انجمن ادبی بانوان بین الملل :که یکدست تنهاست، بیهمنبرد (دیکتاتور اسهالی)

اگر (آغآ) دو بــسته ای بــزند دَم به دَم :از حماسه ای بزند
دورِ منقل نشسته فرمودست : سوی دژمن (نشسته)ای بزند
مجلس مصلحت نگهبان است : با دُرشکه کالسکه ای بزند
جمعه ها نه سه شنبه ها شاید : شیخ گریان خطبه ای بزند
شده کُتلِــت تمامِ مش قاسم سـریال خُجســته ای بزند
زاهدی هم ستاره باران شد اصفهونی : تـرانه ای بزند
وارثــانِ : کلیم وُ ابراهـــیم پــسرانِ هَــنیــه ای بزند
حتماً آن مش حسینِ (واشیتون) (وانشان) رفت پیاله ای بزند
دور مَــنقل تمامِ نئشـــگیان خستگی رفت : هسته ای بزند
شده صادر تمامِ (دین اسلام) شــاید( آغآ )دوباره ای بزند
زِّرر زِرر حاکمان این دوران نقطه زن های بسته ای بزند
در خیال حاکمان کابوس می آیدبکار
ملت مظلوم را مایوس می آید بکار
عشق مدتهاست در این مملکت کاری نبود
عشق را در عهد دقیانوس می آید بکار
نور دانش بر جوانان راه را کج کرده است
پیرمردی خسته و فانوس می آید بکار
گفته بودم : آبِ دریا را اگر نتوان کشید
مملکت را آبِ اقیانوس می آید بکار
عشق اگر ننشسته بر اشعار شعر شاعری
مکتب وُ فرمول جالینوس می آید بکار
گرچه دُژمن صحبتش افکاری از جاسوس بود!
افتخارِ رَهبری جاسوس می آید بکار