشاه پروس، در اثر خود به‌نام آئینه طلایی (به آلمانی: Goldenen Spiegel)، حکومت فریدریش دوم را پادشاهی جدید کوروش نامید.[۱۵۶]

از زمان تأکید بر اهمیت و ارزش مذهبی پادشاه، در شمار زیادی از نگاره‌نماها با موضوع کوروش در کلیساها و صومعه‌ها، به‌صورت گسترده‌ای روبرو هستیم. برای نمونه آثار ویترای صومعه ابسدورف شهر اویلتسن در نیدرزاکسن آلمان را می‌توان نام برد. نوشته‌های کنت لوسنا که بر پایهٔ تعالیم کسنوفون از کوروش بود، برای شارل لو تمرر، دوک بورگوین، به صورت چهار فرش دیواری درآمد که هم‌اکنون این آثار در کلیسای نوتردام شهر بون کشور فرانسه نگهداری می‌شوند. نقاش آمریکایی بنجامین وست، تابلویی را برای جرج سوم پادشاهی متحده کشید که نگاره‌ای تأثیرگرفته از کسنوفون و بخشش شاه ارمنستان توسط کوروش است. پرترهٔ نقاش ایتالیایی، جووانی بندتو کاتیلونه، نمایی از کوروش شیرخوار و سگ ماده‌ای را به تصویر کشیده‌است و دیگر نقاش اهل ایتالیا، پیترو دا کورتونا تابلویی به‌نام نجابت کوروش در برابر پانته‌آی زیبا دارد.

از قرن هفدهم میلادی، شخصیت کوروش گزینهٔ رایجی در موضوع اپراها شد، از جمله آنتونیو برتالی که در سال ۱۶۶۱ میلادی قطعهٔ رشد کوروش دوم (به ایتالیایی: Il Ciro crescente) را ساخت. فرانچسکو کاوالی در سال ۱۶۵۴ در اپرانامه‌ای از جی سی سورنتینو بخش کوروش دوم (به ایتالیایی: Il Ciro) را گنجاند. از شعرهای پیترو پاریاتی اپراهایی همچون کوروش (به ایتالیایی: Ciro) در سال ۱۷۰۹ توسط توماسو آلبینونی و کوروش در بابل (به ایتالیایی: Ciro in Babilonia) در سال ۱۷۱۶ توسط آنتونیو لوتی ساخته و پرداخته شدند. از اپرانامهٔ شاعر معروف پیترو متاستازیو، در سال ۱۷۳۷ میلادی بالداساره گالوپی و ۱۷۴۴ نیکولو جوملی قطعهٔ شناخت کوروش (به ایتالیایی: Ciro riconosciuto) را ساختند، یوهان آدولف هاسه در سال ۱۷۵۱ میلادی، شناخت کوروش را عرضه کرد و جواکینو روسینی نیز در سال ۱۸۱۲ اپرای کوروش در بابل (به ایتالیایی: Ciro in Babilonia) را با متنی از اف. آونتی بروی صحنه آورد.[۱۵۸]

مایکل اچ هارت نویسندهٔ کتاب صد، کوروش را به عنوان هشتاد و هفتمین انسان تأثیرگذار در تاریخ جهان معرفی کرده‌است.

تأثیر کوروش در ایالات متحده آمریکا

توماس جفرسون در بخشی از نامه‌اش به نوه‌اش فرانسیس اپس نوشته‌است:

به تو توصیه می‌کنم به‌طور منظم به درس‌آموزی از تاریخ و ادبیات در هر دو زبان [یونانی و لاتین] بپردازی. در یونانی اول از همه با کوروش‌نامه شروع کن.[۱۶۰]

جفرسون در نامه‌ای دیگر به دوست ایتالیایی خود، فیلیپ مازی، درخواست ترجمه‌ای تازه از آن کتاب به زبان ایتالیایی می‌کند. وجود دست‌کم ۴ چاپ مختلف از کوروش‌نامه در کتابخانه شخصی جفرسون به ثبت رسیده‌است و جفرسون در یکی از آن‌ها با خط خود دست به مقایسه ترجمه دو نسخه از کتاب زده‌است. اینکه چرا کوروش و کوروش‌نامه در جهان فکری توماس جفرسون برای تأسیس آمریکایی سکولار و دموکرات جایگاهی ویژه دارند به زمانه زندگی او و تلقی او از نظام سیاسی ایده‌آل بازمی‌گردد.[۱۶۱]

