انجمن دی (ویژه نامه بانوان (ایران- جهان)
از مردها این احساس میکنم که جنس دوم هستم یعنی همون واژه “زن” به خودم میگ هنوز مردهایی هستن که زن ها رو این طور ببین!!! (به چشم آدمی که توانایی نداره و ضعیفه)اینجوری که فقط بشینن کنج خونه و هیچ کاری نکنن!!!باورم نمی شد وقتی این تفکرات رو دیدممممم راستشو بخوای متعجب بودم و کلافه!!!آره راست که زن باید غذا درست کنه چارچوب خانواده رو نگهداری کنه عشق ببینه…ولی خود اون زن چی؟ اگه عشق به تحصیل داره؟ اگه عشق به کار کردن داره؟ اگه عشق اینو داره که خوشمزه ترین غذا ها رو درست کنه ولی ی ی قوی هم باشه…محکم بایست و بگه وایسا وایسااااا منم هدف دارم قرار نیست قربانی بشم… نقطه مقابل اون مرد می دونی کیه مردی که درک داره، میفهمه و میگه که اون زن مثل من حق زندگی داره یا اون دختری که توی خیابون راه میره یکی هست مثل اعضای خانواده خودم و …پنج شنبه گذشته بعد از روز و شب سر و کله زدن با مردای دسته اول توی محیط های مختلف بالاخره مرد دسته دوم و دیدم …این طوری از ترس با تمام وجودم یک مسیری رو رفتم …. ترس عجیب که حتی هنوزم بهش فکر میکنم تن و بدنم میلرزه… بدون هیچ شناختی اعتماد کرد به من… از اون هفته تا این هفته که ازش برای ملی تعریف کردم گفت نازنین چه آدم بزرگواری بوده !!! گفتم مامان خیلی ی ی …اصلا می تونست این کار و نکنه…امروز بعد از تموم شدن روزمرگی همون مسیر رو رفتم و اون فرد رو پیداش کردم گفتم آقا من واقعااا واژه ای به جز اصیل بودن در شما ندیدممممم …
گفتم سایتون مستدام و سرتون سلامت باشه و حفظتون کنه … و این گل هدیه ست به شما…
بهم گفت من کاری نکردم من فقط و فقط وظیفه انسانیم رو انجام دادم…گفت شاید یه روزی اگر برای دختر من هم توی خیابون چنین اتفاقی افتاد یکی بهش اعتماد کردد…به نظرم مردونگی یعنی همین …به این نیست که تو ادعای الکی کنی و وقتی یک زن بهت سلام میده به پاش بلند نشی و حتی جواب سلام ندادی …مردونگی یعنی تو هم به عنوان یک زن ارزشمندی ارزشمندددد…. پ ن:نورررررر هزاران هزاررررر بار شکر پ ن: پیش پیش روز دختر مبارک
من ۵/۵ / ۵۵/ را با تلویزون سیاه سفید و مبله چوبی در اطاقی بدون مبل کنار بخاری علاءالدّین که کتری آب روش میجوشید همراه با خواهرها و برادرانم با کارتن میکی موس زیستم.
۶۶/۶/۶ را با پاترول کمیته و با چسب ضربدری روی شیشه،خاموشی،صدای آژیر خطر و جنگ و عشق ایثار گذراندم.
۷۷/۷/۷ را به آرزوی دموکراسی و اصلاحات و کمی رونق اقتصادی طی کردم.
۸۸/۸/۸ را با کتک خوردن مردم کف خیابان، بگیر ببند و راز بقا در شهرم سپری کردم .
۹۹/۹/۹ را با ویروس،میکروب،انگل،آفتی بهنام کرونا، آقازاده ،گرانی ،زنهای گرسنه و شوهردار خیابانی، ماشینهای چند میلیاردی، بچههای کار بهدنبال غذا توی سطل آشغال و دروغ،دروغ،دروغ.من بیش از نیم قرن زیستهام و خوشترین ایّامم روزگار اطاق بدون مبل با تلویزون سیاه و سفید و علاءالدّین درحال نوشتن مشق شب در دفتر کاهی و دیدن کارتن میکی موس و تنسی تاکسی دو و چاملی بود.
