انجمن دی (ویژه نامه بانوان) واژگونی آخوند ها را به ... تسلیت (خبر مرگ حفظ نظام)انجمن ادبی دی (ویژه ب
انجمن ادبی دی (ویژه بانوان )

📍مشهور است كه انسان با پشت سر گذاشتن دوران جمادي و نباتي به عالَم حيواني پا مي گذارد و با گذر از دوره حيواني به عالَم انساني مي رسد و چون راه تكامل برايش باز است ، مي تواند از مرحله انساني نيز عبور كند و به عالم ملائك دست يازد ؛ حتي از آن نيز بگذرد :
از جمادي مُردم و نامي شدم وز نما مُردم به حيوان بَر زدم
مُردم از حيواني و آدم شدم پس چه ترسم كه ز مُردن كم شدم
حمله ي ديگر بميرم از بشر تا بر آرَم از ملايك پرّ و سر
وز مَلَك هم بايدم جستن ز جو
«كُلُّ شي ءٍ هالِكٌ اِلّا وَجهَهُ» ( قصص ، آيه 88)
با ديگر از مَلَك قربان شوم آنچ اندر وَهْم نايد آن شوم
پس عدم گردم عدم چون اَرغَنون
گويدم كه « اِنّا اِلَيهِ راجِعون » ( بقره ، آيه 156)
( مثنوي معنوي ، دفتر سوم ، ص 496 )
📍در تبيين اين مطلب نمي توان گفت چون انسان براي ادامه حيات از نباتات و حيوانات تغذيه مي كند و نبات ، مستقيم از زمين بهره مي برد و حيوان به شكل مستقيم و غير مستقيم از گياه ، پس انسان ها از جماد و سپس نبات و پس از آن از حيوانيّت سر در آورده و آن گاه به انسانيت رسيده اند ... ، زيرا سبزي و گياهِ كنده شده يا حيوانِ سر بريده ، از حالت نباتي و حيواني خارج و جماد مي شود ، از اين رو انسان و حيوان جز از جماد ارتزاق نمي كنند .
📍تفسير سخن جلال الدّين رومي اين است كه وقتي انسان خاك و گياه است دوان جمادي اوست كه شايستگي دارد نامي و نباتي شود و پس از تبديل شدن به نطفه و آغاز دوره علقه و مضغه شدن ، مراحل نباتي را مي گذراند و استعداد دارد حيوان گردد و هنگامي كه روح در او دميده مي شود ، روزگار حيواني خود را شروع مي كند . در اين مرحله او حيوان بالفعل و انسان بالقوّه است . اگر بتواند از استعدادهاي خود بهره گيرد ، مي تواند انسان بالفعل شود و چنانچه آن ها را ضايع كند و هدر دهد ، در مرز حيوانيّت مي ماند و گاهي از آن نيز سقوط مي كند : « اولئك كالانعم بل هم اضلّ اولئك هم الغفلون» ( اعراف ، آيه 179) . اين گونه افراد صورت انسان دارند ، وگرنه حيوان متولد شده و حيوان مي ميرند . گاهي ممكن است انسان سير نزولي كرده و با ارتداد و انكار همه حقايق ، حيوان يا فروتر از آن شود ، زيرا تا زنده و داراي اختيار و حرگت گوهري است ، هر دو سوي صعود و سقوط براي او ميسور است .
📍بر اين اساس ، جماديّت و نباتيّت و حيوانيّت مراحلي وجودي در طول انسانيّت اند ، چنان كه انسانيّت نيز در طول فرشته شدن است .
📥 تسنیم ، تفسیر قرآن کریم ، آیه الله جوادی آملی ، جلد ۲۱ ، صفحات ۶۱۷ تا ۶۱۹
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تواَم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیَم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیَم زآلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایهٔ مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در ِ بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ِ ظلمتِ تردید ها
با تواَم دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر ، جز درد خوشبختیم نیست
این دل تنگ من و این بار نور ؟
هایهوی زندگی در قعر گور ؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی انگاشتم
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سرنهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش ، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرّارها
گمشدن در پهنهٔ بازارها
آه ، ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته
چون ستاره ، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمان
از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سینه ام را آب ، تو
بستر رگهام را سیلاب ، تو
در جهانی این چنین سرد و سیاه
با قدمهایت قدمهایم به راه
ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه ، ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزه زاران تنم
آه ، ای روشن طلوع بی غروب
آفتاب سرزمین های جنوب
آه ، آه ای از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سیراب تر
عشق دیگر نیست این ، این خیرگیست
چلچراغی در سکوت و تیرگیست
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم ، من نیستم
حیف از آن عمری که با من زیستم
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات
خیره چشمانم به راه بوسه ات
ای تشنج های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه ، می خواهم که بشکافم ز هم
شادیَم یکدم بیالاید به غم
آه ، می خواهم که برخیزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
این دل تنگ من و این دود عود ؟
در شبستان ، زخمه های چنگ و رود ؟
این فضای خالی و پروازها ؟
این شب خاموش و این آوازها ؟
ای نگاهت لای لایی سِحربار
گاهوار ِ کودکان بی قرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته از من لرزه های اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لا جرم شعرم به آتش سوختی
در نباید حال پخته هیچ خام،پس سخن کوتاه باید والسلام
اقدس/مقدس
انجمن ادبی دی(ویژه بانوان) حرمسرای کرملین +اسد + چارپایان + آخوندها

🔹رسانه های پوشالی انقلاب در شبانه روز گذشته مرتب و منظم برنامه و مطلب برای به میدان آوردن مردم تولید کردند اما میزان استقبال مخاطبانشان در کف میدان عیار آنها را مشخص کرد.