در آمریکا علاوه بر جفرسون، جان آدامز هم به کوروش‌نامه به دیده کتابی تعلیمی می‌نگریسته‌است. اکنون از طریق دست‌نوشته‌های جان کنسی آدامز ۱۸ ساله می‌توانیم دریابیم که چگونه پدرش جان آدامز او را در دوره مطالعه برای آمادگی حضور در مشاغل دولتی پیش از همه به خواندن کوروش‌نامه کسنوفون مکلف کرده‌است.[۱۶۲]

تجربه کوروش هخامنشی در اتخاذ سیاست رواداری مذهبی و عدم تحمیل دین رسمی که در کوروش‌نامه منعکس است الگویی را پیشاروی جفرسون گذاشت از حکومتی که در عین گستردگی پهنه خود و وجود بحران‌های پیش‌رو، آزادی عقاید را تضمین می‌کند. به نظر می‌رسید اگر کوروش موفق شده‌است در جهان باستان با آن درجه از توحش و وجود فرقه‌های بدوی دینی که در نزاعی بی‌پایان با یکدیگر به سر می‌بردند، بی‌طرفی حکومت را در مقیاسی به گستردگی امپراتوری هخامنشی تضمین کند، این کار در جهان مدرن نیز قابل تکرار است. در زمان مکتوب کردن منشور آزادی مذهبی جفرسون، یعنی ۱۱۲ سال پیش از آنکه اصل استوانهٔ کوروش به وسیلهٔ هرمزد رسام، باستانشناس آشوری‌تبار اهل بریتانیا از دل خاک بیرون آورده شود و محافل تاریخی از وجود لوحی متضمن احیای حقوق اقلیت‌های مذهبی در دوره حکمرانی او باخبر شوند، رواداری کوروش از طریق منابع یونانی و لاتین به دوران مدرن رسیده بود. تأثیرپذیری توماس جفرسون از این وجه حکمرانی شماری از پادشاهان هخامنشی در یادداشت‌هایی که وی بر حاشیه کتاب «رساله در باب آداب و روح ملت‌ها» اثر ولتر، فیلسوف سیاسی عصر روشنگری در فرانسه نوشته‌است نیز به چشم می‌خورد و دیده می‌شود که عدم تحمیل دین رسمی و رواداری مذهبی داریوش یکم که در امتداد پادشاهی کوروش هخامنشی بوده نظر وی را جلب کرده‌است.[۱۶۳]

ریچارد نلسون فرای، ایران‌شناس آمریکایی، در سال‌های واپسین عمر خود سرگرم پروژه‌ای تحقیقی بود که تأثیر کوروش بزرگ را بر پدران بنیان‌گذار آمریکا بررسی میکرد.

آرامگاه کوروش بر روی سکوی مرتفعی قرار گرفته که این سکو خود نیز از قطعات تراشیده شدهٔ سنگ تشکیل شده‌است. بر بالای سکو اتاق مخصوص دفن جسد قرار دارد. این اتاق ۲٫۱۰ متر پهنا، ۳٫۱۷ متر طول و ۲٫۱۰ متر ارتفاع دارد. مدخل آن ورودی کوچک و باریکی است. آرامگاه به وسیلهٔ سنگ‌های شیروانی مانند سه‌گوش پوشیده می‌شود، ارتفاع کامل ساختمان حدود ۱۱ متر است.[۱۷۵] ارتفاع کلی بنا اندکی بیش از ۱۱ متر است. سکوی اول که پلهٔ اول را تشکیل می‌دهد، ۱۶۵ سانتیمتر ارتفاع دارد، اما حدود ۶۰ سانتیمتر آن در اصل نتراشیده و پنهان بوده‌است، یعنی این هم مانند پلکان دوم و سوم دقیقاً ۱۰۵ سانتیمتر ارتفاع داشته‌است. پلکان چهارم و پنجم و ششم هر یک ۵۷٫۵ سانتیمتر ارتفاع دارند. پهنای سکوها نیم متر است و سطح سکوی ششمین که قاعدهٔ اتاق آرامگاه را تشکیل می‌دهد، حدود ۶٫۴۰ متر در ۵٫۳۵ متر است.[۱۷۶]

آرامگاه کوروش که به‌احتمال زیاد پیش از مرگش و به فرمان خودش ساخته شده‌بود، در همهٔ دوران هخامنشی مقدس به‌شمار می‌رفت و به خوبی از آن نگهداری می‌کردند.[۱۷۷] در دورهٔ اسلامی، این بنا به «مشهد مادر سلیمان» معروف بود و نخستین شخصی که دریافت مشهد مادر سلیمان، آرامگاه کوروش بزرگ است، رابرت کرپورتر جهانگرد و دیپلمات انگلیسی بود که در سال ۱۸۱۸ میلادی از پاسارگاد دیدن کرده بود.[۱۷۸]

