انجمن بین المللی (بانوان) ایران _جهان
انجمن دی : خبر نگار :بانوان +همسرانِ واحد مرکزی خبر (بین الملل) بدون مرز فارسی =حدود 200 سال است که روزنامه نگاران ایران ، برای بقاء می جنگند. دراین سالها ، حکومت همیشه به ایشان به چشم دشمن وعامل بیگانه نگریسته است. اما اکنون ، فشاربراصحاب رسانه درایران ، ابعاد بی سابقه ای بخود گرفته و حرفه ی روزنامه نگاری، به راه رفتن روی میدان مین تبدیل شده است. برخی نیز ، روزنامه نگاری درایران را به حمل بمب ساعتی درجیب ، تشبیه کرده اند. درطول تاریخ 186 ساله ی روزنامه نگاری درایران ، یعنی اززمان انتشارنخستین روزنامه دراین کشور، صدها روزنامه نگار دستگیر وبه زندان افکنده شده اند وبرخی ازسرشناس ترین این افراد ، مانند میرزاجهانگیرخان ، شیخ احمد روحی ، فرّخی یزدی ، وخسروگلسرخی ، دردوران قاجاروپهلوی ، به قتل رسیدند.اما دهه های پس ازانقلاب اسلامی ، شاهد سطح بی سابقه ای از سرکوب درایران بود. به نوشته ی گزارشگران بدون مرز(RSF) ، فقط دردو دهه ی اول انقلاب ، حداقل 860 روزنامه نگار دستگیر ، زندانی وبرخی ازآنهانیزاعدام شدند.(1) اما درکمال تعجب ، این فشارسهمگین برای وادارکردن روزنامه نگاران به تمکین ، تاکنون بی نتیجه مانده است. 25 سال پیش ، دریکی ازروزهای سرد زمستان ، احمد بورقانی معاون وزیرفرهنگ وقت ( عطاء الله مهاجرانی) استعفای خودرا تقدیم رئیس خویش کرد ودرسخنرانی متعاقب آن ، عمرمعاونت مطبوعات وزارت فرهنگ رادرایران ، برابرباعمریک چریک دانست: شش ماه. معهذا بورقانی 16 ماه دراین پست دوام آورد وسرانجام دراعتراض به توقیف فله ای جرائی اصلاح طلب توسط قوه قضائیه ی تندرو ، وتصویب قانون جدید مطبوعات، که قانونی به غایت ارتجاعی بود ، ونیزبعلت اختلاف نظر بامهاجرانی ، ازکارخود استعفاء کرد. مهاجرانی نیزکه خود یک سال بعد بارای عدم اعتماد مجلس ازکاربرکنارشد ، درپاسخ به بورقانی گفت : " فرهنگ ، جای جنگ چریکی نیست." ازآن زمان به بعد ، روندی آغازشد که به بازداشت گروهی روزنامه نگاران ومقامات دولتی اصلاح طلب انجامید که برخی ازایشان ، سالها درزندان ماندند.اکنون درایران ، کاربه جائی رسیده که اصحاب رسانه نمی دانند که نیروهای امنیتی، کی درب خانه یامحل کارشان راخواهند کوبید.به همین دلیل روزنامه نگاری درایران، به مرگ تدریجی تبدیل شده است. وقتی بابورقانی که عضو حکومت ایران بود، چنین رفتارشد، باروزنامه نگاران مستقل خارج ازحکومت چگونه برخورد می شود؟ بورقانی سپس سراززندان در آورد وبرخی دیگرازمقامات دولت باصطلاح اصلاحات ( ابطحی ، تاجزاده و...) ، درزندان به اوپیوستند. کاردرچنین شرائطی ، بسیاردشواراست. درشرائطی که اوضاع سیاسی واقتصادی جامعه ، بی ثبات است ، خطوط قرمز حکومت هرلحظه تغییرمی کند وروزنامه نگار برای اینکه ازخشم حکومت درامان بماند ، مجبوراست خودرابااین تغییرات تطبیق دهد. اما درپی قتل حکومتی مهساامینی واعتراضات متعاقب آن ، شرائط برای کار روزنامه نگاری ، دشوارترگردید. ازآن زمان تاکنون ، بیش از100 روزنامه نگار دستگیرشده اند وبسیاری ازآنها احکام سنگین زندان دریافت کرده اند. مقامات حکومت ایران انتظاردارند که روزنامه نگاران ازکنار جنبشی که 500 کشته ، هزاران زخمی و 20 هزاربازداشتی برجای گذاشته ، وارکان حکومت رابه لرزه درآورده ، بی تفاوت عبورکنند ! این برخوردها ، ایران رادرانتهای لیست شاخص جهانی آزادی مطبوعات (WPFI) قرارداده است : رتبه ی 177 درمیان 180 کشورجهان.