🔸اگرچه بررسی ها به وضوح نارضایتی و متاثر بودن مردم از اتفاق تلخ فوت مرحوم مهسا امینی را نشان می دهد،لیکن عدم استقبال از فراخوان پوشالی آخوند ها وچارپایان انقلاب مشخص کرد مردم دروغ های این رسانه ها را باور نکرده اند.
🔸کارشناسان معتقدند ارتقاء سواد رسانه ای مردم در اثر مواجهه با اتفاقات مشابه گذشته و آشنایی آنها با شیوه ها و تکنیکهای رسانه های آخوند ها همچون روضه خوانی تکرار مکررات انقلاب تا حد زیادی باعث عدم استقبال مردم از آنها شده است. با این حال ضروری است شبهات و گره های ذهنی مردم با روشنگری به موقع بر طرف شود.
پیشتر مسلمانی بهانه ای بود برای دادن موشک به مقاومتی ها ی عربی ، برای حمله به اسرائیل! یا برای قدس یا ارشلیم !
امروز که پهباد ها مردم جنگ زده و مورد تحاجم گرفته اُوکراین رو قتل عام می کنند ! اون هم در جنگ دو کشور همسایه غیر مسلمان ، این درد و کجای احساس پاک ایرانی و انسانیمان بگذاریم !
پس مسلمانی چه شد ! انسانیت چه می شود ! مدافع حرم کجا و مدافع کاخ کرملین !بقا به چه قیمتی !مدافع حرمسرای اسد + مدافع گداصفتان آخوند و چارپایان ایران به خالی کردن پول ضریح حرم به گمان آنان امام و منابع درآمد برای صرف جنگ برای قدرت و خالی کردن جیب مردم به نشانه ایمان کذائی ... آوردن اکیپ نظامی پوشالی از ترس و خجالت آنکه دست پیش گرفته اند که از قافله عقب نمانند و مردم با بی اعتنائی خستگی را در نیروهای کذائی آخوند ها از نزدیک مشاهده می کنند که برای هیچ وُ پوچ چه نیرو هائی که به هدر نمی رود !!!!نیروهائی که صرف عیاشی و خوشگذرانی آخوند ها +غآقا زاده ها و چارپایان می شود.
انجمن دی(مشارکت بین المللی فارسی زبانان) ویژه نامه بانوان = اقدس مقدس گزارشگر واحد مرکزی انجمن بین المللی بانوان >>>
#فرمایشات اسدالله خان: مخالفین جمبوری اسهالی، درخارح کشور، همّت قدرت خود را معطوف این ساخته اند که شرایط اخراج سفرای ایران از دیگر کشورها را فراهم سازند.در همین راستا و در جهت موافق!، مسعولین«خدوم» و متصدیان«لاسخور» کشور بر آن شده اند تا با ضبط پاسپورت سلبریتی های ورزشی ، فرهنگی و هنری ایرانی حامی معترضان، که دستشان حسابی به دهانشان می رسد و براحتی توانایی زندگی در خارج کشور را دارند، کاری کنند که آن ها در سرزمین متبوع( مطبوع!) خود ماندگار گردند.
به همین جهت، بسیاری از اولیای امور داخل(ولایت) که مدام مردم را به خوردن خرما و پوشیدن لنگ تشویق می کنند فرزندان خویش را ظاهراً برای ساختن مجتمع بساز بفروش در ترکیه و«ورود فیلتر شکن »دانش بنیان (ره) ادامه تحصیل، کار، زندگی یا هروجه دیگری راهی خارج از کشورشده اند تا به مراتب بهتر و بیشتر از آنچه لیاقت آن را دارند روزگار سپری کرده و از موهبات حیات«ژنّ برتر » بهره مند شوند.زمانی آقوی معمار باشی به طنز فرموده بود: ظاهرا فقط اندی و ولیعهد می خواهند برگردند، چون همه می خواهند از کشور مهاجرت نمایند.
در همین رابطه، زبل خان به مسعولین پیشنهاد داده تا ما را به عنوان برده به کشورهای دیگر بفروشند تا هم ما خارج شویم و هم ارز وارد شود.در این صورت هم آخوند ها از شَرّ ما راحت می شوند . هم انگل ها به نوعی از خون دژمنان «ارتزاق» خواهند کرد .
گزارشگر انجمن ادبی بین المللی واحد مرکزی انجمن اسدالله خان : اقدس مقدس 