تنها سند نسبتاً مفصلی که از کوروش برجای مانده، استوانه‌ای به طول ۲۲٫۵ سانتی‌متر و عرض ۱۱ سانتی‌متر از جنس خاک رس با نوشته‌ای ۴۵ سطری به زبان بابلی است که امروزه با شمارهٔ ۹۰۹۲۰ در اتاق ۵۲ بخش ایران باستان موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود.[۱۸۷] تکهٔ اصلی این استوانه در سال ۱۸۷۹ میلادی توسط هرمزد رسام در حفاری معبد مردوک در بابل پیدا شد، این تکه حاوی ۳۵ خط بود. تکهٔ دوم که شامل خط‌های ۳۶ تا ۴۵ می‌شود، در سال ۱۹۷۵ میلادی در کلکسیون بابل دانشگاه ییل یافت شد و به استوانهٔ اصلی پیوست گردید.

این استوانه پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی است. با این همه، به کمک آن نمی‌توان به تصویر درستی از پدیدآورندهٔ آن دست یافت، چون در این نبشته به همه‌چیز از چشم کاهنان بابلی نگریسته شده‌است. این متن ماهیتاً یک بیانیهٔ سیاسی نیست و نبشتهٔ پایِ بناست که به‌عنوان پی دیوارهای بابل برای یادبود بازسازی‌های کوروش در آنجا گذاشته‌شده‌است.[۱۸۹] اما این نبشته نشان می‌دهد که کوروش چگونه در بابل بی‌درنگ برنامهٔ ساختمانی گسترده‌ای را به اجرا درآورد؛ مثلاً باروی درونی و بیرونی شهر بابل را بازسازی و مرمت کرد و درگاه‌هایی از جنس برنز بر دروازه‌های شهر ساخت.

کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصری از فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک به انجام رسانده‌است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل، سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده و پیکر خدایانی که نبونعید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آن‌ها برگردانده‌است. پس از آن، کوروش می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند را به میهن‌شان بازگردانده‌است.

در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیومت در شهر نیویورک قرار داده شد. در این مکان، نمونه‌ای از آثار فرهنگی کشورهای گوناگون وجود دارد.

ادامه انجمن بانوان

انجمن ادبی دی:درباره= (کاندم) بانوان فارسی زبان (ادامه مطلب ) دارای  رمز (برای بانوان)

انجمن ادبی دی:درباره= (کاندم) بانوان فارسی زبان (ادامه مطلب ) دارای رمز (برای بانوان) چنانچه نیاز به مطالعه دارید پیام بگذارید

ادامه انجمن بانوان

نردبان عشق با زن شد بلند:(انجمن دی ) بین المللی

فکر کردم زن‌ شوم، زیبا شوم
مریم و‌ هاجر شوم، زهرا شوم

فکر کردم در هوای زن‌شدن
پیش آدم گل‌ کنم، حوّا شوم

فکر کردم زن اگر بلقیس بود
هی سلیمانی کنم، بالا شوم

خوشتر از دوران عشق برجام نیست
بامداد این جهان را شام نیست
مطربان رفتند و صوفی در سماع
بدتر از آخوند را اسلام نیست
از هزاران دین وُمکتب در سماع
می نجوئی جام را پیغام نیست
تا نسوزد این عبا وُ این رِدآ
چار پایانِ رهش جز خام نیست
این جهان راجمله زیبایی که هست
پیش اندام تو گل اندام نیست
مستی از برجام وُ در تحریم عشق
بَدتــر از آخوند خون آشام نیست