لذا ، فشاروپیگرد حکومت ، تنها بخشی ازمشکلاتی است که روزنامه نگاران باآن دست وپنجه نرم می کنند. مشکلات معیشتی اکنون درصدرمشکلات روزنامه نگاران ایران قراردارد. علاوه برعدم امنیت شغلی ، گرانی بهداشت ودرمان ، ونرخ تورم بالاتراز 50 درصد اقلام اساسی زندگی ، کمراین قشر زحمتکش راخم کرده است. بسیاری ازاین روزنامه نگاران ، باحقوقی کمتر ازحداقل دستمزد قانونی ، کارمی کنند که پرداخت آنهم گاه ماهها به تاخیرمی افتد. دولت ابراهیم رئیسی قصد دارد قانون معافیت مطبوعات ازپرداخت مالیات رالغو کند. این درحالیست که دربودجه ی فعلی کشور، مبالغ هنگفتی به پلیس ، نیروهای امنیتی ، بسیج ، سپاه وسازمانهای اطلاعاتی ، اختصاص یافته است. این برخورد ، برخی ازجرائی کشوررا درآستانه ی تعطیلی قرارداده است. بدین ترتیب ، جمهوری اسلامی به روزنامه نگارانی که دولت رئیسی وعملکرد نیروهای امنیتی رابه چالش می کشند، اعلان جنگ داده است. معهذا ، روزنامه نگاران مستقل سعی می کنند تابابه خطرانداختن شغل ، آزادی وجان خویش ، افکارعمومی رااز اعتراضات مردمی ، اعدام معترضین ، حمله به دانشگاهها ، بازداشت فعالین سیاسی ، روزنامه نگاران ، وکلا ، هنرمندان ، ورزشکاران ودیگر اقشارمردم ، مطلع سازند. حکومت جمهوری اسلامی ، به هیچوجه فکرنمی کرد که بااین برخورد شجاعانه ومسئولانه ی اصحاب رسانه روبرو شود. حکومت ایران تاقبل از جنبش " زن ، زندگی ، آزادی " ، تصور می کرد که بادهه ها سانسور ، به زندان افکندن روزنامه نگاران ، وخفه کردن اعتراضات ، موفق شده است افکارعمومی ورسانه ها راتحت کنترل گرفته وباخود همراه سازد.
دورجدید اعمال فشاربرجرائد ، ازدولت روحانی وبالغوسوبسید کاغذ برای روزنامه ها آغازشد. جرائد مجبورشدند ازتعداد صفحات خود بکاهند وحتی روزنامه های دولتی ونیمه دولتی مثل همشهری نیزازاین فشاردرامان نماندند. این روزنامه اخیراً 70 روزنامه نگار و 70 نفرازکارکنان فنی خودرااخراج کرد. روزنامه ی دولتی ایران نیز23 نفراز کارکنان خویش را اخراج نمود. لذا اعمال فشار مالی برجرائد مستقل واصلاح طلب درایران را باید بخشی ازپروژه ی سانسور دراین کشورتلقّی کرد. سانسور اشکال مختلفی دارد که یکی از آنها محروم شدن ازمزایای اقتصادی است. بگیر وببند روزنامه نگاران وتوقیف جرائد ، چهره ی زشتی ازحکومت نزد افکارعمومی ارائه می دهد درحالیکه تعطیلی جرائی دراثر فشاراقتصادی ، چنین انعکاسی درجامعه ندارد ومقامات حکومتی بخاطرآن سرزنش نمی شوند.
درسال گذشته ، کمیته ی حمایت ازروزنامه نگاران(CPJ) ، فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران (IFJ) ، و گزارشگران بدون مرز(RSF) ، ازدولت ایران خواسته اند تا روزنامه نگارانی راکه بخاطرانجام وظائف خود درزندان به سر می برند ، آزادکند. اما پاسخی دریافت نکرده اند. ایران ، اکنون به سیاهچاله ای می ماند که اژدهائی به غایت محافظه کار برفرازش به پاسداری مشغول است تامانع انتشار خبرازدرون این سیاهچاله به خارج گردد. به همین دلیل ، سازمانهای بین المللی تاکنون نتوانسته اند درمبارزه با حبس اصحاب جرائد ، اخذ اعترافات اجباری وسانسور ، کمک چندانی به همتایان ایرانی خود بنمایند ومهمترین کاری که تاکنون انجام داده اند ، انتشار نام وپیگیری پرونده ی قضائی روزنامه نگارانی است که بازداشت می شوند که البته آنهم درنوع خود ، غنیمت است.