مأموریت فضاپیمای جدید که طی ۴ سال آینده به فضا پرتاب می شود، از سوی معاون اداره ملی فضایی چین اعلام شد.

رهبرانی که اقتدار حکومت خود را در فقر و بدبختی مردمانشان می دیدند

وصيت منصور دوانيقي(يکي از حاکمان سلسله عباسيان) به فرزندش محمد، در سال ۱۵۸ هجري قمري: « من مردم را به طُرُقِ مختلف، رام و مطيع ساخته‌ام. اکنون مردم سه دسته‌اند: «گروهي فقير و بيچاره‌اند و هميشه دست نياز به سوي تو دراز خواهند کرد، گروه ديگر، متواري هستند و هميشه بر جان خود مي‌ترسند، و گروه سوم در گوشه‌ي زندان‌ها به سر مي‌برند و آزادي خود را فقط از رهگذر عفو و بخشش تو آرزو مي‌کنند. وقتي که به حکومت رسيدي، خيلي به مردم، در طلب رفاه و آسايش، ميدان نده.» ( تاريخ يعقوبي ، جلد ۳، صفحه ۱۳۳) نصیحت آغا محمدخان قاجار به ولیعهدش فتحعلی شاه: « رعیت چون آسوده گردد در فکر عزل رئیس و ضابط افتد و علی هذا القیاس . چون عموم اهالی ملک را فراغت روی دهد به عمال و حکام تمکین نکنند و در فکرهای دور و دراز درافتند، این گروه فرومایه را باید به خود مشغول کردن که از کار رعیتی و گرفتاری فارغ نگردند؛ و الا کار زراعت و فلاحت نقصان یابد و توفیر در غله و حاصل ضعیف شود و قحط پدیدار آید و لشکری از کار بیفتد و فسادهای عظیم روی دهد و ملک از میان برود... ارباب زراعت و فلاحت باید چنان باشد که هر ده خانه را یک دیگ نباشد تا به جهت طبخ آشی یک روز به عطلت و انتظار بسر برند و الا رعیتی نکنند و نقصان در ملک روی کند...

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شد

اولین بار کجا نوبت نامردی شد

یادمان نیست کجا از خودمان دور شدیم

یکشبه،با کمی اندوخته مغرور شدیم

وسوسه،از دل ملعون که بیرون آمد؟

یا هوس،با همه ی قدرتش اینجا آمد!

اولین بار کجا شرم به انسان خندید؟

اولین سیب چگونه لب مارا بوسید؟

یادمان نیست کجا راه خطا پیمودیم

اولین بار کجا بنده شیطان بودیم

یادمان نیست کجا کاشف تزویر شدیم

کی در ابلیس خرامیده و تکثیر شدیم

اولین حرف دروغی که شنیدیم چه بود

آنچه دیدیم و نه انگار که دیدیم چه بود

در کجا شعله نورانی دل پایان یافت

یا کجا خصلت ابلیس شده جریان یافت

در صف سیب و سرابیم،چه شدمارا دل؟

همگی پشت نقابیم،چه شد مارا دل؟

دوست بودیم همه با همه آدم ها

کم نمی کرد صفای دلمان را غم ها!

عشق و اخلاص و صداقت،

همه مدفون شده اند!

عهد و پیمان و رفاقت،

همه ملعون شده اند!

جام می و خون دل هریک به کسی دادند

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

‏بین ما تا به خدا یک پل فانی هم نیست
اعتماد و شرف و عشق زبانی هم نیست
کاش پیدا بشود روزنه ای سمت دعا

راهی از توبه ما تا به گلستان خدا
کاش کابوس زمستانی شیطان برود
کاش مخلوق خدا بازهم آدم بشود!

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

رجالِ ایران زنانی (سیرک انتصابات) حسنک ها مترسک ها ولایت اَبتر(پشت صحنه :اقدس خانوم ـــثبتـــ