"مبنای مذاکرات رفع تحریم، همان توافق برجام است و در این ارتباط چارچوب جدیدی را نداریم." سخنگوی وزارت امور خارجه با این خبر، راه را بر دیگر گمانه‌ها هم بست و گفت، "خبرهایی مطرح شده از جمله توافق موقت و... اینها را گمانه زنی رسانه‌ای می‌دانیم و یا اخباری که برخی طرف‌ها با انگیزه‌های خاص سیاسی با هدف بر هم زدن روند جاری مذاکرات ترویج می‌دهند. مذاکره‌ برای توافق موقت و یا ترتیبات جدیدی که جایگزین برجام باشد را تایید نمی‌کنیم." آنچه سخنگوی دستگاه دیپلماسی می‌گوید معنایش می‌شود این که حرف بسیاری، باد هوا هم نیست. آنان که برجام را لاشه‌ای متعفن می‌خواندند حالا باید در شامه خود تردید کنند. کسانی که مرده می‌پنداشتند آن را حالا باید برایش جشن تولد بگیرند. کسانی که آن را آتش می‌زدند باید سیاهی دود را در چهره خود ببینند. مرده، زنده نشده است حتی اگر دوستان ارزشی ید بیضا برای خود قائل باشند. تعفن هم به عطر شامه نواز تبدیل نمی‌شود حتی اگر حضرات مدعی، بر آن گلاب بپاشند. در ماهیتِ برجام هم انقلابی نشده است فقط دولت عوض شده و مخالفان برجام امروز آن را آب حیات یافته‌اند. اشکالی هم ندارد. از نیمه راه ضرر برگشتن هم خود فایده‌ای است عقلانی. حتی ناشنیده می‌گیریم صحبت‌های گذشته را. نه تنها خواهان محاکمه آتش زنندگان این سند نیستیم، به همین که دگر باره هوس آتش بازی نکنند هم قناعت می‌کنیم. فقط امید واریم این بار که دور با دوستان افتاده است، باز عقلانیت را از دور خارج نکنند و بر همین مدار به پیش روند تا شرایط برای کشور و مردم بهتر شود. باور بفرمایید در سختی روزگار و شدائد گرفتاری‌ها، حالِ مردم ناخوش می‌شود. باور بفرمایند حضرات بخواهیم یا نخواهیم، همه چیز به همه چیز ربط دارد. همه چیز به همدیگر فقط گره نخورده است که در هم کلاف است. بدانیم و دانسته پیش برویم و بکوشیم از این میدان با دست پرتر خارج شویم. مطمئنم کسی به ماشین مذاکره کنندگان، سنگ و مشت نخواهد کوبید. کسی کبریت به توافقات مبتنی بر برجام نخواهد کشید. کسی دیپلمات‌های ما را خائن نخواهد خواند. تریبون‌ها هم به جای عزا برای برجام اعلام جشن خواهند کرد. عیبی هم ندارد که خیلی هم خوب است. حالا کار به دست شماست، بر مدار همان برجام، پیش بروید. دعای خیر مردم هم بدرقه راه‌تان باشد.

مدیریتی#رهبر

تصویر : رهبر فراری (جمبوری اسهالی)

رهبر #اَبتر<< بدو

لیک دیدم در نصیب من نبود
زن شوم تا مادر دنیا شوم

زن‌شدن زیبنده‌گی دارد، بله!
در کنار مرد تا معنا شوم

زن شوم تا نسل‌ها جاری شود
زن شوم تا پیکر دریا شوم

زن لطیف است و زلال و مهربان
زن شوم‌ گر عشقِ بی‌همتا شوم

زن بهشت زندهٔ دنیای ماست
زن شوم تا سایهٔ طوبا شوم

زن بهار و بیشه و بالنده‌گی‌ست
در نگاه‌اش غرق در رویا شوم

زن شوم، خواهر شوم، دختر شوم
زن شوم، شیرین‌تر از لیلا شوم

زن شوم،‌ مانند سیمین و فروغ
عاشقانه عشق را گویا شوم

زن شده رنگین‌کمان عشق‌ها
زن شوم تا آسمان‌پهنا شوم

نردبان عشق با زن شد بلند
نردبان عشق را بالا شوم

زن اگر دی‌روز بود، ام‌روز نیز
زن شوم تا زینت فردا شوم

کاش ممکن بود فصل دیگری،
در جهان مانند زن پیدا شوم!

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی (بین المللی فارسی زبان) موساد ایران

انجمن دی (بین المللی فارسی زبان) موساد ایران=تیرماه 1402

انجمن دی (ویژه بانوان)بین الملل=>موساد@ایران:موساد روز پنجشنبه(۳ شهریور ۱۴۰۱)

اعلام کرد که ۲زن را به سمت‌های ارشد در این سازمان منصوب کرده است.

در حال حاضر ۴ زن در انجمن اجرایی که این آژانس را مدیریت می کنند، حضور دارند.

اولین زن، �A � اخیراً به عنوان رئیس بخش اطلاعات موساد که برابر با رئیس اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل است، نقش خود را بر عهده گرفت.

زن دوم K"به ریاست سازمان موساد-بخش- ایران منصوب شد.