به گزارش خبرگزاری تسنیم و به نقل از دیلی میل، جوی بارتون بازیکن پیشین منچسترسیتی و نیوکاسل مدعی است، لیونل مسی برنده هشت توپ طلا در جوانی با استروئیدها تغییر ژنتیکی پیدا کرده است.
اتحادیه اروپا برای مهار ایران دست به دامنچین شد
همچنین تهران تعهد داده بود که به صورت داوطلبانه فعالیتهای راستی آزمایی آژانس را اجرایی کند. همچنین طرفین پذیرفته بودند که در خصوص موضوعات مختلف همکاریهای خود را گسترش دهند.
- پشتپرده سفر گروسی به ایران؛گمانهزنیها از تمایل تهران به احیای برجام در گفتگو با علیواعظ و کوویل
- گروسی در تهران؛ آژانس با اهرم فشار محدود به دنبال کنترلهای سختتر بر فعالیتهای هستهای ایران است
در این نشست خبری همچنین محمد اسلامی در توضیحاتی تاکید کرد که جمهوری اسلامی تعاملات خود با آژانس را بر پایه «بیانیه مشترک» دنبال میکند و طرفین بر حل «مسائل باقی مانده در دو مکان مد نظر آژانس» تمرکز خواهند کرد. اشاره اسلامی به دو مکان باقیمانده در حالی مطرح میشود که در طول ماههای اخیر مقامهای آژانس بارها تاکید کردهاند که همچنان توضیحات ایران در خصوص هر سه مکان اعلامی آژانس که در آنجا رد اورانیوم یافت شده قانعکننده نبوده است.
در مقابل اما مسئولان جمهوری اسلامی اصرار دارند که اختلافات تنها بر سر دو مکان باقیمانده و تهران و آژانس بر سر مختمومه کردن یکی از این سه مکان به توافق رسیدهاند.
اسلامی در بخش دیگری از نشست خبری مشترک با گروسی گفت: «ما امروز توافق کردیم که موضوعات مربوط به گذشته، حال و آینده را از هم تفکیک کنیم. ما به صورت هماهنگ و مشترک به سمت آیندهای پر تعامل و پر تحرک گام بر میداریم.»
بارتون گفت: برای من، یک ستاره بزرگ در کنار نام لیونل مسی وجود دارد، زیرا در سنین پایین به دلیل مشکلات رشد به او استروئید داده شد. مسی در جوانی اصلاح ژنتیکی شده بود، بنابراین باید یک ستاره در کنار نام او وجود داشته باشد. کاپیتان تیم ملی آرژانتین به دلیل کمبود هورمون رشد که در 9 سالگی تشخیص داده شد، دورههای درمانی را گذراند که تا 14 سالگی آن را به پایان رساند.
وی افزود: مسی با هورمونهای رشد تغذیه میشد و این نوع داروها به رشد او کمک میکردند. اگر او را رها میکردند که به طور طبیعی با غذاهای سرخشده و چیزهایی از این قبیل رشد کند، رشد نمیکرد و به چیزی که در نهایت انجام داد، نمیرسید.
بارتون یک بازی ملی برای انگلیس انجام داده است. او علاوه بر منچسترسیتی و نیوکاسل، در تیمهای کوئینز پارک رنجرز، برنلی و مارسی فرانسه بازی کرده است.
پیام اقدس خانوم ـــثبتـــ برای سرود پرچم ایران = اقدس)

جمهوری اسلامی میکوشد با استفاده از ابزارهای متفاوت کودکان و نوجوانان را جذب بسیج و فعالیتهای آن کند. در این راستا بهرهگیری از موسیقی و ساختن سرودهای تهیجی می تواند کمکی در جهت پروگاندای حکومتی باشد.
