خواب دیدم مـــرگ رهبــر می رسد قاصد پیک اَجــل سر می رسد

مرگ رهبر نریخت هیچ شرابی برای ما
پائیز هم نداشت جوابی برای ما
ایران را به آجر اندوه و خشت غم
آباد کرد خانه خرابی برای ما
ما زنده زنده در دل اسلام سوختیم
کو تا کسی بیاورد آبی برای ما
غیر از خزان که حرف ندارد ، نداشتند
صوفی و شیخ حرف حسابی برای ما
معلوم نیست صبح قیامت بپا شود
دیده ست روزگار چه خوابی برای ما
از بسکه می رویم و به جایی نمی رسیم
دنیا نبود غیر سرابی برای ما
اینجا صدای شیشه خودش کم گناه نیست
پنهان بریز عشق شرابی برای ما
ایمان بیاروید که بین پیمبران
آورده است عشق کتابی برای ما
خواب دیدم مـــرگ رهبــر می رسد قاصد پیک اَجــل سر می رسد
در میان جـــانـور های جـهان هرکسی باشد سِکندر می رسد
خاطرات وُ ماجـــرای کربلا یـــادم از دوران اصـــغر می رسد
برتمام مُــردگان خواندم نماز نوبت الله ُ اکبــــر می رسد
شیخ می بندد نماز مردگان مُــردگان : امروز اَبتــر می رسد
آنکه در ایران شده هم سنِ نوح جنتی در نــزد داور می رسد
در جهان گردیده اِینک دادگر نوبت شـــیرِ ســــماور می رسد
نائبـــان رهــــبر ایــرانــیان بول البشر همچون ستمگر می رسد
شد امیر المومنین اُم القـــرآ یاعلی با حـــیدرِ گر می رسد
مملکت گردید: (خرطوخر یقین) انتظار اینک به آخــر می رسد
شّررر به پا می گردد آخر در جهان بعد ازین آن روز محشر می رسد
منتظر باشید یاران بی گمان خرخری نوبت به دیگر می سد
انجمن دی ویژه بانوان (تصویر +عکس + مطالب ویژه)
.
.
.