دپارتمان اطلاعات موساد که در حال حاضر توسط دو زن به نام های A. و معاون او "H." اداره می شود، یکی از لنگرهای اصلی و موتورهای رشد سازمان به حساب می آید.

خانم الف(A ) که در ۲۰ سال گذشته در هسته جامعه اطلاعاتی خدمت کرده است، تشکیل تصویر استراتژیک اطلاعاتی در سطح ملی در یک سری موضوعات از جمله تهدید هسته ای ایران، تروریسم جهانی و عادی سازی به او سپرده شده است. با جهان عرب او همچنین مسئول اطلاعات در تمام عملیات موساد است.

الف(A ) در گذشته به عنوان رئیس یکی از بخش‌های فناوری موساد خدمت کرده و در مراسمی که حدود دو ماه پیش برگزار شد، جایزه امنیتی اسرائیل را دریافت کرد.

توضیح مدیریت انجمن ادبی بانوان (دی)-:رئیس موساددرموردتوافق احتمالی برجام گفت: ما نمی‌توانیم ساکت بنشینیم و نزدیک شدن خطر را تماشا کنیم.

"دیوید بارنیا:" مدیر موساد، روز پنجشنبه(۳ شهریور ۱۴۰۱) اطمینان داد که توافق هسته‌ای جدید با ایران مانع از اقدام آژانس جاسوسی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در آینده برای حفاظت از منافع امنیتی کشورش نخواهد شد. بارنیا این اظهارات را در دیدارهای خصوصی با نخست وزیر یایر لاپید و دیگر مقامات ارشد دولتی بیان کرد.

از چپ به راست: داوید بارنِه‌ئا، رئیس جدید موساد، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و یوسی کوهن، رئیس برکنارشده موساد(۳ خرداد ۱۴۰۰)

اسرائیل این توافق را امضا نکرد. اسرائیل مجاز است به هر شکل ممکن از خود دفاع کند و این کار را انجام خواهد داد. بارنیا که در ژوئن 2021 به قدرت رسید، گفت: ما نمی‌توانیم ساکت بنشینیم و نزدیک شدن خطر را تماشا کنیم.

بارنیا خاطرنشان کرد: تمایل استراتژیک آمریکا و ایران برای امضای برجام جدید، تمایل بلندمدت ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را تغییر نمی‌دهد.

او گفت در سال 2018، زمانی که موساد آرشیو هسته ای ایران را تصرف کرد و آن را به اسرائیل بازگرداند، سؤالات در مورد تمایل جمهوری اسلامی به توانایی تسلیحات هسته ای �از یک نقطه داده به یک واقعیت تغییر کرد.� بارنیا به لاپید و مقاماتی که ملاقات کرد. با روز پنجشنبه

مدیر موساد با بررسی تاثیر توافق جدید احتمالی با ایران گفت که این فقط "خطر" را برای اسرائیل و جهان به مراتب بیشتر از برجام اولیه که در سال 2015 امضا شد، افزایش می دهد.

بارنیا با اعتراف به اینکه توافق جدید �فشار [هسته‌ای] را از یک ماه به شش یا هفت ماه برای رسیدن به اورانیوم 90 درصدی سوق می‌دهد�، خاطرنشان کرد که تا سال 2025 مسیر تهران برای رسیدن به اورانیوم غنی‌شده با تسلیحات دوباره طولانی خواهد بود. با اشاره به انقضای محدودیت در تعداد سانتریفیوژهایی که ایران می تواند نصب کند در سال 2025.

دیوید بارنیا، رئیس موساد، در مراسمی به مناسبت روز یادبود سربازان کشته شده اسرائیل و قربانیان ترور، در دیوار غربی در شهر قدیمی اورشلیم، در 3 مه 2022 شرکت می کند. (اعتبار: OLIVIER FITOUSSI/FLASH90)
او گفت: �من از این پلتفرم افتخارآمیز استفاده می‌کنم تا از زنان بخواهم تا برای تحقق بخشیدن به پتانسیل و نفوذ خود در سیستم امنیتی، از جمله یگان‌های رزمی یا فناوری، اقدام کنند تا نشان خود را نشان دهند.�

الف اکنون به ک. که به عنوان رئیس بخش ایران، حوزه اصلی فعالیت سازمان است، می‌پیوندد. رئیس سیستم ایران مسئول استراتژی موساد در مقابله با تهدید ایران در تمام اشکال آن است و مسئولیت رهبری کمپین ترکیبی عملیات، فناوری و اطلاعات در سازمان جاسوسی را به همراه ارتش اسرائیل و تمامی شاخه‌های امنیتی بر عهده دارد.