#عنکبوت_مقدس جانداریست که در لحظهی صفر تقویم هجری قمری بر دهانهی غار ثور تار تنید تا جانپناه پیامبر آخرالزمان شود. وقتی دوام اسلام به تاری بند بود، حشرهای سُستمنزل محاسبات دنیای کفر را بهم ریخت. حالا که شیعه زیر سایهی امامی قُدسمنزل قوام گرفته، کجا شبپرهای با نیشتر هنر هفتم میتواند بر چهرهی آفتاب هشتم پنجه بکشد؟ پردهی نقرهای را کجا آن یارا باشد که گنبد طلایی را بپوشاند؟ رسانههای زنجیرهای اهل باطل کی میتوانند سلسلهالذهب و عروة الوثقای حق را از هم بگسلانند؟ گنبد طلای مشهد همان درخت طوباست که خدا با دست خود در جان دنیا کاشته و نخل طلای کن همان شجرهی زقوم است که سران ابلیس لای زرورق پیچیدهاند تا رئوس الشیاطین از آن بیرون نزند.
شهر عنکبوتی واقعی همانی است که چند سال آینده را نخواهد دید، آنگاه که مرد عنکبوتی هم دیگر نمیتواند به دادش برسد. قاتل زنجیرهای، غرب وحشی است که زنجیر پاره کرده و شیک و مجلسی نسلکشی میکند و از خون کودکان یمنی و سوری و عراقی در ونیز و برلین و کن فرش قرمز پهن میکند تا تعدادی ناهنرمند از وطن گریخته روی آن اسکی بروند. در قاموس هنر سکولار، حکماً سامری، چهره ماندگار و هنرمندی مردمی است که گوسالهای را از طلا تراشید و به شعبده جای خدا جا زد و مُشتی گوسفند برای او کف زدند و با او عکس یادگاری گرفتند. تندیس طلایی گوسالهی سامری هم، باشد برای آنها که برای فستیوالهای موهن غربی غش و ضعف میروند.
اجرای سرود "سلام فرمانده" در استادیوم آزادی و بسیج نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی سرپوشی بر شرایط اسفبار اقتصادی و سیاسی در ایران است. در حالی که تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف ایران در مخالفت با حکومت تشدید شده، سردمداران قدرت می کوشند تصویری دروغین از وفاداری نسل جدید به علی خامنهای را به نمایش بگذارند.


پــرچم ایـــران که می بـــودی سه رنـــگ
هر سه رنگـــش را مــــجـزا کــــرده اند
رنگِ سرخش شا هد خون شهیدان است وُبس
رنگ سبزش شــالِ غــاقآ کرده ند
از سفیدش کرده اند عـمــا مه ها
بر سرِ آشیخ ها با ذکر امّــــــا کرده اند
چوبِ خشکش را بــــدون وازلـــــین
طویِ ماتَحتِ همه مسنضعفین جا کرده اند


دلا از دست تنهایی به جونم
ز آه و ناله خود در فغونم
شوان تار از درد جدایی
کره فریاد مغز استخونم
میعادگاه جنون جنون ...این مردان در تاریکی شب در بانک چه می کردند ...؟..فیلمی سراسر دلهره و هراس ...محصول تلویزیون خودمان ...این گروه خشن ...کسانی که به جای دست کلنگ و بیل از بدنشان روییده است ...مردان کلنگی و بیلی ...فیلمی سراسر دلهره
و خشونت ...این هبولاها اول هیولا نیستند ...می روند زیر مهتاب ...یک اووویی می کنند و بعد دندان های بلند در دهانشان و کلنگ
و بیل و وسایل کندن چاه و تونل در زیر بیت المال از بدنشان بیرون میزند ...جدال در مهتاب ...با شرکت هیولا هایی که اول خدومند ..
