دبیر خانه انجمن بین المللی (بانوان)میگویند ظلم تاریخی به زن شده
بانوان بین الملل » یوم الله تشییع اُم القرای جهان :سِد علی آخر بجنبان ریش را
شرایط مذاکره جمبوری اسهالی طوریه که اگه رهبر به شوخی اعلام کنند : ۲+۲ میشود ۵
فرداش ۷۸۰ نفر از ریاضیدانان برجسته کشور در نامهای سرگشاده اعلام میکنن که آنها هم مدتهاست به همین نتیجه رسیدن که عدد " ۴ "اصلا در ریاضیات وجود نداشته و توطئه بیگانگان بوده،
۲۰۰ نفر از نمایندگان مجلس هم دو روز بعد طرح حذف عدد ۴ از محاسبات را درخواست میکنند،
وزرای بهداشت و آموزش عالی هم از این رهنمود تشکر میکنند !!!!
در خطبه های نماز جمعه از خیانت هایی که عدد چهار در تاریخ ریاضی به جهان اسلام کرده پرده برمیدارند،
و آتش به اختیارها پای مداحی محمود کریمی بر سر میزنند و با ناله و گریه خدا رو شکر میکنند که چه زود چهره واقعی عدد ۴ با روشنگری مقام معظم رهبری آشکار شد و چگونه ایشان چهره کثیف آن را برای جهان اسلام نمایان کرد.
آفت کشور ما این است : چاپلوسی، ترس، عدم اراده و نداشتن تفکر..!!!!
*چگونه یک نفر میتواند، مردم یک کشور را به فقر و انزوا بکشاند؟*
انور خوجه مردی کتابخوان، خوشبرخورد و خوشسیما بود اما در واقع شخصیتی متعصب، بیگانهستیز، بدگمان و خونریز بود.
از بخت بد مردم آلبانی، انور خوجه اداره این کشور را در پایان جنگ جهانی دوم به دست گرفت.
و به مدت ۴۱ سال با قدرت کامل با تمام قوا ایدئولوژی خودش رو پیش برد و تنها کسی بود که در آلبانی اجازه داشت هرکاری را که میخواهد انجام دهد.
خوجه با این که حداقل از بعد از جنگ دوم جهانی تمام قدرت را در آلبانی در اختیار داشت اما هیچ وقت از توهم توطئه دست برنمیداشت.
بهطوریکه یک کشور مدیترانهای در همسایگی یونان و ایتالیا را به یک پادگان بزرگ تبدیل کرد.
او سر آشتی با هیچ کشوری نداشت و با عناوینی
مثل “دفاع از امنیت کشور” شروع به سنگرسازی در گوشهگوشه آلبانی کرد.
خوجه برای کشوری که تقریباً سه میلیون نفر جمعیت داشت، حدود ۲۰۰ هزار سنگر ساخت.
هرچند برنامه اولیش ساخت یک سنگر به ازای هر چهار نفر بود.
سنگرهایی که ساخته میشد، مهندس سازنده آن توسط خوجه در درونش قرار میگرفت و سپس با تانک به سنگر شلیک میکرد تا مقاومت و کیفیتش آنی و عملی آزمایش بشه.
خوجه انور در مسیر رسیدن به آرمانهای جمهوری خلق آلبانی که در واقع همان مبارزه با امپریالیسم و سرمایهداری بود، از هیچ کاری دریغ نکرد.
از تصفیههای سیاسی گرفته تا بستن کشور به روی اقتصاد جهانی و البته ساخت قارچگونه سنگرهای بتونی. سنگرهایی که هنوز هم که هنوز است در کوچهپسکوچهها و خیابانهای آلبانی وجود دارد.
میراثِ خوجه برای آلبانی، فقر و انزوا بود.
آلبانی تحت حکومت خوجه مثل زندان شاوشنگ بود
با سلولهای انفرادی و دیوارهایی بلند که حتی امکانات کمنظیر آن زندان را هم نداشت.
شاوشنگ کتابخانهای با کتابهایی فراوان و سالنی برای ورزش داشت و آنچه از زندانی سلب میشد تنها آزادی او بود آنهم به این دلیل که جرمی سنگین مرتکب شده است. اما شهروندان آلبانیایی بدون این که جرمی مرتکب شده باشند در زندان انور خوجه در اسارت بودند. چند سال بعد از فوت انور در ۱۹۸۵ و با فروپاشی شوروی، میراثش در کتابخانه سرخ مارکسیسم-لنینیسم آرشیو شد تا آیندگان بدانند که چگونه یک تفکر میتواند یک کشور را به فقر و انزوا بکشاند
و برخلاف ادعاهای عدالتطلبانه خود، عایدی جز وحشت و فلاکت برای اتباع تحت سیطره خود نداشته باشد.