دیوید بارنیا، مدیر موساد، گفت: برابری کامل در سازمان بین مردان و زنان وجود دارد. بسیاری از زنان در نقش‌های عملیاتی، به‌عنوان جنگجو و کنترل کننده ماموران خدمت می‌کنند و با استعداد، حرفه‌ای بودن و تدبیر در هسته فعالیت‌های عملیاتی و اطلاعاتی ما ادغام می‌شوند.�

زنی که بالاترین مقام را در موساد داشت، آلیزا میگن بود که 30 سال پیش معاون مدیر موساد بود.

برای موساد، به عنوان آژانسی که در خط مقدم تامین امنیت دولت قرار دارد، مهم است که پیامی را برای زنان در مورد امکانات نامحدودی که در سازمان در اختیار آنها قرار دارد و همچنین ایفای نقش به عنوان یک نقش، ارسال کند. بارنیا گفت که در مورد ادغام زنان در پست های کلیدی، مدلی برای سایر آژانس های امنیتی است.

سایر زنان در نقش‌های ارشد عبارتند از �H.� که معاون بخش اطلاعات آژانس است و �E.� که اخیراً به عنوان معاون بخش نیروی انسانی منصوب شده است.

ادامه انجمن بانوان

انجمن دی (بانوان بیوه ) روز جهانی زنان بیوه بین الملل

انجمن دی (بانوان بیوه ) روز جهانی زنان بیوه بین الملل

June 23

International Widows Day

بیست و سوم ژوئن

روز جهانی زنان بیوه

روز جهانی زنان بیوه یک روز تأیید شده سازمان ملل برای پرداختن به فقر و بی عدالتی است که میلیون ها بیوه و وابستگان آنها در بسیاری از کشورها با آن روبرو هستند. این روز همه ساله در 23 ژوئن برگزار می شود.

روز بین المللی بیوه ها توسط بنیادلومبا The Loomba Foundationبرای شفاف سازی آگاهی در مورد مسئله بیوه ها تاسیس شد. اهمیت 23 ژوئن این است که در آن روز در سال 1954 بود که Shrimati Pushpa Wati Loomba ، مادر بانی بنیاد لومبا لرد لومبا Lord Loomba ، بیوه شد. یکی از اهداف اصلی بنیاد برجسته کردن آنچه که آن را یک فاجعه نامرئی توصیف می کند ، است. یک کتاب در سال 2010 به نام رنج های نامرئی ، فراموش شده: درد و رنج بیوه ها در سراسر جهان Invisible, Forgotten Sufferers: The Plight of Widows Around the World ، تخمین می زند که 245 میلیون بیوه در سرتاسر جهان وجود دارد ، 115 میلیون نفر از آنها صرفاً به دلیل اینکه همسرشان را از دست داده اند ئر فقر و رنج ناشی از بدنامی اجتماعی و محرومیت اقتصادی زندگی می کنند .. به عنوان بخشی از کمپین آگاهی بنیاد لوومبا ، این مطالعه در تاریخ 22 ژوئن 2010 به بان کی مون دبیرکل سازمان ملل ارائه شد.

اولین روز بین المللی بیوه ها در سال 2005 برگزار شد و توسط لرد لوومبا و رئیس بنیاد ، چری بلرCherie Blair آغاز شد. تا ششمین سالروز بین المللی بیوه در سال 2010 ، رویدادهایی در رواندا ، سریلانکا ، ایالات متحده ، انگلیس ، نپال ، سوریه ، کنیا ، هند ، بنگلادش و آفریقای جنوبی برگزار شد.

در 21 دسامبر 2010 ، مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسماً 23 ژوئن را به عنوان روز جهانی بیوه ها تصویب کرد و پیشنهاد تحسین برانگیزی که توسط رئیس جمهور علی بونگو اوندیمبا Ali Bongo Ondimba از گابن ارائه شد به اتفاق آرا تأیید کرد. این قطعنامه علاوه بر به رسمیت شناختن 23 ژوئن به عنوان روز بیوگان قطع نامه همراهی نیز داشت تحت عنوان "کشورهای عضو ، سیستم سازمان ملل متحد و سایر سازمان های بین المللی و منطقه ای توجه ویژه ای به وضعیت بیوه ها و فرزندانشان داشته باشند."

انجمن دی (بانوان بیوه ) روز جهانی زنان بیوه بین الملل