خدوم هایی زحمتکش ...اما بعد اسیر وسوسه بز ها می شوند ...همان بز هایی که یکی دو تا شون در زندان و هزاران هزارشون بیرون زندان در شرکت ها و سازمان های مختلف مشغول کارهای خدومی خویشند ...
فیلمی ترسناک و سراسر بخور بخور در خیابان های ایران ...هبولاها در شهر ....این فیلم را از دست ندهید ...دریم دریم ...دوبس دوبس
دوبس....مردان حفار ..ابنان که هستند که در تاریکی شب ...روشنایی روز در سرما و گرما در زیر بیت المال مشغول بکار هستند ...؟
اینان تونل می زنند ...چاههای عمیق در باغ و بستان خوش آب و هوای بیت المال حفر می کنند ...بشتابید ...بشتابید ....چند فیلم با
یک بلیط ...از استخراج یورو سنگ ...دلار سنگ و پوند سنگ ..و در یک عملیات کیمیاگری اینها را شستشو می دهند و تبدیل به حواله های
قانونی و شرعی می کنند ...خدوم ها ...خدوم های زحمتکش ..پدران آقا زاده ها ...و صبیه ها ...در نبرد آخرین ...نبرد آخر را سراسر
رنگی سینماسکوپ ...ببینید ..با صدای دالبی ...در بهترین سینماهای ایران ...
ابنجا جنگی در زیر باغ خوش و آب وهوای بیت المال بین هیولاهای دست بیلی دست کلنگی با رگه های طلا و دلارسنگ در جربان است...
اینها روز اول خدومند ..وزیر یا وکیلند ...رئیس و مدیرند ...مشاورو مشیرند ....دستهایشان اول مانند ماست ...اما بعدا بزها مثل مدوزا
به ابنها یک نگاه شیطانی می کنند و خدوم ها طلسم می شوند ....فیلم سینمایی طلسم شدگان ....این مرد ...آقای کاظمی ...یک روز
وزیر رفاه بوده است و برای خودش یک خدوم زحمتکش ششدانگ بوده است ...با مهر در پیشانی ...و تسبیح در دست ...نماز اول وقت
این مرد ترک نمیشده ...اما اکنون در جواب قاضی که می گوید آقای اسدی چرا بخشی از سی میلیون یورو را بحساب زنت ریخته است
می گوید نمی دانم ....فیلمی سراسر دلهره همراه با لحظات شاد و کمدی ....خب جناب قاضی این خدوم از کجا بداند چرا آن مردک
میلیاردها پول بحساب زن ایشان ریخته است ...؟..بروید از زنش و آن مردک بپرسید ...شاید آن مردک پولش زیادی می کرده ...داده
خانم خدوم باهاش کار خیر کند ...چرا فکرهای بد بد می کنبد ...؟
فکرهای بد بد ...فیلمی کمدی از اوضاع بیت المال ....در سینماهای ادارات ..سازمان ها .شرکت ها ..بانک ها و موسسات ریز و درشت ....خلاصه هر جا خدومی هست
بک فیلم در حال ساخته شدن است ..ابن فیلم 14 هزار میلیارد تومان برای کارگران و کارمندان و کاسب ها و اقشار مختلف مردم ایران خرج برداشته است حداقل بیایید ببینید و کلی بخندید حال کنبد ....
منتظر برنامه های آینده و رقم های هزاران هزار میلیاردی دیگر باشید ...جدال در زیر بیت المال ..در سطح بیت المال ..در بالا و پایین بیت المال ......فیلمی رنگی ..سکوپ دیجبتال ..با صدای دالبی ...جدال در مهتاب ...نبرد در روز روشن ...در باغ های خوش آب و هوای بیت المال ....بشتابید ..بیت المال در اسارت دست بیلی ها ..دست کلنگی ها ...که فقط تونل می زنند و می برند ...جدال در باغ بیت المال...نبرد بر سر سفره ...ابن سهم و حق این خدوم هاست ....خدوم ها ...در سینماهای سراسر ایران ...